جملات فروید در مورد رابطه

7 جمله از فروید

هیچ‌کس نیست که شرورترین قسمت خود را احضار کند و بخواهد با آن کشتی بگیرد اما انتظار داشته باشد بدون آسیب از این مسیر عبور کند.

ـ مقاله دورا، بررسی یک هیستری 1909

زیگموند فروید، این گفتاردرمانگر برجسته که بعد از صد سال هنوز نظریاتش قابل تامل و بررسی است، زندگی را جنگی تمام عیار و همیشگی با ابعاد روانی‌، جامعه و منطق دانسته.

کسی در این مسیر موفق خواهد بود که دسته‌کم به ناخودآگاه و زخم‌هایش آگاه باشد و اینگونه باعث زخم‌های بیشتر به دیگران نشود.

پس ما نیز در این جملات فروید در مورد رابطه را عوض می‌کنه در تلاشیم تا نگاه او از سلامت فردی و اجتماعی را با شما در میان بگذاریم.

چراجملات فروید در مورد رابطه به درد زندگی میخورد

زیگموند در خانواده‌ای یهودی و ثروتمند به دنیا آمد.

دردانه‌ی مادرش بود و جامعه بسیار به او اهمیت میداد.

با این وجود خود را بی‌دین می‌نامید، از عقده‌های بسیاری که مادران برای فرزندان به خصوص پسر خود به وجود می‌آورند نوشت و جامعه و تمدن را ریشه‌هایی که انسان را در بند می‌کشد می‌شناخت.

زندگی او همانطور که در مقالات و نوشته‌هایش مستند است، به سه دوره‌ی متفاوت و کاملا متضاد با یکدیگر تقسیم می‌شد.

این نقدی که فروید همیشه به خود داشت هم می‌تواند نمونه‌ای از یک روانپریشی و بی‌ثباتی باشد،

با توجه به اینکه اواخر عمرش همه‌ی دست‌یافته‌هایش را سوزاند تا به قول خودش کسی از آنها الگو نگیرد،

یا بسیار زیرک و باهوش بوده که توانسته هر لحظه پیشرفت و افکار قبلی خود را نقض کند.

پس جملات این شخص که ظهوری در روانکاوی و روانشناسی بوده با تمام تضادهایش به منطقی قوی رسیده خالی از لطف نیست.

بدون شک نه تنها  جملات فروید در مورد رابطه ، بلکه اگر به خودآگاهی نزدیک باشی در فرد نیز تاملاتی به وجود می‌آورد.

 جملات فروید در مورد رابطه که دیدگاه‌ت رو عوض می‌کنه

1.عقاید مذهبی

مؤمنان معتقد تا حد زیادی در برابر خطر ابتلا به برخی بیماری‌های عصبی محافظت می‌شوند؛

آنها با پذیرش روان‌رنجوری جهانی،خود را از وظیفه ساختن یک روان‌رنجوری شخصی معاف می‌کنند.

ـآینده یک توهم 1927

یکی از نخستین مطالبی که در هر رابطه‌ای حائز اهمیت است دیدگاه زوجین راجع به خدا، نیروهای قدرتمند فراطبیعی و چگونگی قرار گرفتن در برابر آنهاست.

همانطور که پرواضح است، نظر فروید در مورد خدا و دینداران چندان مطلوب نبوده و آنها را کسانی که به توهم تن می‌دهند و ساده‌انگاری را سرلوحه‌ی زندگی قرار داده‌اند، عنوان می‌کند.

فروید در این مقاله میگوید که دینداران خود را محق برای تسلط به هر آنچه به آن تسلط نخواهند داشت( از جمله بیماری‌های روانی) می‌دانند چرا که خداونده آنها توانسته و آنها هم دنباله‌رو او هستند.

پس اگر شما هم چنین عقاید سفت و سختی راجع به باور‌‌ها دارید باید قبل از عمیق شدن در روابط‌تان با فرد دیگر حرف بزنید.

نقش ایگو در رابطه

2. نقش ایگو در رابطه

ایگو ( خود یا منِ منطقی) در خانه‌ی خود ارباب نیست.

دشواری در مسیر روانکاوی 1917

در نظریه‌ی شخصیت فروید ابتدا اید (ID) سپس ایگو (EGO) و در نهایت سوپر ایگو (SUPER EGO) در کودک شکل می‌گیرد.

