مقالهی فوق به شما امکان سفر به درون ذهن را میدهد.
کتب و فیلمهای معرفی شده ذهنتان را به جایی که میخواهید ببرید روشن میکند و با مراحل و دیدگاه های فلاسفه، شاعران و روانشناسان مسیر جستجوی خود را شروع خواهید کرد.

در جستجوی خود چهچیزی به دست میآوریم
انسان از سالها پیش در تلاش برای درک بهتر خود بوده.
از تجسس برای یافتن دلیل اعمال و افکار تا فهم دیگران، جلوگیری از شکستهای احتمالی و افزایش درصد پیروزی با فهم آنچه درون ذهن میگذرد این تاریخ ادامه دارد.
فیلسوفان و پس از آنها روانشناسان دو گروه قدرتمند بودند تا به این جستجوی درونی انسان نظم داده و انسانهای عادی تر را هم به این مسیر برسانند.
جستجوی خود باعث میشود:
- درمان مشکلات روحی روانی؛ صلح درون و آگاهی از خشم و ناراحتی های فروخورده ای که دلیل بسیاری از این مشکلات است، به درمان کمک میکند
- با بخشهای تاریک از وجودتان آشتی و از آنها استفاده کنید
- آرامش را در لحظات سخت پیدا کنید
- بتوانید به عزیزانتان کمک کنید تا در مسیر زندگی استقامت خود را حفظ کنند
- تبدیل به افرادی با عزت نفس و از نظر سلامت روان به خودتان کمک خواهید کرد
چه کسانی تجربه سفر به درون خود را داشتهاند
سفر به درون ذهن یا خود لزوما نیازمند فرایندی عجیب و غریب مانند آنچه در فیلم های هالیوود نشان میدهد مانند تلقین یا «همه چیز همهجا به یکباره» نیست.
اما بنا بر درک و دریافتی فراتر از احساسات روزمره است که به چند نمونه از افراد با شیوههای متفاوت که به آن رسیدهاند، اشاره میکنیم:
1.فروید
یکی از شخصیت های برجسته روانشناسی، که به نظر میرسید به اعماق ناخودآگاه خود و مراجعینش نفوذ کرده، زیگموند فروید بوده است.
فروید چند قانون برای ناخودآگاه و ورود به آن قائل بود:
- بخش عظیمی از درون ناخودآگاه فرد یعنی id یا نهاد، بر اساس اصل لذت و پرخاشگری جستجو میشود که در بزرگسالی اگر به مکانیزم های دفاعی اولیه گرفتار نشده باشیم لذت به عنوان عشق و پرخاشگری با کار مناسب ارضا میشود.
- ناخودآگاه زمانی فورانی ناسالم خواهد داشت که عقدهها و ناکامی ها سرریز شوند و فرد را به جای صلح با درون به انحطاط انسانی بکشاند.
این بدان معناست که با از سر راه برداشتن دو جزء اساسی که نهاد فرد بسیار به آن میاندیشد( لذت و پرخاشگری) راحت تر میتوان با ناهشیاری ارتباط برقرار کرد.
فروید راه شناسایی عناصر ناهشیار را چنین عنوان کرد:
- لغزش های زبان(کلماتی که نمیخواستید بگویید اما در لحظات سخت یا استرس آور از دهانتان بیرون میپرد)
- تاویل رویا
- هیپنوتیزم
در کودکی تمام درون فرد صرف ارضا خواستههای آنی وی میشده مثلا تا گرسنه می شده گریه میکرد و مادری بود که به خواستهش اهمیت بدهد بود تا او را تامین کند.
اما با بزرگ شدن بخش های منطقی و اجتماعی به درون نهی میکرد تا مدام کارهایی که می خواهد در لحظه انجام دهد را به تعویق بیاندازد.

2.فلسفه شرقی
مولانا و زوانگ زی از طریق شعر و نماند انسان را راهنمایی کردند تا به درون خود دقت کند.
مولانا در سرود نی چنین راهی پیش روی ما میگذارد:
بشنو از نی چون حکایت میکند / از جداییها شکایت میکند
کز نیستان تا مرا به میان آورد / دادهام مردم سخن اشتیاق
همسرای وجدان، همدم اسرار / نیست کسی که رازم را پیدا کند
هر که از جان و دلم بشنود نی / حیران آمد از این صدای نی
نیای که از بیگانگیها خستهست / نیای که از دوریها دلتنگیست
با سخن از «نیستان» جهانی دیگر را به انسان معرفی میکند که همهچیز از آنجا آغاز شده.
- در واقع آنجا کمال است. کمالِ هر چیزی که مولانا از دلتنگی آن شعر ها سروده و درد دوری را بسیار سخت دانسته.
- صدای نی نیز نماد ذهن برای تلاش بر کاوش درونی است.
- مولانا انسان را زنهار میدهد که باید به درون خود کاوش کند و این سفر درونی با ندایی از خود شخص آغاز شده.

3.بازتاب درونی برای سفر
یکی دیگر از تلاش ها برای سفر به درون آدمی، استفاده از بازتابها است.
روش های متفاوتی برای شناسایی و انجام بازتاب های درونی وجود دارد که فلاسفه و روانشناسان از آن استفاده کردند:
- گفتگو و پرسش: پرسش های سقراطی مثال عالی برای این جستجوی خود است. سوال درباره بنیادی ترین امور و دلیل آنها ذهن و دریچههای روح را برای چیزی بیشتر باز میکند
- تفکر شکگرایانه: نمونهی معروف آن دکارت است که با شک به همه چیز، به آنها اعتقاد پیدا کرد.
با این شروع کرد که انسان از خود بپرسد: واقعا جهان وجود دارد؟ واقعا من هستم؟ از کجا معلوم الان میز جلویم وجود دارد؟ و به پاسخ های شخصی خود برسد

معرفی 5 کتاب و فیلم سفر به درون ذهن
1.معرفی کتاب سفر به درون ذهن
1.افلاطون و غار مجازی
کتابی معروف این فیلسوف، راجع به سفر به درون داستانی سراسر تمثیل است.
- غار به جهان مادی و بیرون از غار به دنیای حقیقی ورای ماده اشاره دارد.
- افلاطون داستانی از مردمانی را تعریف میکند که زیر زمین زندگی می کنند، آنها تنها سایه هایی از واقعیت را میبینند.
- بر اساس همان دانسته های اندک و ناکامل خود افسانه ها و عقاید خود را میسازند و به آن پایبند میمانند.
- یک روز مردی تصمیم میگیرد از غار بیرون رفته تا ببیند چه چیزی اطرافش است. او با واقعیت همچون خورشیدی که بهش میتابد با درد و رنج فراوان روبه رو میشود.
- مسافر حقیقی کسی است که بتواند از غار بیرون بیاید این به معنا درو ریختن آنچه است که میدانسته و مواجه با دردی غیر قابل تحمل در مواجهه با حقیقت.
2.نیمه تاریک وجود
در این کتاب دبی فورد، روانشناس آمریکایی، با ارائه مسیری از تمرینات و آگاهی های بسیار جالب توجه، ذهن انسان را با خود آشتی میهد.
در کتاب نیمه تاریک وجود نیمه های مفقود شده یا نادیده گرفته و ترسناک آدمی را به خود میشناسد و قبح و زشتی آنها را میگیرد.
دبی فورد، سفر به درون را به آسانسوری تشبیه میکند که به زیر حفره های آگاه و آشنا وجود میرسد.
نیمه تاریک وجود ابتدا به شما تمرکز، آرام سازی، مدیتیشن و مراقبه را آموزش میدهد تا با مواجه با این ابعاد تاریک وجود بتوانید پذیرش داشته باشید.

2.معرفی فیلم سفر به درون ذهن
1.فیلم فصل بهار فصل پاییز
کاری از کیم کی دوک که داستان کودک و استادی در کوهستان های کره را نشان میدهد.
فیلم به تحول، تغییرات فکری و رشد ذهن میپردازد.
با ایجاد محیطی جدید و متفاوت، آدمی را به چالش میکشد تا زندگی را به نوبهای دیگر امتحان کند و ببیند چه چیزی در انتظارش است.
2.فیلم تلقین
- کاری که گفته میشود کریستوفر نولان برای فیلمنامه آن 10 سال زمان گذاشت راجع به لایههای حقیقت و خیال و نفوذ به ابعاد میان آنها است.
- دیدن فیلم شما را به همان ایدهی شکاکیت برمیگرداند.
- همچنین نشان میدهد ورود به ذهن دیگری تنها یک خیال نخواهد بود.
5.ماتریکس
فیلمی معروف و جهانی که به شما این را نشان میدهد اگر دنیای شما مجازی باشد چه طور میتوانید از آن بیرون بیاید.
آیا اصلا آمادهی پذیرش جهانی واقعی خواهید بود؟ حتی اگر این جهان تمام آنچه برایش در این دنیا تلاش کردهاید را درون یک کد برنامهریزی شده داشته باشد؟
مراحل مراقبه برای سفر به درون
یکی از معروف ترین مراقبه ها یا مدیتیشن زِن (zen) است.
زِن، سنتی ژاپنی به معنای نشستن در آرامش است و مراحل زیر را دنبال میکند:
1.به حالت لوتوس یا نیمه لوتوس بنشینید.
یعنی صاف بر روی زمین یا جایی تخت ثابت بمانید به طوری که چهار زانو و دستان در حالتی راحت کنار بدنتان قرار گیرد.
2.چشم ها را نیمه بسته نگه دارید و به زمین نگاه کنید.
3.نفس عمیق از شکم کشیده و روی موضوع خاصی تمرکز نکنید.
افکار را نادیده بگیرید اما از مقاومت در برابر آنها خودداری کنید.
اگر در ابتدای تمرین ها افکار و خاطرات بیش از اندازه خودنمایی کردند از ترفتند برگ های درختان استفاده کنید.
هر کدام از خاطرات و افکار را یک برگ در نظر بگیرید، کنار رودخانه برگها درخت را جدا کنید و با انداختن در دریاچه آن خاطره خاص محو خواهد شد.
منابع:
افلاطون، جمهور (قرن ۴ پ.م)


بدون دیدگاه