تکنیک روانشناسی تاریک به انواع اعمال، گفتهها و شرایطی اطلاق میشود که برای رسیدن به خواسته، نیاز و اهداف شخصی یا اجتماعی افراد صورت گیرد.
این تکنیک ها به خودی خود علمی نیست و یک اصطلاح برای افرادی که صداقت چندانی ندارند و به خوبی بازی های ذهنی را بلدند گفته میشود.
تکنیک های روانشناسی سیاه یا تاریک
تا به حال با افرادی مواجه شدهاید که گویا به راحتی و در کمترین زمان رهبری را به عهده میگیرند؟
کسانی که قبل از اینکه متوجهشوید به مرزهای امنتان وارد شده و جزو آدمهای صمیمی به حساب میآید؟
در زندگی همهی انسانها زمانی وجود دارد که نفر دوم یا حتی آخر شده باشند. مهم نیست این به دلیل پاچهخواری بهتر همکارشان بوده یا کاریزمای رقیب عشقی و همکلاسی خود.
اما آنچه شایان به ذکر است، توجه به این موضوع که ممکن است آنها از تکنیک روانشناسی تاریک استفاده کرده باشند.
این تکنیک ها در دسته های متفاوتی پخش میشوند و کتاب های معروفی در این باب چاپ شده که میتوان از ولیام کوپر و زک آدامز با ترجمه های فارسی نام برد.
در اینجا 5 دسته از تکنیک های روانشناسی تاریک یا سیاه را به شما خواهیم گفت و سپس به نقد و بررسی کتاب های این حوزه میپردازیم.

روانشناسی تاریک چیست
پیش از رسیدن به تکنیک های اصلی دستکاری روانی، از روانشناسی تاریک یا به انگلیسی dark psychology آگاه باشید.
ابزار مورد استفاده برای روانشناسی تاریک، علمی یا بر مبنای رشتهای آکادمیک نیست.
روانشناسی سیاه به اعمال افرادی گفته میشود که با سخنان، ژست ها یا مکالمه هایی که پیش میبرند به طور نابرابری روی دیگران تاثیر گذاشته تا به خواسته و امیال خود برسند.
روانشناسان معتقدند دستکاری های ذهنی و هدایت نامحسوس دیگران به سمت و سوی هدفی مشخص، در افرادی با چنین اختلالاتی دیده میشود:
- خودشیفته
- سایکوپات
- مرزی و دو قطبی در دوران رکود احساسات
- آنتی سوشال یا ضد اجتماعی
روانشناسی تاریک، در جوامع مکانیکی و به شدت رقابتی امروزه یکی از چالش هایی هست که افراد صادق و پرتلاش باید آن را زنگ خطری برای در تله افتادن بدانند.
همینطور که لازم است در مقابل شخصی که سرماخوردگی دارد ملاحظات لازم انجام شود، اشخاص با ترفند های روانشناسی سیاه هم نیاز به شناسایی و عکسالعمل مناسب دارند.
اختلالات روانی در تکنیک روانشناسی تاریک
روانشناسی سلامت، افراد سالم را در عدم بروز رفتار یا فکر نابهنجار تعریف میکند.
بخشی از نابهنجاری یعنی فرد طبق الگوی سالم جامعه و بدون ضرر به دیگران زندگی خود را جلو نمیبرد از انواع اخاذی ها تا اجبار و فریب برای پیش بردن اهدافش استفاده میکند.
در حالی که شدت و تکیه بر برخی تکنیک های روانشناسی تاریک که خفیف و گاهی اوقات بوده شبههای برای اختلالات روانی همراه دارد، برخی افراد به طور حتم در دسته ی اختلالات زیر قرار میگیرند.
1.خودشیفته
دسته ی اول که در استفاده از تکنیک روانشناسی تاریک زیاده روی میکنند و تا مرز آسیب به دیگران میروند، خودشیفته ها هستند.
- مشخصه ی وجود این اختلال روانی یعنی:
- استحقاق و رضایت خود در بالاترین درجه ی اهمیت
- توقع برای قدردانی و دیدن زحمات وی
- ادعای درک شدن تنها توسط افراد باهوش و برخوردار از درجه ی بالای اجتماعی
ملزومات استفاده از تکنیک روانشناسی تاریک را برآورد میکند.
آنها خود را بهتر از بقیه میبینند، در بالاترین سطح از دیگران قرار دارند و لزوم به دیده شدن و قدردانی به وفور مشاهده میشود که در نتیجه به آنها اجازه میدهد از تکنیک های روانشناسی سیاه بهره جویند.