اگر دانشجوی روانشناسی یا کادر درمان در این حوزه باشید می‌دانید چه‌قدر این جمله معروف و تکان دهنده است.

بسیاری از دانشجویان زمانی که این جمله را می‌شوند با توجه به اینکه نظریه شخصیت فروید را از حفظ هستند، از چنین جمله‌ی احمقانه‌ای عصبانی و فروید را دیوانه‌ای متناقض می‌نامند.

ایگو، طبق گفته‌ی خود فروید، نظم دهنده، بر پایه ی منطق و با وظیفه‌ی به تعادل رساندن ایگو و سوپر ایگو است.

پس این جمله که ایگو  در خانه‌ی خود، یعنی ذهن، ارباب نیست به نظر بسیار ناامید کننده می‌آید.

درواقع این جمله به دو حقیقت روانشناختی از نظر فروید می‌گردد:

  1. این روانکاو معتقد بود همگی درصدی از روانرنجوری را تجربه میکنیم ( این حقیقتی است که حالا محققان در سرتاسر جهان به آن رسیده‌اند. همگی  تجریباتی از اضطراب، افسردگی یا شدیدتر از آن، اختلالات شخصیت را در زندگی داریم) پس ایگو همیشه هم نتوانسته وظیفه‌ی خود را انجام دهد
  2. و دوم، انسان در تمام لحظات زندگی خود باید با نفس پلید و کودکانه‌ی خود که دنبال برطرف کردن نیاز‌های اولیه‌ی جنسی و پرخاشگری است (یعنی اید) و صدای والدین و قوانین و هنجارها (سوپر ایگو) بجنگد تا زندگی نرمال به هم‌زند

اگر میخواهید از جملات فروید در مورد رابطه استفاده کنید باید بدانید طرف مقابل چه‌طور به کشمکش روانی زندگیش پاسخ داده.

آیا همه ی نیروهای خود را صرف دیوانگی، بی‌مسئولیتی و رهایی میکند یا مدام به فکر نظر دیگران و پیشرفت کردن در نگاه آنهاست؟

در هر دو حالت، او از تعادل روانی خارج است.

نقش ایگو در رابطه

3.خوشبختی یا واقعیت

احساس میکنم بشریت تمایل دارد بگوید که انسان باید خوشبخت باشد

اما این در طرح آفرینش وجود ندارد.

ـ تمدن و نارضایتی‌های آن، 1930

شکی در این نیست که دیدگاه زیگموند فروید جبرگرایانه است.

این بدین معناست که او انسان را در رنج ابدی با کشمکش‌های روانی و اجتماعی دانسته و همه‌ی انسان‌ها را بیمار روانی و تنها اختلاف را در درجات این بیماری‌ها عنوان می‌کند.

با اینحال نمی‌شود به او خورده‌ای گرفت. دوران کاری او بیش از 30 سال با بیماران روانرنجور و شنیدن خاطرات عجیب و گاه وحشتناک آنها بوده.

دیدگاهی منطقی ولی نه کاملا تاریک به نظر راه‌حل شما در داشتن رابطه‌ای مناسب است.

با این کار شما در رابطه‌تان می‌توانید از خطرات و آسیب‌هایی که ممکن است به یکدیگر بزنید آگاه باشید و در کنار آن از لطافت دوست داشتن بهره ببرید.

4.عشق در برابر خودشیفتگی

هرکه عشق می‌ورزد فروتن می‌شود

کسانی که عشق می‌ورزند به اصطلاح بخشی از خودشیفتگی خود را گروه گذاشته‌اند.

نظر فروید راجع به خودشیفتگی با آنچه DSM و سایر منابع مدرن از خودشیفتگی ارائه داده متفاوت است.

در این جمله از فروید که واقعا توانایی تغییر در رابطه‌‌ت را دارد خودشیفتگی به عنوان ضرورتی برای رشد کودک به حساب آمده.

ما 2 مدل خودشیفتگی داریم:

  • اولیه: از لیبیدو که منبع انرژی در نوزاد است به وجود می‌آید و صرف ساختن ایگو می‌شود. پس لازم برای ادامه‌ی حیات روانی و اجتماعی است.
  • ثانویه: زمانی که انرژی بیش از اندازه ذخیره شده به اجسام و اطراف متوجه شود که در نهایت باعث روانرنجوری یا مکانیزم دفاعی خواهد شد.

پس کسی که عاشق می‌شود اندازه‌ای از مکانیزم‌های دفاعی خود را کنار گذاشته تا کنار شما قرار گیرد.

هر کسی آماده‌ی این نبرد درونی نیست و هرکسی هم از آن پیروز بیرون نمی‌آید.

5.تاثیر تمایلات جنسی در رابطه

مردم تمایلات جنسی خود را آزادانه نشان نمی‌دهند، بلکه برای پنهان کردن آن، پالتویی ضخیم و بافته شده از دروغ می‌پوشند، گویی هوا در دنیای تمایلات جنسی بد است.

نام اصلی نظریات زیگموند فروید مراحل رشد روانی ـ جنسی است.

همین نامگذاری نشان از اهمیت به وفور او نسبت به آزادی در مسائل جنسی یا اگر بخوایم خوشبینانه نگاه کنیم، تشویق به بروز خود واقعی است.

در این جمله از فروید که رابطه‌ت را عوض می‌کنه در نهایت به این برسید که بسیاری افراد که به شما نزدیک می‌شوند واقعا تمایلات خود را تا حدی پنهان، آن را سرکوب یا با شرم نادیده‌ش می‌گیرند. شاید شما هم یکی از همین افراد هستید.

هرکدام از این حالت‌ها، فشار های روحی روانی بسیار برای فرد ایجاد می‌کند که در رابطه آسیب‌زا خواهد بود.

6.سرزنش‌های وجدان

عذاب ناشی از سرزنش‌های وجدان دقیقاً با ترس کودک برای از دست دادن عشق مطابقت دارد.

 

احتمالا در اینجا فروید به تاکید آسیب و دردی که سرزنش‌ها توسط سوپر ایگو به وجود می‌آید تاکید داشته که با ترس کودک در برابر از دست دادن عشق برابری می‌کند.

کودک به عنوان ناتوان‌ترین موجود که تمام هستی خود را از کمک و توجه دیگران می‌گیرد به زودی چنان به مادر یا پدر خود وابسته می‌شود که ذهنیت و نظام شناختی‌ش در گرو تایید آنهاست.

پس ترس از ازدست دادن آنها شدید و به تعریف از هویت خود برمی‌گردد. به طوری که بی‌توجهی یا بیش از اندازه توجه مشکلات روحی بسیار و حتی بحران هویت در آینده را پیش‌بینی می‌کند.

در این مقیاس، کارهایی که ایگو یا اید برای بقای فرد انجام می‌دهند توسط سوپر ایگو سرکوب یا سرزنش می‌شود که تله‌های اضطرابی را فرا می‌خواند.

برای رابطه‌ای خوب به این نکته توجه کنید که چه‌طور با گذشته‌ی خود، شکست‌ها و نشخوارهای درونی کنار می‌آیید.

7. نظر فروید درباره قوانین و ممنوعیت‌ها

این در ذات انسان است که اگر چیزی را دوست ندارد، آن را نادرست بداند.

 

همانطور که در چند متن دیگر دیدیم فروید مخالف اجتماع و قوانینی که باید رعایت شود، است.

او در مقالات بسیاری تمدن و قوانینی که همراه آن است را مسیری منحرف کننده از تمایلات ذاتی بشر میداند.

نظر فروید درباره‌ی قوانین و ممنوعیت‌ها این است که: شما چیزی شیرین جلوی بچه می‌گذارید و مدام او را از خوردن آن نهی می‌کنید.

هیجانات، گرایشان جنسی و پرخاشگری در نهاد آدمی است که اجتماع همه‌ی آنها را منع می‌کند.

با اینحال سوال این است که آیا واقعا میتوان بدون تمدن زندگی کرد؟

در اینصورت ما شکار خواهیم شد یا شکارچی؟

آگاهی از تفکرات شریک زندگی‌تان در این جمله‌ از فروید هم می‌تواند رابطه‌ت را  عوض کنه.

 

منابع:

FREUD.ORG.UK

VeryWellMind

 

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *