_در نهایت هدف معنا درمانی چیست؟
ـ از نظر فیزیولوژیکی، لوگوتراپی (معنا درمانی) روشی مؤثر برای مقابله با رنج و درد یا از دست دادن است. از نظر روحی، معنادرمانی نشان میدهد که زندگی زمانی معنا یا هدف دارد که مردم از «خلأ وجودی» مانند کسالت، بیتفاوتی، پوچی و افسردگی رنج ببرند (فرانکل، 2006).
تاریخچه معنادرمانی
احتمالا عدم آگاهی راجع به تاریخچه و هدف معنا درمانی، مانند بسیاری از رویکرد های درمانی دیگر، از جمله و به خصوص روانکاوی (فروید) و روانتحلیلی (یونگ)،
به شما درک درست نسبت به کارایی رویکرد و وظیفهای که هر روش بر دوش دارد، نمیدهد.
نام « معنادرمانی» به خودی خود به نظر پوچ و اندکی با امید واهی گره خورده.
در حالی که ممکن است این قضیه در برخی امور درست باشد، در سایر جنبهها درست نیست.
ما در تاریخچه و بررسی هدف معنا درمانی (لوگوتراپی)، متوجه دلیل ظهور این درمان، پیشگامان آن و طریقه استفاده این نوع درمان خواهیم شد.

ویکتور فرانکل، موسس درمان لوگوتراپی
زمانی که حرف معنا درمانی در میان است نام ویکتور فرانکل به عنوان موسس آن میدرخشید.
این روانشناس نه تنها این روش تراپی را ابداع کرد بلکه در سختترین روزهای زندگی خود نیز آن را رها نکرد و به نوبهای به او در زنده ماندن کمک کرد.
فرانکل حتی پس از فرستاده شدن به اردوگاه کار اجباری همراه با خانواده خود، دست از این ایده که معنا زندگی رنج کشیده را قابل تحمل و حتی پربار میکند، برنداشت.
این روانپزشک و روانشناس در سن 37 سالگی از لوگوتراپی سخن به میان آورد و در حیطهی این درمان از عشق، و بعد ها حتی در قصد ها متضاد توسعه و مورد استفاده قرار گرفت.
موسس درمان لوگوتراپی به این دلیل چنین معروف است که خود برای زندگی و سلامت روان، از هدف معنا درمانی بهره برد.

انسان در جستجوی درمان و هدف معنا درمانی
بدون شک تبعید به اردوگاه کار اجباری آن هم همراه با همسر خود نمیتواند برای هر کسی تابآور باشد.
بسیاری در آنجا خودکشی، یا پس از آن به انواع بزهکاری های اجتماعی و اخلاقی دست زدند درحالی که فرانکل به عنوان موسس درمان لوگوتراپی خود را با این ایده درمان کرد!
کتابی نوشت که اتفاقات آن زمان را شرح میداد و اعتقاداتی که از قبل با خود حمل میکرد را اینبار در ورطه آزمایش انجام داد؛ نام این کتاب « انسان در جستجوی معنا » است.
هدف معنا درمانی در این کتاب و زندگینامه وی چنان واقعی بود که برای موج های بعدی تراپی کارآمد بود؛ از جمله:
- Cbt درمانی شناختی رفتاری
- Act ( ماتریکس اکت که بر اساس تعهد و پذیرش )
- حوزههای طرحواره درمانی ( شامل بخش های متفاوتی از اکت و سی بی تی و معنا درمانی )

هدف از معنا درمانی چیست
جواب این سوال پیچیده نیست و دقیقا به دلیل راحتی آن، ممکن است بسیاری چنین درمانی را فاقد ارزش بدانند.
اما نکته اینجاست که بسیاری از مسائل پیچیدهای که گمان میکنید هر روز گریبانگیرتان است و نمیتوانید از شرشان خلاص شوید بنیادی سادهتر از تصور دارد.
هدف از معنا درمانی، پیدا کردن معنا برای زندگی با تمام خوشی ها و اندوههایش است؛ یعنی چه؟
کسانی که از این شیوه در مراکز روانشناسی یا مشاوره استفاده میکنند، چند اصل دارند که شامل:
- زندگی همواره با درد و رنج است و اگر چیزی به جز این باشد یعنی در حال فرار از ترس ها هستیم
- بدون درد و رنج، آسودگی معنا ندارد؛ شبیه به جملهی کلیشهای است: تا وقتی دلت برای آفتاب تنگ نشده، باران خوشایند است
- پیدا کردن معنا در بهترین شرایط هم به معنای آسایش و آسودگی صرف نیست؛ زیرا انسان ذاتا نگاهی رو به بالا برای رسیدن به اهداف دارد که با یک جا نشستن ارضا نمیشود
در نتیجه کسی که درمانی با معنا را جلو میبرد باید روی شناخت و طرز تفکر مراجع خود کار کند تا بتواند چنین بنایی را در ذهنش بسازد.
چرا معنا درمانی به تازگی اینقدر معروف شده
1.آگاهی از نقاط قوت هدف معنا درمانی
یکی از دلایل معروفتیت و بر سر زبان افتادن این درمان به خصوص در ایران احتمالا به خاطر آگاهی بیشتر یک روانشناس خوب از نیاز های متفاوت مراجعین است.
همانطور که پیش تر هم خاطر نشان کردیم این درمانی به درد هر مشکل یا اختلال روحی نمیخورد اما برای بعضی از آنها با توجه به شخصیت فرد، بسیار عالی جواب میدهد.
اگر تا ده سال پیش همه سمت درمان های رفتاری یا روانکاوی میرفتند حالا با آگاهی از شیوههای ترکیب شده از معنا و رفتار و روانکاوی دیدگاه متعادل تری دارد.
2.همراهی با مراجع، نه دیدی بیمار و دکتر
معنادرمانی شیوهای جدید است که به مراجع القای مریض بودن نمیدهد؛
اگر تا پیش از آن مراجع با ورود به اتاق درمان احساس میکرد باید با پلاستیکی از قرص خارج شود حالا فضا برایش راحت تر است.
از این جهت که در هدف معنا درمانی، درمانگر با مراجع همراهی میکند و دید بیمار و دکتر وجود ندارد، میتوان آن را تراپی آسانی خواند.
3.قابل درک بودن فرایند درمان
یکی دیگر از دلایل محبوبیت معنا درمانی درک فرایند درمان و خصوصیت آن است.
اگر در طرحواره درمانی، لازم بود ساعت ها راجع به طرحوارههای ناسازگار و کودکی صحبت شود؛
یا در روانکاوی که به دلیل تداعی آزاد نباید درکی از فرایند درمان به درمانجو میدادیم و او گیج میشد؛
معنا درمانی با کتابی مانند « انسان در جستجوی معنا» به راحتی قابل هضم و درک است.

در درمان مبتنی بر معنا چه می کنند
روانشناسی که بر اساس این رویکرد، مراجعان را میبیند چند اصل معنا درمانی را حفظ میکند و تراپی بر همان اساس جلو میرود:
- لوگوتراپی یا درمان مبتنی بر معنا، بر یافت هدف نهادینه و آرزوی آدمی بنا شده؛ این بدان معناست که افراد باید بینش کافی برای مرور زندگی خود و برنامهریزی برای آینده را داشته باشند یا دست کم اجازه دهند روانشناس به آنها کمک کنند
- تراپی در راستای ساخت مجدد سازههای شناختی است از جمله: زیربنای نفرت، خشم یا حتی عشق
- هدف از معنا درمانی، جستجوی معنایی برای ادامه دادن زندگی با وجود تمام درد و رنج است پس پذیرش نقش اساسی در آن دارد
- بعد از اینکه روانشناس بر روی شناخت، افکار، ارزش های اخلاقی از جمله عشق و نفرت و فرسودگی کار کرد، درمان مستقیما بر روی حفظ معنا و شخصی سازی جلو میرود
معنا درمانی برای چه کسانی مناسب است
با توجه به اینکه هدف معنا درمانی، پیدا کردن معنا و دلیل برای ادامهی مسیر است به درد بیماری های روانپریشی نمیخورد، از جمله:
- اسکیزوفرن
- توهم و هزیان
- توهم و گزند
- آسیب به خود و دیگران از قصد
- گسست از خویشتن و گستت از واقعیت
این درمان برای کسانی مناسب است که در پی هدف معنا درمانی اندکی هشیاری داشته باشند از جمله:
- استرس پس از سانحه PTSD
- استرس
- افسردگی
- تروما
- سوگ
- افکار یا عمل خودکشی

معنا درمانی به چه افرادی کمک میکند
1.درمان اضطراب و تروما
زمانی که کتاب « انسان در جستجوی معنا» اثر ویکتور فرانکل را بخوانید میبینید خود موسس معنا درمانی، باید به PTSD یا در بهترین حالت ترومائیزه شدن دچار میشد؛
با اینحال با رویکرد خود درمان شد و بهترین نمونه برای کمک به افراد در این حوزه است.

2.درمان استرس
شخصی که دچار استرس شده یعنی به یک دلیلی دلشوره و نگرانی دارد، که آن دلیل هم مبهم و ناشناخته است.
در رویکرد معنا درمانیِ مقابله با استرس، به این شخص باوری درست میدهیم که زندگی بدون دردسرهای روزمره و دلشوره های گذرا بیمعنا خواهد بود.
در معنا بودن، یعنی خوشحالی عمیق و اصیل به دنبال حل کردن مشکلات؛ وگرنه دنبال روی دیگران رضایت واقعی در پی نخواهد داشت.
3.سوگ در لوگوتراپی
کسی که درگیر از دست دادن یک عزیز است احتمالا بیش از اینکه نیازمند یک دیدگاه منطقی مانند آلیس، باید به درک شدن و دیدن جهان به نوبهای امیدبخش نیاز دارد.
آرامشی که در پی پیدا کردن دلیل برای پیش بردن زندگی، پذیرش اتفاقات و حرکت به سمت جلو است.
هدف معنا درمانی در افرادی که با سوگ مواجه شدند، شناخت یکپارچه از تمام ابعاد زندگی است. اینکه از دست دادن و به دست آوردن در کنار یکدیگر وجود دارند.

4.خودکشی
شخصی که به دنبال پایان زندگی است با دلایل گسترده و گاه متضاد روبه رو است.
برخی اوقات زندگی برایش کسلکننده، اوقاتی دیگر زجرآور و بدون رسیدن خوشی است، حالت دیگری هم وجود دارد و آن از دست دادن یا بیماری سختی است که خود یا عزیزی به آن گرفتار شده.
در تمام این شرایط درمانگر میتواند با تکیه به پیدا کردن معنا در زندگی به هدف لوگوتراپی برسد.
بیمار در این مواقع به این باور میرسد که ممکن است برخی مسائل برایش پیش آمده باشد اما اینها میتوانند شروعی برای باز کردن درهای جدید باشند.
و ثانیا کسی به او وعدهی زندگی عالی و بدون دردسر را نداده پس بهتر خواهد بود برای بهتر شدن تلاش کند زیرا خرسندی واقعی در پس این تلاش است.
منابع:


بدون دیدگاه