همهی شما تجربهی دورهای کوتاه از شک و تردید به وضع زندگی، ارزش ها و عقاید، شغل و ارتباطاتتان را داشتهاید.
با اینحال تفاوت اغلب افراد با کسانی که بحران هویت دارند در عمیق تر بودن تردید ها و طولانی بودن آن است؛
همچنین کسانی که با چالش های هویت گریبانگیر هستند سوالاتی از خود میپرسند که باعث ایجاد تداخل در زندگی واقعی خواهد شد.

روانشناسی بحران هویت
ابتدا باید بدانیم هویت به چه معناست.
هویت طبق نظر اریک اریکسون، روانشناس رشد، یعنی:
- مواجه با مشکلات زندگی
- پذیرش نقش ها و رفتارهای متفاوت
- تجربه اشتباهات و آگاهی برای عدم تکرار آنها
- تعهد به نقش هایی که بعد از آزمایش، قبول کردید
بحران هویت چه موقع شروع میشود
سوال پرسیدن در بسیاری از جوامع و عقاید کاری شجاعانه است که زیاد کسی آن را انجام نمیدهد.
زیرا سوالها گاه ممکن است از حیطهی کنترل شما خارج شود یا مورد نکوهش قرار گیرند.
- در روانشناسی زمانی که افراد سوالاتی راجع به خودشان بپرسند که با زندگیشان وارد تداخل شود، به بحران هویت شکل میگیرد.
- دلایل متعددی برای شروع بحران هویت وجود دارد؛ یکی از آنها میتواند فشار بیش از اندازه خانواده و اجتماع برای تبعیت باشد.
- کودک و نوجوان از همان موقع باید بتواند آزادانه کنجکاوی خود را به محیط و روان خود آزادانه ابراز کند در غیر این صورت در بزرگسالی با سوالات تندتر نسبت به این سرکوب واکنش نشان داده میشود.

سوالاتی راجع به چالش هویت
سوالاتی که راجع به هویت خود میپرسند شامل:
کسی که هستند، کار ها و فعالیتی که انجام میدهند و حتی دلیل زندگیشان میشود.
از این جهت، توجه نکردن به مسائل ذهنی نوجوان یا دوستی که دارید میتواند به افکار خودکشی و بیماری روانی جدی برسد.
سوالاتی که افراد در بحران هویت از خود میپرسند:
- من به چه چیزی علاقه دارم؟
- چرا دارم این کار را انجام میدهم؟
- ارزش و عقیده زندگی من چه بوده؟
- چرا زندگی میکنم؟ ( این میتواند در حیطه کار، روابط بین فردی و عاطفی باشد)
- نقش من در جامعه یا هدفم چیست؟
- من کیستم؟

انواع هویت
اریک اریکسون، نخستین بار عنوان بحران هویت را در روانشناسی آورد ولی پیش از آن کسب هویت را به 4 دسته تقسیم کرد:
- آنهایی که بدون سوالی، تنها آنچه از خانواده و اطرافیان به آنها داده شده را پذیرفتند. اینها هیچ هویت مستقل و فکر خاصی راجع به قوانین، هنجار و ارزش خود ندارند.
- کسانی که همیشه در شک هستند. پاسخ را نمییابند و در تمام زندگی خود سوالهایی داشتهاند.
- نوع دیگر هویت، به پرسش هایی رسیدند و احساس نیاز به استقلال فکری داشتند اما نتوانستند متعهد باشند. باد به هر سمتی که وزیده آنها همان طرف رفتند.
- و دستهی آخر که از بحران های هویت زندگی خود عبور میکنند کسانی هستند که پرسش هایی داشتند، به پاسخ آنها رسیدند و توانستند به آن متعهد باشند.
چه کسانی به بحران هویت گرفتار خواهند شد
از نظر روانشناسان بحران هویت در اواخر نوجوانی شروع و در نوجوانی تمام خواهد شد اما هر کسی میتواند در تمام دوره زندگی به این مشکل روحی دچار شود.
بحران هویت به خودی خود میتواند بر موضوعی خاص که در زندگیتان به یک تغییر بزرگ یا مشغولیت فکری منجر شده، بروز پیدا کند.
چند نمونه از کسانی که به بحران هویت گرفتار شدند را ملاحظه کنید:
- فردی که به تازگی از چندین شغل اخراج شده و برای ماههای متوالی هیچ کسی او را نپذیرفته.
- از طرفی به همین خاطر مشکلات اقتصادی و هزینهی زندگی بسیار به او فشار آورده.
- وی میتواند در انگیزه، علاقه، استعداد و دلیل انتخاب شغلش دچار شک و تردید شود.
در صورتی که سوالاتی که از خود بپرسد باعث عدم رشد و موفقیت او شود، همچنین اختلالی بیشتر در زندگیش به وجود آورد او به چالش های هویت دچار شده.
- یا دختری که به تازگی ازدواج کرده ولی از اینکه تمام مدت در خانه و منتظر همسرش است راضی نیست.
- او احساس خوشحالی و سرزندگی نمیکند، دعوای خانوادگی دارد و در زندگیش هدفی نمیبیند.
- اگر سوالاتی که او راجع به اهداف زندگی، ارزش ها و عقاید و شخصیت خودش بپرسد باعث رکود کیفیت زندگی و ادامه اختلالات در زندگیش شود این یک بحران هویت است.

بحران هویت در جوانان
همانطور که بالاتر گفته شد، آدمها در هر سنی میتوانند به چالش های هویت دچار شوند اما بیشترین گزارشات در مراکز مشاوره و روانشناسی، سنین جوانان بوده.
جوانی یعنی بازه ی 19 تا 35 سال، به دلیل اینکه فرد به استقلال بیشتری میرسد و باید خودش تصمیماتی برای زندگی برسد؛
بستر مناسب تری نسبت به سایر دورههای سنی برای بحران هویت حداقل در ایران است.
اگر نوجوان یا کودک به خانواده خود تکیه میکند یا میانسالان در روزمرگی خود فرو رفتهاست شرایطشان با نوجوان متفاوت است.
این جوانان هستند که به دنبال شغل، شروع روابط عاطفی متفاوت و گروه دوستان خارج از خانواده میگردند.
این مسیر که به استقلال و راه و روش منحصر به فرد زندگی میرسید برای جوانان با مهاجرت، خانهی مستقل یا فرزندآوری چالشبرانگیز تر هم خواهد شد.

چهطور باچالش هویت مقابله کنیم
اریک اریکسون گذر از بحران هویت را مشروط به مراحلی میداند:
1.ایجاد احساس استقلال از عقاید خانواده
فرد اول باید بداند و این حس نیاز را داشته باشد که آنچه دیگران میگویند برای زندگی او کارساز نیست.
تا زمانی که فرد متوجه نشده زندگی هر کسی برای خود ارزشمند است و باید برای اهداف شخصی شده خود تلاش کرد؛
یا همیشه در غفلت میماند و اصلا هویت ندارد یا در بحران هویت سالهای طولانی گیر میافتد.
2.شروع به تجربه
تجربه مسائل جدید شامل چنین مواردیست:
- پذیرش نقش های مختلف
- انجام فعالیت های جدید و حتی خارج از کارهای معمول
- گذر از اشتباهات
- انجام چالش های جدید حتی اگر موفقیت آمیز نبود
تمام اینها باعث ایجاد یک جمله خواهد شد:
پس این، من هستم.
همین جمله باعث خواهد شد در مراحل متفاوت زندگی که با چالش های سخت و تغییرات بزرگ روبه رو میشوید از بحران هویت بگذرید؛ زیرا دلیل رفتار هر کار و ارزشی را میدانید.
3.تعهد نسبت به خود
پس از تجربه کردن و یافتن خود واقعی که شامل:
- چه ارزش هایی مناسب تان است
- کدام عقاید دینی یا عرفانی را قبول میکنید و چرا
- چه شغلی مناسب شماست
- روابط عاطفی در ذهنتان به چهصورت است
باید نسبت به آن احساس تعهد کنید.
اگر هر روز یک ارزش و باور را بپذیرید و در شغلی که نهایتا انتخاب کردید پافشاری و تلاش نداشته باشید باز هم به نوع دیگری از بحران هویت دچار خواهید شد.

مصاحبه و تشخیص بحران هویت
محقق جیمز مارسیا، پژوهشات اریکسون را ادامه داد و مصاحبهای تشخیصی برای بررسی بحران هویت ساخت.
وی بررسی در 3 حوزه را زمینه های اصلی تشخیص چالش های هویت در نظر گرفت که شامل:
- نقش شغلی
- باور ها و ارزش
- تمایلات جنسی
همچنین در تحقیقات گسترده دیگر که چرا مردم به بحران هویت دچار میشوند و بررسی شدت آن، عوامل متعدد و مهمی آورده شده:
- گروه های حمایتی ( خانواده، دوست یا گروهی از افراد با مشکلی که او داشته یا پشت سر گذاشته که به حرف هایش گوش دهند)
- تجربه استرس و اضطراب در روزمرگی
- بیماری های روانی مرتبط ( افسردگی، دو قطبی، مرزی)
این بیماری ها همراه با تجربیات ناخوشایند یا تغییرات عمده زندگی میتوانند سلامت روان را به خطر انداخته و شما را وارد دایرهی بحران هویت و تشدید بیماری هایتان کند.
انسان بی هویت
زمانی که انسان احساس کند نمیداند برای چه خلق شده، در میان تمام ادیان و اجبار به باور، کدام را انتخاب کند یا مشکلات در روابط احساسی دست و پنجه نرم کند، به اینکه کیست و هدفش از زندگی چیست شک میکند.
انسان بیهویت میتواند در شغل، انتخاب مسیر زندگی، همزیستی با دیگران و هر نوع زندگی اجتماعی دچار سوالاتی شود که به اختلال در زندگی میانجامد.
چه زمان به دکتر مراجع کنید
اگر علائم و افکار زیر را شما یا عزیزانتان داشتید،حتما به یک متخصص روانشناس مراجعه کنید:
- افکار خودکشی یا آسیب به خود و دیگران
- شک و تردید که در غالب توهم و هزیان باشد
- اختلال در زندگی روزمره و از دست دادن اطرافیان
اگر شما یا عزیزانتان به این چالش دچار شدهاید درمان های متفاوت میتواند جنبه های مختلفی از مشکل شما را تحت پوشش قرار دهد:
1.درمان های شناختی
که معروف ترین و شناخته شده ترین آنها cbt است.
با تمرکز بر روی هیجانات و رفتار کنونی شما، برنامه ریزی برای ثبت و مقابله موثر با احساسات و اعمال ناکارآمد همراه شما خواهند ریخت.
2.درمان روانکاوی
روانکاوی با تمرکز بر گفتار فرد، ورود به ناخودآگاه، مواجه با انواع مقاومت ها و دادن بینش به درمانجو، درمانی عمیق و ریشهای به حساب میآید.
منابع:
DSM5
کتاب آسیب شناسی روانی


بدون دیدگاه