2.سایکوپات
مشخصه ی اصلی این بیماری: عدم همدلی و وجدان هست.
زمانی که بیمار بسته به سن تا جایی که توانایی دارد از هر بازی ذهنی، تکنیک های تحریف واقعیت و اعمال نسنجیده برای عذاب دیگران استفاده میکند سایکوپات توصیف شده و دارای درجات متفاوت از این اختلال روانی است.
میتوان به سادگی متوجه شد تکنیک های روانشناسی سیاه تا اندازه بسیاری در رفتار و گفتار این افراد برای رسیدن به خواسته ها و غرایز خود مشهود است.
3.مرزی یا دو قطبی
اختلال مرزی، دو قطبی و افسرده ها زمانی که بسیار عاجز در همراهی دیگران هستند و وجود آنها را به نوعی حیاتی برای خود میدانند، میتوانند از یکی از تکنیک روانشناسی سیاه که بسیار معروف است به نام : گس لایت، استفاده کنند.
در ادامه تمام تکنیک های روانشناسی تاریک توضیح داده خواهد شد.
4.ضد اجتماعی
آنتی سوشال یک اختلال روانی است که آسیب به دیگران، حیوانات و حتی معشوق خود برای آنها لذتبخش است. این افراد از کودکی نشانه هایی از آزار به حیوانات، عدم اهمیت به قوانین و در بزرگسالی آسیب به اموال عمومی، دزدی و قمار و روابط جنسی خارج از چهارچوب را نشان میدهند.
بدون شک افراد ضد اجتماعی تکنیک روانشناسی تاریک را برای رسیدن به مسیری هموار تر جهت ارضا خواسته های نابهجا و همراهی دیگران در پذیرفتن خظرات میدانند.
درک تکنیک روانشناسی تاریک و دستکاری
در این بخش به توضیح تکنیک ها و دستکاری های عاطفی، منطقی و ذهنی افرادی میپردازیم که از روانشناسی تاریک استفاده میکنند.
همانطور که بالاتر گفتهشد تفاوت در شدت این استفاده مهم است.
گاهی برای تمام کردن بحث، رساندن منفعت یا همراهی دیگران برای کاری مردمپسند، اشخاص از تکنیک های سیاه استفاده میکنند و هدف سودجویی یا آسیب ندارند.
درحالی که برخی به طور اخص تنها به خود فکر کرده، از منطق صحیحی برخورد نیستند و توانایی آسیب به دیگران را دارند.
با توجه به این موضوغ، درک روانشناسی تاریک کمک کننده خواهد بود تا بدانید با چه حرفها و حرکاتی اعتماد دیگران را سریع جلب کنید، توجه را برانگیزید و افکار مشوش را سمت و سویی درست جهت بدهید.
ولی استفاده ی مکرر از این روش ها و این تصور که شما بهتر از همه میدانید یا حق دارید با دستکاری ذهنی و عاطفیِ دیگران به خواسته های خود برسید ممکن است نشان از اختلالات گفته شده یا هر بیماری روانی ـ ارثی دیگر داشته باشد، اعم از عزت نفس پایین یا اضطراب های پنهان.
5 تکنیک روانشناسی تاریک
هر کدام از تکنیک های روانشناسی سیاه بعد از تعدادی پژوهش های بالینی و کلینیکال بر روی اشخاص زیادی، تایید و مورد نامگذاری و صحبت بیشتر قرار گرفته است.
لازم به ذکر است برخی به دلیل تقویت هوش هیجانی یا همان EI (emotional intelligence) بالا و رگه هایی از خودشیفتگی یا خودبزرگ بینی به عنوان یک مکانیزم دفاعی، و حتی به طور ناخودآگاه از این تکنیک روانشناسی تاریک استفاده میکنند.
1.کنترل هوشمندانه یا فریبنده
کنترل هوشمندانه روشی است که افراد برای زیبا و فریبنده جلوه دادن یک موضوع بسیار خنثی یا حتی منفی استفاده میکنند.
این تکنیک روانشناسی سیاه میتواند شامل نگفتن تمام حقیفت، پوشاندن حقیقت در زرق و برق حوادث دیگر یا مهم جلوه دادن بخش های دیگر داستان باشد.
به طور مثال در اولین قرار با همسر آینده خود ضمن پرسیدن چهطور به پایان رسیدن روابط قبلی، او پاسخ میدهد:
ما بسیار دوستانه از هم جدا شدیم. رابطهمون معتمدانه و صمیمی بود طوری که حتی رمز گوشی و ایمیل آدرس همدیگه را هم داشتیم و…
شاید بسیار خوب و عالی به نظر برسید اما حقیقت در پس این جملات، با استفاده از کنترل هوشمندانه پنهان شده.
ممکن است او فردی به شدت مشکوک و پارانویا باشد. رابطهای که داشته نه تنها بدون صداقت بلکه همراه بد دلی بوده که تمام رمز های شبکه اجتماعی و موبایل همدیگه را داشته و چک میکردند.
2.گس لایت
ترجمه ی دقیق و مناسبی برای این اصطلاح وجود ندارد اما مشابه به آن را بسیار دیدهایم. بهترین ترجمه برای تعریف آن: تحریف احساسات و چرخاندن واقعیت است.
گس لایت کردن، زمانی اتفاق میافتد که فرد ماجرای اتفاقی که با او تجربه کردهاید را به گونهای کاملا متفاوت و با اعتماد به نفس بالا و تجزئیات متفاوت تعریف میکند.
به این مثال توجه فرمایید، فردی از همکار خود میپرسد چرا در همایش روز قبل نامی از او برای پژوهشی که همکاری کرده اند نبرده.
شخص مقابل با این تکنیک روانشناسی تاریک اظهار میکند نامش را خوانده اما او به خوبی نشنیده و اصلا خواندن اسم مهم نیست درج پروژهشان در رزومه کاری از اهمیتی بالاتری برخوردار است. او حتی همکارش را به بی انصافی متهم میکند و میگوید به او حسادت میورزد.
در نهایت گس لایت، احساسات عوض شده و فرد حتی نمیتواند به خود و احساساتش اطمینان داشته باشد.
3.مثلث سازی
این رفتار مثال کسانیست که نه تنها مهارتی برای حل مشکلات خود با دیگران ندارند بلکه از به هم خوردن روابط شخص مقابل برای رسیدن به حل مشکلات خود استفاده میکنند.
افرادی که از مثلث سازی استفاده میکنند، تملکجو و فاقد هرگونه مهارت همدلی و ابراز عقاید هستند.
مثلا سیمین به خاطر دوستیِ آذر با دختر جدیدی ناراحت و نگران است که رفاقت آنها به هم بخورد. به جای اینکه سیمین مستقیم مشکل و احساساتش را در میان بگذارد حرفهایی میزند تا رابطه ی آذر با دوست جدیدش را به هم بزند.
این احساس حتی میتواند نسبت به خود فرد هم باشد.
زمانی که خودش به دو بخش تقسیم شده؛ یکی که تمام خوبی های دنیا را دارد و بسیار توانا هست و یکی دیگر که بدی هایی از جمله حسادت و تنفر در او دیده میشود.
شخص تحمل حمل کردن آن رفتار ها و هیجانات منفی را ندارد پس آن را به نفر سوم و خارجی نسبت میدهد.
این نوعی مکانیزم دفاعی هست که فروید آن را پروجکشن یا فرافکنی نامیده.
4.بمباران عشقی
بمبارات عشقی به عنوان تکنیک روانشناسی تاریک ناراحت کننده و بدون احساس همدلی و درک از سمت دیگران است. تنها یک نفر آن را میفهمید و آن قربانی ماجرا هست.
در بمباران عشقی شخص برای معشوق خود کادو میخرد، هر بار که او را میبیند به نوعی احساس علاقهی شدید ابراز میکند و از هیچ چیز برای نشان داد شدید علاقهی خود نمیگذرد.
همه، آنها را از دور زوجی خوشبخت و خوشحالی میبینند در حالی که تمام این ابراز عواطف شدید و زیاد که گاه بسیار گرانقیمت است، به دلیل تحت کنترل داشتن شریک عاطفی خود است.
در بمباران عشقی، شریک عاطفی یک نوع احساس عذاب وجدان در ترک کردن یا بیان هر مشکلی در رابطه دارد زیرا شخص مقابل بسیار به او ابراز علاقه کرده و او را میپرستد.
بهتر است برای فهمیدن نوع عشق خود و روابط بهتر و شفاف تر، تست قصه عشق استرانبرگ را انجام دهید.
5.بهره برداری
این تکنیک روانشناسی تاریک یکی از تاریک ترین توانایی های بشری که اتفاقا بسیار هم به درد زندگی امروزه میخورد، است.
بهره برداری یعنی نزدیک شدن به منظور آگاهی از شرایط، نقاط قوت و ضعف دیگران تا در زمانی مناسب که لازم بود از آنها بر علیه فرد استفاده شود.
مثال سادهی آن، دغل بازی است که به سالمندان نزدیک شده و با کمک به آنها رمز کارت و کلید خانه شان را به دست میآورد؛ سپس دزدی یا هر سوء استفادهی دیگری علیه آنها انجام میدهد.

روانشناسی سیاه چه طور کار میکند
سازو کار روانشناسی تاریک به EI بالا و توانایی های شناختی و احساسی نیازمند است. افرادی که بهتر از بقیه به کوچکترین نشانه های توجه میورزند، میبینند، میشنوند و درک بالایی از احساسات و زبان دارند در روانشناسی سیاه خبره هستند.
این افراد از روش های متفاوت استفاده میکنند تا با شناخت کافی از مهارت های خود و نیازهای طرف مقابل، او را به سمت اهداف خود سوق دهد.
برای پاسخ به این موضوع که روانشناسی سیاه چهطور کار میکند، جواب واضحی وجود ندارد. افراد با آگاهی یا ناخودآگاه از تکنیک هایی استفاده میکنند تا ذهن را دستکاری، عواطف را در جهتی برانگیخته و توجه به برخی قسمت های حافظه و خاطرات را کم یا زیاد کنند.
هر کدام از این تلاش ها که در نهایت به رسیدن به هدف کاری، زندگی شخصی یا موفقیت های تحصیلی باشد روانشناسی تاریک نامیده شده.
تکنیک روانشناسی تاریک و کتاب های مربوط به آن
در اینجا به معرفی کتابهایی حول محور تکنیک و راه های روانشناسی میپردازیم.
تمام این کتابها و سایر نوشته ها، موضوعات خود را صرفا بر اساس افراد بیمار یا روانپریش ننوشتهاند بلکه برخی به شرکت ها و موسسات، چگونگی رسیدن به قدرت و موفقیت کاری یا بقا در دنیای قدرت های مکانیکی میدانند.
1. کتاب روانشناسی تاریک و دستکاری ویلیام کوپر
در این کتاب چنین پرسش هایی روبه رو میشوید:
تا به حال مورد سوء استفاده در رابطه قرار گرفته اید؟
چه کسی دوست ندارد برخی تکنیک ها برای جذب و کاریزمای بالا را بداند؟
کتاب روانشناسی تاریک اثر ویلیام کوپر به شما توانایی تشخیص انواع تکنیک روانشناسی تاریک، جلوگیری از تاثیر پذیری و آموزش مهارت های لازم برای پیروزی در مکالمات را میدهد.
چرا کتاب را بخوانم؟
روابط و دوستی های سمی را شناخته و از آنها خارج میشوید؛ تکنیک های شستشوی مغزی را که باید از آن دوری کنید آشنایی پیدا کرده؛ نحوه تشخیص یک دستکاری را میآموزید.
2. کتاب روانشناسی تاریک زک آدامز
در این کتاب روش های متقاعد سازی، اجبار و اقتناع مورد بررسی قرار گرفتهاست.
زک آدامز نویسنده ی کتاب روانشناسی تاریک معتقد است نه تنها افراد به نسبت غریبه، که این دستکاری های احساسی از سمت نزدیک ترین اشخاص یعنی خانواده هم مورد استفاده قرار میگیرد؛ پس اگر از روابط سطحی و مورد سوء استفاده قرار گرفتن خسته شدهاید پیشنهاد شده این کتاب را بخوانید.
3. بازی هایی که مردم میکنند
کتاب مذکور به تحریر اریک برن، روشی برای درک تعاملات اجتماعی است.
چرا این کتاب را بخوانم؟ بازی های پیچیده ای را رمزگشایی میکند که افراد در گفتگو های روزمره تا کنفرانس های عالی و جرو بحث های حساس از آن استفاده میکنند.
کتاب بازی هایی که مردم میکنند، به شما درکی برای روابط بین فردی، دستکاری ها و شناسایی در پی شکستن الگو های روانشناسی تاریک میدهد.
4. تاثیر؛ روانشناسی اقناع
روانشناسی اقناع، نوشته ی رابرت بی سیالدینی حول موضوع به شدت جالب توجه یعن مکانیزم های متقاعد سازی میگردد.
کلید واژه هایی را بررسی میکند از جمله: اثبات اجتماعی، اقتدار، دوست داشتن، تعامل، تعهد و سازگاری.
چرا کتاب را بخوانم؟ روانشناسی اقناع به این میپردازد که چه طور از رفتار متقابل یعنی تمایل افراد به پاسخ محبت، استفادهای به جا داشته باشیم.
و یا چهطور از طریق اثبات اجتماعی به معنای زمانی که عدم آگاهی کافی تقاضا را افزایش میدهد، کسب و کار ها را راهاندازی و در آن موفق باشیم.
رمزهای پنهان روانشناسی تاریک در محل کار
سهگانه تاریک، (The dark triad)، که به دستکاریهای روانی، اقناع و بازیهای ذهنی معروف هستند، یعنی:
- ماکیاولیسم
- خودشیفتگی
- ضد اجتماعی یا گاهی سایکوپات
میتوانند در روانشناسی تاریک در محل کار به شکلهای مختلفی شما را آزار یا از کار مورد علاقهتان منصرف کنند.
طی تحقیقات انجام شده در آمریکا و انگلیس با بیش از 2000 شرکتکننده، افرادی که سِمتهای رهبری و مدیریت دارند با احتمال بیشتری تکنیکهای روانشناسی تاریک را به کار میگیرند.
روانشناسان صنعتی و سازمانی با این پرسش مواجه شدند که:
آیا شدت پایینی از روانشناسی تاریک در محل کار، باعث بهرهوری بهتر نخواهد شد؟
آنها در این پژوهش به 2 نوع ویژگی شخصیتی در سهگانه تاریک ( ماکیاولیسم، خودشیفتگی و ضد اجتماعی) رسیدند که تنها یکی از آنها برای مدیریت سودمند خواهد بود:
1.شخصیت کنترلگر
- این فرد میخواهد به همه تسلط داشته باشد
- به دنبال نتیجه و اهداف نیست
- از جمله نشانههای وی: تنها حرف خودش را پیش میبرد و به دیگران گوش نمیکند یا ایدههای خوب آنان را مسخره و با پرخاش نفی میکند
- به نظرات دیگران حتی وقتی تخصصی در موضوعی ندارد زیاد اهمیت نمیدهد
- شاید به نظر بیاید به حرف و ایده شما گوش میدهد اما با سنگ اندازی شما را به عقب هل میدهد
- اگر این افراد در محل کارتان هستند بعد از مدتی میبینید هیچ پیشرفت، دستاورد شخصی و تغییری نداشتهاید
2.شخصیت رهبر در محل کار
- این افراد با اینکه شخصیتی در سه گانه تاریک هستند اما نتیجه محور کار میکنند
- اهدافی قابل تعین و رسیدن دارند که به موجب آن مدیریتی بهینه به وجود میآوردند
- اینها کسانی هستند که شاید همکاری با آنها چالش برانگیز و بسیار رقابتجویانه باشد اما به اهداف شرکت خواهند رسید و از نظر روانشناسان صنعتی میتوانند مدیران خوبی باشند
- آنچه مهم است شدت سه گانه تاریک و استفاده از روانشناسی سیاه در محل کار است
- اگر میزان آن به اندازهای باشد که وحدت و کار هدفمند را افزایش دهد در کشورهای بسیار صنعتی گاه تشویق میشود
3 شخصیت روانشناسی تاریک در محل کار
1.ماکیاولیسم در کار
در اینجا ما با شناخت انواع رمزهای پنهان روانشناسی تاریک در محل کار شما را آگاه میکنیم تا در برابر آسیبها از خودتان محافظت کنید.
نشانههایی که در محل کار برای ماکیاولیسمها میبینید ممکن است تمام موارد یا برخی از آنها را داشته باشد:
- فرد برای رسیدن به اهداف شخصی خودش از هر مسیر و شخصی استفاده میکند
- کارهایش را به دوش دیگران میاندازد و از این موضوع خجالت نمیکند
- وی بینشی راجع به همکاری و تساوی ندارد، میخواهد خود به طور یگانه دیده شود
- در برخی اوقات روانشناسی تاریک در محل کار برای افراد ماکیاولیسم سرسختی عاطفی است
- آنها به دیگران دستورات سخت و بدون انعطاف میدهند
2.خودشیفتگی
- بارزترین ویژگی شخصیت از بین سه ویژگی تاریک، که برای مدت طولانیتر مشغول به کار هستند، خودشیفتگی است
- برخلاف نظری که روانشناسانی مانند فروید یا آلن دو باتن به خودشیفتگی دارند، آنها به خوبی میتوانند خود را پنهان کنند
- زمانی که با آنها حرف میزنید مدام از اینکه باید سمت رهبری و بالاتری داشته باشند میگویند
- معمولا از رئیس خود راضی نیستند این رضایت را آشکارا یا با حرف و حدیث نشان میدهند
- خودشیفتهها در محل کار، راجع به تجربیات و فعالیتهای خود اغراق و عاشق بزرگ جلوهدادن هستند
- لباسها، شیوه صحبت و داستانهایشان اغراق آمیز و حتی گاهی برای جلب توجه است
- اگر بخواهند به شما احساس بسیار خوبی میدهند اما این کار هم با هدف نزدیکی و کسب مقام یا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن است
- زمانی که خودشیفتهها در محل کار از شما زده بشوند به طور واضح نفرت پراکنی نمیکنند بلکه شایعات راه میاندازند
3.نشانههای سایکوپات در محل کار
- یکی از خطرناکترین نمونههای شخصیت سهگانه شوم که در روانشناسی تاریک در محل کار دیده خواهد شد، سایکوپات ها یا در درجاتی محدود شده از ضد اجتماعیها هستند.
- هنوز مشخص نیست چهطور افراد ضد اجتماعی توانستهاند بیش از 5 درصد رئسای شرکتهای بزرگ باشند.
- سایکوپات ها بدون احساس رحم یا همدلی با همکاران یا زیر دستان خود رفتار میکنند
- پروژههای سنگین به دیگران میدهند و میتوانند از هر خط قرمزی مثل زمان استراحت یا نیاز به وقت شخصی کارمندان خود بگذرند
- آنها اهمیتی به زمان شخصی شما نمیدهند. اگر هدفگرا باشند میخواهند تمام مدت کار کنید تا شرکت به جایی که باید برسد در غیر این صورت تنها برای لذت آزار دیگران، به شما ساعتهای کاری بی منطق میدهند
- با وجود تمام این موارد، آنها در دستکاری ذهنی عالی هستند و اگر بخش وکالت یا منابع انسانی باشند، میتوانند اغنا کنندگان درجه یک شناخته شوند
4 نمونه تکنیک روانشناسی تاریک در محل کار
1.اطلاعات کمی اشتباه
- این افراد برای به دست آوردن اطلاعات، ابتدا خود را احمق و پایینتر از شما نشان میدهند.
- ممکن است اشتباهات سهوی انجام دهند و یا اطلاعات کمی نادرست بدهند تا شما آن را تصحیح کنید و زمانی که دیگر احساس خطری نکنید، هر اطلاعاتی را به وی میدهید.
مثلا دو همکار را در نظر بگیرید که برای پروژهی جدید شرکت باید به دنبال شریک تجاری بگردند. اگر از یکی دیگر بپرسد کجا دنبال شریک تجاری است ممکن است جواب ندهد.
پس با استفاده از تکنیک روانشناسی تاریک میپرسد: تو از همین ساختمون خودمون شروع کردی؟
ـ نه. نه از اینجا.
ـ آه بله چه طور فکر کردم اینجا میتونه خوب باشه. ولی تو همین محله است؟
ـ نه این نزدیکیها نیست. یه سری شماره از تیم تبلیغات گرفتم.
و اطلاعاتی که نمیخواست بگیرد به سادگی سرازیر شد.
2.محدود کردن انتخاب ها
- کار های گروهی هرگز آسان نبوده بهخصوص اگر شما یا یکی از همتیمیهایتان روحیهی تیمی نداشته باشید.
- پس افرادی که از روانشناسی تاریک در محل کار استفاده میکنند برای کنترل شرایط، دست به محدود کردن انتخاب ها میزند تا هم خودشان را به خوبی نشان دهند هم بقیه را به سمت همان گزینهای ببرند که در ابتدا میخواستند.
مثلا اگر قرار است در یک گردهمایی با شرکتهای دیگر شما میزبان باشید. آنها مستقیم به شما نمیگویند وظیفهت این است که بری و شماره های شخصی شون رو پیدا کنی.
ابتدا با این عنوان که من وسایل و محوطهی گردهمایی را آماده میکنم به شما تنها یک گزینه که دعوت از بقیه هست را میدهند.
3.همکاری اجباری
یک نمونه بسیار موثق و زیاد دیده شده در رمزهای پنهان روانشناسی تاریک در محل کار همکاری اجباری است که مدیران اعمال میکنند.
رئیس میآید و از اینکه با یک بحران مواجه شدهاید ولی میتواند فرصتی برای شما به ارمغان بیاورد صحبت میکند. از شما میپرسد با او هستید؟
و شما زمانی که پاسخ میدهید بله.
او در ادامه میگوید پس این جمعه همه ما به کار ادامه خواهیم داد تا با کمک هم از این مشکل بگذریم.
در این نمونه از روانشناسی تاریک در محل کار، شما به اجبار همکار شدهاید. این میتواند توسط همکار شما هم اتفاق بیوفتد.
4.احساس گناه در محل کار
یادآوری مداوم همکار یا رئیستان از اشتباهی که کردید حتی در خفا و با بهانهی پیشرفت شما باعث میشود به سمتی که آنها میخواهند برید.
مثلا همکارتان میگوید: به نظرم چیزی که من میگم قابل اجرا تر هست. آخه دفعهی قبل یادته وقتی تو برنامه ریختی آخر نتونستیم پروژه رو بگیریم.
- این یکی از تکنیکهای روانشناسی تاریک در محل کار است که با تزریق احساس پشیمانی و ندامت شما را زیر سلطه خود نگه دارند.
- احساس گناه ذهن افراد را گیر میاندازد و توانایی مخالفت و تفکر نقادانه را از آنها میگیرد.
- وی پیش خود احساس شرمندگی و کاهش عزت نفس میکند تا جایی که هر چه طرف مقابل یگوید را انجام میدهد.
با آگاهی از رمز های پنهان روانشناسی تاریک در محل کارید میتوانید خودتان را مصون نگه دارید.
البته که دیدن چنین کارهایی اعصاب خورد کن هست اما به این فکر کنید آنها از سلامت روانی برخوردار نیستند و دوری یا رفتار کج دار و مریز تنها راهحل منطقی است.
گازلیتنینگ در محیط خانواده
اصطلاحی در روانشناسی تاریک وجود دارد به نام گازلایتینگ (چراغ گاز).
این کلمه از فیلمی قدیمی ساخته سال 1944 گرفته شده که ماجرای یک خانواده و اثر بازی ذهنی را نشان میدهد.
در این فیلم که خود gaslight نام دارد، همسر پائولو با هدف دیوانه کردن او، چراغهای خانه را خاموش و روشن میکرد، وسایل خانه را برمیداشت یا جا به جا میکرد و صداهایی در خانه به وجود میآورد.
زمانی که پائولو مدعی چنین موضوعاتی میشد به او میگفت که واقعی نیستند و او دچار توهم شده.
گزلایتینگ در محیط خانواده هم دقیقا به معنای دستکاری ذهنی با این هدف است که فرد دیگر به بینش، درک و دریافت خود اعتماد نمیکند.
نمونهی کوچک آن، احساس متفاوت بودن و در ارتباط نبودن با دیگران و در شدید ترین موارد دور شدن از خود و احساس تجزیه شخصیت میکند.
گازلایتینگ در محیط خانواده به خصوص اگر از کودکی شروع شدهباشد بهسختی قابل شناسایی نیست و مقابله است.
ما 4 مورد از معروفترین و متداول ترین گازلایتینگها در خانواده را که روانشناسی سیاه دانسته و اصلا نباید استفاده شود میگوییم تا شما بدانید و از آن در برابر خود مراقبت کنید.
1.اطلاعات متناقض
زمانی که دو دسته اطلاعات که با یکدیگر متناقض هستند از والدین یا اعضای خانواده دریافت میکنید، به نظر میرسد هر انتخابی از سوی شما به نارضایتی منجر خواهد شد.
مثلا وقتی به شما میگویند دوستتان دارند اما زبان بدنشان حرف دیگری میزنند.
یا نمونه دیگر گس لایتینک در خانواده، به شما میگویند میتوانید خوش بگذارنید و نمره برایشان مهم نیست اما با گرفتن نمرهای کمتر از عالی قیافههایشان در هم میرود.
تاثیر در بزرگسالی: این اطلاعات متناقض در روانشناسی سیاه باعث میشود فرد به دیگران اعتماد نکند زیرا حس ناتوانی در برابر درک کامل آنها دارد.
شخص فکر میکند دیگران برایش معماهایی تمام نشدنی هستند و در نهایت رضایتمندی از خود و دیگران نخواهد داشت.
2.تغییر نظرات
یک روز شما اجازهی خوابیدن خانه دوستانتان را دارید و روز دیگر با شما سر این مساله دعوا میکنند.
تغییر نظر یکی دیگر از نمونههای روانشناسی سیاه در خانواده است.
معمولا زمانی با چنین موردی مواجه میشوید که والدین دارای بیماری روانی باشند. مثلا مانیا و افسردگی یا اسکیزوفرنی.
تاثیر در بزرگسالی: میتواند پیشبینی کننده برای اختلالات از جمله دو قطبی، اسکیزوفرنی یا افسردگی باشد.
فردی که با این نمونه از گازلایتینگ در خانواده بزرگ شده به نظرات دیگران اهمیت نمیدهد و ممکن است آدمی غیرقابل دسترس از نظر عاطفی شود.
3.نبود اهمیت به احساسات
- یکی از ظریفترین نمونههای روانشناسی تاریک در خانواده، اهمیت ندادن به احساسات و عواطف درک شده در اعضای خانواده است.
- در واقع این مورد چنان پنهان است که ممکن است با منطقگرایی و سبک فرزندپروری مستقلانه اشتباه گرفته شود.
- اما در خانوادههایی که به احساسات اعضا توجه نمیشود، مثل زمانی هست که دست راست شما انکار شود.
تاثیر در بزرگسالی:
- فرد به احساسات خود شک میکند، آنها را بی اهمیت و غیر قابل بیان میشمارد یا قایم میکند.
- او فکر میکند خودش اهمیتی ندارد چون هرگز به آنچه درک و احساس کرده توجهی نشان داده نشده.
- معمولا فردی گوشهگیر و سرد تبدیل خواهد شد، ارتباط احساسیش را با خود و دیگران قطع میکند.
4.خانواده بینقص
در این مورد، خانواده مدام در تلاش است تا حسادت و تحسین دیگران را برانگیزد.
این خانوادهها صرف نظر از سختی که به فرزندان خود میدهند، تنها به نمایش و تایید اجتماعی اهمیت میدهد.
این مورد گزلایتینگ ها در خانواده باعث میشود هر بار با بهانهی : چقدر از ما تعرف کردند و چهقدر همه تو را دوست دارند، ادامه پیدا کند.
تاثیر در بزرگسالی: اشتباه که یکی از معمولترین اتفاقاتی است که در زندگی هر کسی پیش میآید برای این افراد بسیار بزرگ و غیر قابل حل است.
آنها ارزش خود را در بینقص بودن و بدون اشکال میدانند.
همین امر باعث میشود هرگز واقعا احساس رضایت نداشته باشند و برای رسیدن به چیزی بیشتر تلاش کنند.
اگر شما هم چنین گزلایتینگهایی در خانواده یا روابط عاشقانهتان تجربه میکنید از دفعه ی بعد با شجاعت و اعتقاد به آنچه احساس میکنید، اهمیت ورزید.
بر روی شواهد و تجربیات خودتان بمانید و بدانید شاید آنها شما را دستکاری میکنند نه برعکس.
روانشناسی تاریک در طلاق
یکی از روشهای روانشناسی تاریک که در طلاق استفاده میشود، گس لایتینگ است.
در این نمونه یکی از والدین سعی بر زیر سوال بردن سلامت عقلانی والد دیگر برای حضانت فرزند یا اختیارات بیشتر اهتمام میورزد.
این مورد شایع و متاسفانه توانایی پیگیری و اثباتی پایینی دارد.
چه راهکارهایی باید در برابر بازی روانی همسرتان اجرا کنید:
- آنچه در این مورد روانشناسی سیاه در طلاق اهمیت دارد این است که والد متهم نباید با احساسات پیش برود و حتی اگر حس کرد حقش پایمال شده، خود را کنترل کند.
- مهم تر از آن، بتواند رابطهای صمیمی و در دسترس با فرزندان خود داشته و آن را در طول زمان حفظ کند.
- همچنین از وکیلی کمک بگیرد که با این بازیهای روانی آشنا باشد.
نشانههای استفاده از گس لایتینگ در طلاق:
- اگر والد بخواهد از گس لایتینگ در طلاق استفاده کند، فرد دیگر را ترغیب به پرخاش و فحاشی میکند و سپس به دادگاه گزارش میدهد.
- او ممکن است از خانواده و دوستان در امر شهادت استفاده کند.
- همچنین میتواند والد را به آزار و اذیت، نبود سلامت عقلانی و خطرناک بودن متهم کند.
منابع:


بدون دیدگاه