مراحل روانی مهاجرت به چه شکل است؟


مهاجرت یکی از استرس زاترین چیزهایی است که می توانید به عنوان یک انسان تحمل کنید. تغییرات در زندگی، تاثیرات زیادی بر انسان میگذارد. که هم از نظر روحی شما را تحت تأثیر قرار می دهند یا باعث تحریک یا تشدید یک بیماری جسمی می شوند. آگاهی از مراحل روانی مهاجرت، اولین دفاع شما است.

چرا مردم مهاجرت می کنند؟

موضوعات در این مقاله

چرا مردم مهاجرت می کنند؟

در تلاش برای درک اینکه چرا مردم مهاجرت می کنند، برخی از محققان بر تصمیم گیری فردی تأکید می کنند، در حالی که برخی دیگر بر نیروهای ساختاری گسترده تر تأکید می کنند. بسیاری از محققان اولیه مهاجرت، بر اهمیت عوامل «فشار» و «کشش» تأکید کردند. بر اساس این دیدگاه، مردم زمانی تصمیم می گیرند که وطن خود را ترک کنند که شرایط در آنجا دیگر رضایت بخش نباشد و شرایط در منطقه دیگری جذاب تر باشد.

در سال های اخیر، بسیاری از محققان استدلال کرده اند که درک کامل تصمیم برای مهاجرت مستلزم بررسی سطوح مختلف توضیح است. که این سطوح شامل: فردی، خانوادگی و ساختاری- نهادی.

  • سطح اول، فردی یا روانشناختی است. که بر ادراک فردی تمرکز می کند و می پرسد که افراد امیدوارند با مهاجرت به چه مزایایی دست یابند. اینها اغلب شامل چشم انداز افزایش فرصت های اقتصادی یا استاندارد زندگی بالاتر یا فرار از آشفتگی های اجتماعی است.
  • سطح دوم بر نیازهای خانواده متمرکز است. اغلب، تصمیم برای مهاجرت صرفاً یک تصمیم شخصی نیست، بلکه یک تصمیم خانوادگی است و منعکس کننده تمایل یک خانواده بزرگتر برای افزایش امنیت یا بهبود رفاه آن است.
  • سطح سوم ساختاری و نهادی است. که بر زمینه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی گسترده ای تمرکز می کند که حرکت جمعیت را تشویق یا منع می کند. عواملی که مهاجرت را تحریک می کنند شامل بهبود در حمل و نقل و ارتباطات یا تفاوت درآمد بین مناطق پیشرفته تر و کمتر پیشرفته تر است. جنگ نیز اغلب باعث مهاجرت می شود.

پیامدهای مهاجرت در مبدا و مقصد

پیامدهای مهاجرت در مبدا و مقصد

قبلاً در مورد اینکه چرا روند مهاجرت برای مردم سخت است، نوشته ام. بدون شک این یکی از سخت ترین فرآیندهایی است که یک انسان می تواند تحمل کند. برای برخی از افرادی که به اجبار کشور خود را به دلیل جنگ و نزاع ترک می کنند، حتی بدتر است. اما یادمون باشد، مهاجرت علاوه بر پیامدهایی که برای شخص دارد، پیامدهای مثبت و منفی هم برای مکان مقصد و مبدا هم دارد.

مهاجرت، پیامدهای مثبت و منفی در محل مقصد و مبدا دارد. که در ادامه به این پیامدها میپردازیم.

پیامدهای مثبت مهاجرت بر مکان مقصد

مهاجرت به کشوری دیگر، یک تغییر اساسی در زندگی است. اما تغییر اساسی در دو کشور مورد نظر نیز است.

در ابتدا پیامدها و تاثیرات مثبت بر مکان مقصد را میگوییم و در ادامه تاثیرات منفی را خواهیم گفت:

  • کارگران با دستمزد کم کار خواهند کرد و آماده انجام کارهایی هستند که مردم محلی نمی خواهند.
  • افزایش تنوع فرهنگی
  • شکاف های مهارتی پر می شود.
  • رونق اقتصاد محلی
  • درآمدهای مالیاتی دولت افزایش می یابد
  • خدمات عمومی می توانند از هجوم کارکنان واجد شرایط بهره مند شوند، به عنوان مثال پزشکان و پرستاران.
  • گروه های مهاجر می توانند نرخ زاد و ولد را افزایش دهند.

 

پیامد های منفی مهاجرت بر مکان مقصد

  • فشار بر خدمات عمومی مانند مدارس، مسکن و مراقبت های بهداشتی.
  • ازدحام بیش از حد
  • موانع زبانی و فرهنگی ممکن است وجود داشته باشد.
  • افزایش سطح آلودگی
  • افزایش فشار بر منابع طبیعی
  • تنش های نژادی و تبعیض
  • مردم محلی به دلیل افزایش رقابت از سوی مهاجران ممکن است شغل خود را از دست بدهند.
  • گروه های مهاجر ممکن است در جوامع محلی جذب نشوند.
  • عدم تعادل جنسیتی. معمولاً مردان بیشتر احتمال دارد مهاجرت کنند.

 

پیامدهای مثبت مهاجرت بر محل مبدا

حال پیامدهای مثبت مهاجرت بر محل مبدا میگذارد را بررسی میکنیم:

  • بیکاری می تواند کاهش یابد زیرا رقابت کمتری برای مشاغل وجود دارد.
  • فشار کمتری بر منابع طبیعی از جمله غذا و آب.
  • وقتی مهاجران برمی گردند، مهارت ها و دانش جدیدی به ارمغان می آورند.
  • فشار کمتری بر خدماتی مانند آموزش و مراقبت های بهداشتی وجود دارد.

 

پیامدهای منفی بر محل مبدا

  • افراد کمتری برای پرداخت مالیات وجود دارد.
  • تعداد کمتری از مهاجران ماهر، به عنوان افرادی که دارای مهارت و تحصیلات هستند، افرادی هستند که مهاجرت می کنند. این به عنوان فرار مغزها نیز شناخته می شود.
  • فرار مغزها می تواند به توسعه اقتصادی آسیب برساند.
  • مرزها، خانواده ها را از هم جدا می کند.
  • اغلب عدم تعادل جنسیتی وجود دارد، زیرا اغلب مردان هستند که حرکت می کنند.

 

مراحل روانی مهاجرت به چه شکل است؟

در مورد مراحل روانی مهاجرت به طور گسترده نوشته شده است و نقطه شروع معمول صحبت در مورد شوک فرهنگی است که پس از مهاجرت رخ می دهد.

اصطلاح شوک فرهنگی توسط کالورو اوبرگ در گزارشی که در سال 1954 منتشر شد، ابداع شد که در آن 5 مرحله متمایز شوک فرهنگی شناسایی شد. همه افراد در سفر یا زندگی در کشور دیگری احساس غریبگی یکسانی را تجربه می کنند و این روند دارای علت، علائم و رفع است.

در ادامه مراحل روانی مهاجرت را خواهیم گفت:

1.فاز ماه عسل:

اکثر مردم با توقعات بزرگ و طرز فکر مثبت شروع می کنند. هیجان، مناظر جدید، بوهای جدید، مزه های جدید وجود دارد و مشکلات اولیه به عنوان بخشی از تازگی تجربه می شوند. هر چیز جدید، جذاب و هیجان انگیز است. و به هر حال، مشکلات مبرم تری وجود دارد، مانند باز کردن حساب های بانکی، گرفتن گواهینامه رانندگی، پیدا کردن مدارس، پزشکان، دندانپزشکان، متخصصان زنان. اینها معمولاً با شادی همراه با غلبه بر هر یک از اولین موانع با موفقیت انجام می شود.

2.مرحله رد:

مرحله ماه عسل به پایان می رسد زیرا تازه وارد، باید با مشکلات حمل و نقل (اتوبوس هایی که به موقع نمی آیند)، مشکلات خرید (نمی توانند غذاها یا صابون های مورد علاقه خود یا هر چیز دیگری را خریداری کنند) یا مشکلات ارتباطی دست و پنجه نرم می کند.

چیزهای کوچکی پیش می آید اما ممکن است به نظر برسد که مردم به نوعی دیگر به مشکلات شما اهمیت نمی دهند. آنها ممکن است کمک کنند، اما به نظر نمی رسد که آنها نگرانی شما را در مورد آنچه آنها به عنوان مشکلات کوچک می دانند، درک کنند. حتی ممکن است فکر کنید که مردم کشور جدید شما تازه واردان را دوست ندارند و اغلب ممکن است احساس پرخاشگری کنید و از فرهنگ و کشور جدید شکایت کنید. این مرحله، مرحله بحرانی در مراحل روانی مهاجرت است و دقیقاً به این دلیل است که فرد تازه وارد شروع به طرد کشور میزبان می کند و فقط به چیزهای بدی که او را آزار می دهد شکایت می کند و متوجه آن می شود. در این مرحله فرد تازه وارد یا قوی‌تر می‌شود و می‌ماند یا ضعیف‌تر می‌شود و به خانه می‌رود (از نظر جسمی، روحی یا هر دو).

3.فاز رگرسیون:

اگر با فاز 2 دست و پنجه نرم کرده اید، ممکن است متوجه شوید که به سمت پسرفت حرکت می کنید و در این مرحله روانی مهاجرت، بیشتر وقت خود را صرف صحبت کردن به زبان خود، تماشای ویدیوهای کشور خود، خوردن غذا از خانه می کنید. همچنین ممکن است متوجه شوید که در حلقه‌های اجتماعی حرکت می‌کنید که منحصراً از افرادی با پیشینه شخصی شما تشکیل شده است و نمی‌خواهید با افراد محلی ملاقات کنید. ممکن است بیشتر این زمان را به شکایت از کشور و فرهنگ جدید و راه های عجیب و بی معنی آن بگذرانید. همچنین در مرحله رگرسیون، شما ممکن است فقط چیزهای خوب در مورد کشور خود را به یاد بیاورید که ممکن است ناگهان شگفت انگیز به نظر برسد. تمام مشکلاتی که در آنجا داشتید فراموش شده اند و ممکن است در این فکر باشید که چرا تا به حال آنجا را ترک کرده اید. اکنون ممکن است فقط کشور خود را به عنوان یک مکان فوق العاده به یاد بیاورید که در آن هیچ مشکلی برای شما پیش نیامده است. البته این درست نیست، بلکه توهمی است که در اثر بحران شوک فرهنگی شما ایجاد شده است.

4.مرحله بازیابی:

اگر مرحله سوم را با موفقیت پشت سر بگذارید، وارد مراحل بعدی روانی مهاجرت خواهید شد. در این مرحله شما با زبان راحت تر می شوید و همچنین با آداب و رسوم کشور جدید خود احساس راحتی بیشتری می کنید. اکنون می توانید بدون احساس اضطراب حرکت کنید. شما هنوز با برخی از نشانه های اجتماعی مشکل دارید و ممکن است هنوز همه چیزهایی که مردم می گویند (به ویژه اصطلاحات) یا انجام می دهند را درک نکنید. با این حال، شما اکنون خیلی بهتر با فرهنگ جدید سازگار شده اید و متوجه می شوید که هیچ کشوری به این اندازه بهتر از کشور دیگری نیست – فقط سبک زندگی متفاوت و روش های مختلف برای مقابله با مشکلات زندگی است. با این تنظیم جدید، غذاها، نوشیدنی ها، عادات و آداب و رسوم کشور جدید را می پذیرید و حتی ممکن است برخی از چیزها را در کشور جدید به چیزهایی در خانه ترجیح دهید. شما اکنون فهمیده اید که راه های مختلفی برای زندگی کردن وجود دارد و هیچ راهی واقعا بهتر از دیگری نیست، فقط متفاوت است.

5.شوک فرهنگی معکوس یا شوک فرهنگی بازگشتی:

این زمانی اتفاق می‌افتد که پس از یک اقامت طولانی مدت در خارج از کشور به خانه بازمی‌گردید.

به طور کلی، مهم است که به یاد داشته باشید که همه مراحل روانی مهاجرت را، تجربه نمی کنند. علاوه بر این، شما می توانید همه آنها را در زمان های مختلف تجربه کنید: ممکن است مرحله رگرسیون را قبل از مرحله رد شدن تجربه کنید و غیره.

 

افسردگی پس از مهاجرت

افسردگی پس از مهاجرت

مردم معمولاً فکر می‌کنند که یافتن شغل، جابه‌جایی وسایل، طبقه‌بندی فرآیند مهاجرت قانونی، خرید ماشین، بردن فرزندانشان به مدارس جدید و غیره، مسائل سخت مهاجرت است. در حالی که عوامل روانی و عاطفی نامرئی در کمین هستند.

افسردگی زمانی شروع می شود که موج هیجانات کاهش می یابد و مردم نمی توانند درک کنند که چه اتفاقی برای آنها می افتد. تأثیر ماه‌ها یا حتی چندین سال استرس «رویداد زندگی» به در می‌زند و بیشتر مردم کاملاً آماده نیستند.

اکنون که می دانیم چه اتفاقی می افتد و چرا گاهی اوقات افسردگی یک تهدید نامرئی اما واقعی برای سلامت روان مهاجران است، چه کاری می توانیم انجام دهیم؟

در اغلب اوقات به افراد در این شرایط ، این چهار مورد اساسی توصیه میشود:

1.کمک بگیرید:

مهاجران معمولاً در کشور دیگر، سیستم حمایتی از دوستان و خانواده ندارند. در هر کشوری سازمان ها و گروه های حمایتی وجود دارد. اگر خانواده و دوستانی برای حمایت در کشور جدید خود ندارید، با سازمانی تماس بگیرید که بتواند این حمایت را ارائه دهد.

2.مثبت نگر باشید:

حالا این کمی عجیب به نظر می رسد، اما دور کردن ذهن خود از نکات منفی و تلاش برای به خاطر سپردن نه آنچه از دست داده اید، بلکه آنچه به دست آورده اید، بسیار مفید است!

3.از ذهن خود خارج شوید:

بله، از خانه خود بیرون بروید، قدم بزنید، با افرادی که بیشتر شبیه خودتان نیستند مخلوط شوید. از ذهن خود خارج شوید. سر خود را با تجربیات و مناظر جدید و هیجان انگیز پر کنید. با افراد دیگر صحبت کنید، چیزهای جدید ببینید، زندگی مثبت جدیدی را که می خواستید بکارید و پرورش دهید.

4.یاد بگیرید و رشد کنید:

شما زمانی رشد خواهید کرد که با افرادی که بیشتر شبیه خودتان نیستند مخلوط شوید. احمقانه به نظر می‌رسد، اما فقط به دنبال جلسات، گروه‌ها و مکان‌هایی نباشید که کسانی که از جایی که شما آمده‌اید، در آن حضور پیدا کرده‌اند. برو با کسانی که از جاهای دیگر آمده‌اند مخلوط شو و ببین که دنیا چگونه باز می‌شود.

 

چگونه با مهاجرت کردن سازگار شویم؟

شما می توانید تأثیر زیادی بر احساس خود داشته باشید. در زیر، چند روش اثبات شده ذکر شده است که ممکن است به سازگاری با کشور جدید کمک کند.

1.سعی کنید فرهنگ جدید را بیاموزید:

در نقش های جدید خود کنار بیایید و از درگیری اجتناب کنید. فرهنگ قبلی، مهارت ها و شخصیت شما، راه به جایی نمی برد. هیچ کس دست خالی به کشور دیگری نقل مکان نمی کند. شما تاریخچه شخصی، تمام تجربیات ارزشمند، دانش و مهارت های خود را با خود می آورید. اینها نقاط قوتی هستند که به شما کمک می کنند زنده بمانید. آنچه را که در هر دو فرهنگ خوب است ترکیب کنید.

2.شجاع باشید:

زبان را یاد بگیرید، شروع به مطالعه کنید یا به دنبال کار باشید. یادگیری زبان بهترین راه برای سازگاری است. هر چه زودتر آن را شروع کنید. اهدافی با اندازه مناسب برای خود تعیین کنید و در گام های کوچک به سمت آنها حرکت کنید.

3.مطمئن شوید که از یک ریتم ثابت روزانه پیروی می کنید:

هر روز صبح بیدار شوید و کاری انجام دهید. روال روزانه احساس امنیت و توانایی زنده ماندن را افزایش می دهد.

4.یک سرگرمی جالب را شروع کنید:

به عنوان مثال، ورزش آرامش بخش است و سلامت روانی را بهبود می بخشد. تنوع، تفریح، هیجان، شادی و کاری معنادار برای انجام دادن به ارمغان می آورد. ورزش همچنین اعتماد به نفس، عزت نفس، ابتکار عمل، توانایی تفکر و توانایی عملکرد را بهبود می بخشد. ورزش می تواند به کاهش اضطراب، تنش، بی خوابی و اختلالات خواب کمک کند.

 

منابع

MIELI

INTERNET GEOGRAPHY

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *