داستان ها از فرهنگ، ارزش و فردیت عبور میکند تا ما را به هم متصل کنند.
قدرت داستان سرایی را میتوان در کهنالگوهای یونگ، سنتهای جامعهشناسان و افسانهها پیدا کرد که در نهایت باعث اتحاد و تجربه مشترک میشوند.
روانشناسان تاثیر داستانسرایی بر بیماریهای روانی از جمله اضطراب، تجربه تروما و PTSD را بررسی کرده و به نتایج رضایتبخش درمانی رسیدهاند که در این مقاله جذاب با شما به اشتراک میگذاریم.
قدرت داستان بر ارتقا سلامتی
داستان ها به شما کمک میکند خودتان را بشناسید و با دیگران ارتباط برقرار کنید.
سراییدن داستان اتفاقی شخصیست؛ مثل ماجرای به دنیا آوردن فرزند یا آشنا شدن با شخصی جدید.
اینکه شما چهطور و به چهکسانی داستانهای گزیده شده را بگویید اطلاعات میدهد از جمله:
- شخصیت منحصر به فرد شما در مقابل موقعیتها
- احساس امنیتی که از دیگران احساس میکنید
- حتی میزارن تحریف ذهنیتان از واقعیت
حتی داستانهای دروغین سبکهای مقابله و دفاعها را بر ما آشکار میسازد؛ منظور از دفاع و تحریف روانی این است که:
شما با داستانسرایی میتواند ذهنیتتان را نسبت به مسائلی تغییر دهید و حتی در شرایطی احساس بهتر یا راحت تر پیدا خواهید کرد.
شنیدن داستان دیگران چه زندگی شخصی یا غیر شخصی، به شما امکان نگاه به طرحواره، اهمیت و ارزش، شناخت فردی و دیدگاه او را میدهد.
پس جای تعجب نیست که روانشناسان همانند گفتار درمانگران و پیش از آن در تاریخچه فیلسوفان چنان به سخنورزی اهمیت میدادند؛
چرا که ریشهی بسیاری از مشکلات در سخنان آدمی نهادینه شده.
داستانسرایی برا کدام بیماریها اثر گذار است
قدرت داستان سرایی به خصوص در بهبود سلامت روان یافت میشود از جمله:
- اضطراب: اگر اضطراب اجتماعی بیماری فرد باشد یعنی با صحبت در حضور دیگران مشکل دارد؛ در صورتی که اضطراب جنرال یا عمومی هم داشته باشد از همهچیز نگران میشود، در خود فرو میرود و گفتارش پریشان میشود.
- افسردگی: فرد تمایلی به صحبت کردن، همنشینی با دیگران، فعالیت های سابق به ویژه در گروههای اجتماعی را ندارد.
- PTSD و تروما: معمولا افرادی که سابقهای از رویداد ناخوشایند در گذشته دارند دست به اولین اقدام و راحتترین میزنند یعنی آن را سرکوب و از خودآگاه به ناخودآگاه میبرند.
در حالی که همین عمل و صحبت نکردن میتواند فشار روانی را تا سالیان درازی برای فرد نگه دارد.
بررسی تاثیر داستان بر بیماریهای روانی
برای بررسی تاثیر داستان ها بر روان آدمی بهتر است به ساختار آنها توجه کنیم؛ هر فرد زمانی که داستانی را تعریف میکند چنین مواردی را میخواهد برساند:
- چگونه تصمیم میگیرند
- چهطور فکر میکنند
- چه راه حل هایی از نظرشان قابل قبول است
- چگونه دیگران را متقاعد میکنند
- چگونه جایگاه خود را در جهان درک میکنند
- ارزش های اجتماعی و فردی شان چیست
پس روانشناس خوب با گوش دادن به داستانسرایی پی به مشکلات زندگی، دغدغههای ذهنی و حتی ناهشیاری که باعث عذابتان شده میشود.
بسیاری از مکاتب روانشناسی قدیمی تا جدید، از فروید ( روانتحلیلی تا روانپویشی)، معنا درمانی و همینطور درمان های جدیدتر همانند اکت و cbt به دنبال کشف، تعبیر حل یا تغییر این داستانهای ذهنی هستند.
پس هدف درمانی در بررسی قدرت داستانسرایی بر بیماریهای روانی پوشیده نیست و با تغییر آنها شما به شکلی تازه با دنیا روبه رو خواهید شد.
قدرت داستانسرایی بر روابط اجتماعی
تنها بیماریهای روانی نیستند که از داستانهای شما بیرون میآیند؛ بلکه روابط و نقش انسانهای دیگر در هر قصه به روابط اجتماعی شما و محیط زندگیتان مربوط میشود.
شاید محتوای داستان ها، زندگی شخصی خودتان باشد اما چند نفر از شما صد در صد معتقد است تنها خودش بدون حضور یا نقش فیزیکی یا روانی یک نفر دیگر داستانی را رقم زده؟
هیچ شخص یا دایرهی ارتباطی روی تصمیم شما، فریادی که زدید یا قهقههای که از خوشحالی سردادید تاثیر ندارد؟
این غیرممکن است و از همین جهت قدرت داستان سرایی بر روان و سلامت اجتماعی هر دو با هم بررسی خواهد شد.
داستانها در برگیرنده احساسات جمعی هستند.
مهم نیست یک هفته یا دو سال از داستانی که برای شما تعریف میشود یا خودتان میگویید میگذرد آنها توانایی ارتقا روابط اجتماعی شما را دارند زیرا چنین اطلاعاتی در اختیار میگذارند:
- انطباق ذهنی با شما (میتوانید دلایل و زمینههای ذهنی او را بفهمید)
- درک بهتر روانی و اجتماعی متقابل
- توقعهایی که از او خواهید داشت (معمولا داستان ها روند ذهنی افراد هستند)
- قابلیتها و پتانسیل ها (به خصوص اگر به کودکی یا داستان هایی که در دورهی حساس مانند دبیرستان یا پیش دبستانی و اولین روز کاری تعریف میکند، مربوط شود)
بررسی تاثیر قصهگویی بر بیماری های روانی و درمان
1.افسردگی و اضطراب
تحقیقات وسیعی نشان داد زمانی که افراد از قصههای خود با دیگران حرف میزنند تا اندازهی زیادی از احساسات افسردگی (غم، بیتحرکی، نبود انگیزه) کم شده و اضطراب را کنترل میکردند.
یکی از دلایل همهگیری و توجه به گروهدرمانی، زوج درمانی و خانواده درمانی در کنار درمانهای فردی ، همین صحبت با دیگران و شنیدن داستان آنهاست.
افراد در محیطی حرفهای و تخصصی با روانشناسی حرفهای، راجع به مسائلی که در ذهنشان به مشکلات زندگی مربوط میشده یا باعث درگیری با خانواده و دیگران است صحبت میکنند و داستان زندگیشان را در قالبهای متفاوت تعریف میکنند.
2.پردازش زندگی
یکی دیگر از تاثیرات داستانها بر روان نگاه به خود از طرق متفاوت است.
زمانی که کسی به داستان شما گوش بدهد یا خودتان با صدایی بلند آن را تعریف کنید، متوجه نقاط قوت و ضعف خود خواهید شد.
لازمهی این شهود توانایی انتقاد پذیری و انعطاف ذهنی در برابر تغییرات است.
به خود بگویید: اگر الان کاری نکنم بعدا بدتر خواهد شد.
در صورتی که دوباره روند انکار را پیش گیرم اینبار شاید زندگی عاطفی و بچههایم در خطر بیوفتند.
یکی از روانشناسان در وبلاگ خود نوشته بود:
تا زمانی که من از ناراحتی و غم از دست دادن جویی حرف نزدم متوجه نشدم چهطور از راههای مقابله با غم استفاده میکردم.
این باعث شد اندوه را درک کنم و مقداری آرامش پیدا کنم.
3. درک گذشته و پذیرش اشتباهات
یکی دیگر از قدرت داستانها بر روان، بازبینی اشتباهات در فضایی بدون تنش و قضاوت است که منجر به بخشش عمیقی در وجود ما میشود یا دسته کم خود را شبیه به انسانهای دیگر میبینیم.
روانکاوی، به عنوان یکی از اصلی ترین متدهای روان درمانی، فرد را با خود روبه رو میکرد تا به این صورت بتواند گذشتهش را بازشناسی و درک کند.
پذیرش اشتباهات تنها با درک این قضیه که نه شما کامل هستید نه دیگران، میسر خواهد شد و آن هم مستلزم دیدن خود به صورت یکپارچه و مجموعهای از شکست ها و پیروزی ها است.
پس اگر خود یا عزیزی را میبینید که در هر یک از سه زمینهی بالا دچار مشکل است، به مراکز روانشناسی معتبر تماس بگیرید.
درمان در داستان گویی
1. درمانهای گروهی
زوج درمانی، خانواده درمانی و در نهایت گروهدرمانی جزو درمانهاییست که داستانگویی و تعریف قصهای که در ذهنتان به مشکل تبدیل شده را با دیگران به اشتراک میگذارید.
بسیاری خانواده درمانگران میگویند:
ما کاری به داستان گفته شده نداریم، بلکه عوامل بسیار مهم تری در داستانها سر بیرون میآورند که منبع مشکل هستند؛ از جمله:
- برخوردی که با داستانسرایی میشود ( این میتواند هم شامل خودتان و هم خانواده و دوستان باشد)
- روندی که هر داستان جلو میرود (بسیاری از ما اشتباهات تکراری داریم که باید متوقف شود)
- درک کارهای مثبتی که در هر داستان کردهایم و کارهایی که نباید تکرار شود ( بازبینی و پردازش زندگی)
- مسیری که تصمیم شما در داستان بر زندگیتان گذاشته ( آگاهی از آثاری که داشته و اقدام آگاهانه یا بچگانه)
- روابطی که با دیگران به خصوص خانواده بعد از هر داستان و تصمیم پیش میآمده ( آیا مادر همیشه نکوهش میکرده و پدر مسئولیت خود را انجام نمیداده؟)
2.درمانهای فردی
- روانکاوی: مواجه با خود، تعبیر و تفسیر ناخودآگاه که اعمال از آن برخواسته میشوند از جمله متد هایی است که با داستانهای شما درمان را جلو میبرد.
- درمان رفتاری: بررسی الگوهای رفتار، شناخت و روایتی که از مواقع استرس و اضطراب آور، افسردهکننده، ناامیدی ها و خشم ها دارید.
چهطور این رفتار ها بر احساسات، شناحت و تصمیم گیری شما تاثیر میگذارد.
ابعاد تاثیر هر تصمیم در زندگیتان و در نهایت قدرت داستانگویی که از آن به نفع یا ضرر شماست در رفتار درمانی کشف و اصلاح میشود.
نتیجهگیری تاثیر داستان بر روان
بسیاری از شما هنگام گفتن بخشی از داستان زندگیتان مرتکب خطاهایی میشوید که شاید عمیق و ریشهای در ناخودآگاهتان داشته باشد مانند تحریفها یا مکانیزمهای دفاعی.
- مثلا شخص خودشیفته تمام توجه و تمرکز یک حادثه و اتفاق را متوجه خود میداند و میگوید: مدیران بخش من بر سر من دعوا کردند. خانواده شوهرم بیشتر از دخترانشان من را دوست دارند.
- اختلال شخصیت وابسته به وفور در داستانهایش به کمبود کمک دیگران اشاره میکنند یا موفقیت را به حضور و هدایت دیگران وابسته میدانند.
- اضطراب اجتماعی جوامع و افراد را ترسناک و با آنها را افرادی میبیند که منتظر تمسخر یا اشتباه او هستند پس حرفی نمیزند.
تاثیر داستان بر روان در هر یک از این مثال ها واضح است و درمانهایی در طیف متنوع از گروه درمانی تا درمان فردی برای آن مناسب خواهد بود.
منابع:

بدون دیدگاه