عشق انتقالی فروید، جابه جایی ناخودآگاه احساسات و عواطف درمانجو به درمانگر در جلسات روانکاوی است. این نظریه در واقع در تلاش است تا توضیحی برای چرایی عدم موفقیت جلسات درمانی، احساس نزدیکی بیش از حد درمانگران با مراجع و در نهایت شکست درمانی، به ما بدهد.
عشق و انتقال در روانکاوی
چنین کلماتی در علم روانشناسی به علت تخصصی بودن آن دارای معانی متفاوت از صحبت های عامیانه بین مردم است که اتفاقا ما را به درمان علائم بیماری روانی نزدیک تر میکند.
انتقال از نظر فروید:
او این اتفاق را فقط یک نمونه خاص از جابجایی عاطفه از یک ایده به ایده دیگر می دانست.
انتقال یا به انگلیسی Transference زمانیست که شخص بدون آگاهی، آنچه که در گذشتهش سرکوب یا به فراموشی سپرده شده را در سطح هشیاری احساس میکند و دیگران را ( از جمله روانکاو) در معرض احساسات و عواطف شخصی قرار میدهد.
- انتقال در واقع شکلی از رویاها و تمایلات خام هستند که شخص به شیوه های متفاوت ابراز میکند.
- نمونهای از انتقال علاقهی کودک به برخی اجسام تیز و خطرناک است که به شدت از آن منع میشد و در بزرگسالی این علاقه را با آشپزی یا کار با ابزار صنعتی ارضا میکند.
- همانطور که قابل مشاهده است، انتقال که همان کار جابهجایی را انجام میدهد، در واقع میتواند بسیار مفید واقع شده و افراد را از تثبیت در حسرت، حسادت و تنفر برهاند.
عشق از نظر روانکاوی
در درمان روانکاوی که موسس آن زیگموند فروید است، عشق مقولهای درمانی تلقی میشود.
یعنی این عاطفه نیاز به درمان دارد. نه اینکه کسی را دوست نداشته باشید بلکه عشق انتقالی فروید خود به معنای بیماری است.
عاشق شدن یک پدیدهای روانیست که از منبعی مشخص سرچشمه میگیرد.
این نظریه به خوبی روشن میسازد چرا افراد در انتخاب همسر، شغل مورد علاقه، تفریحات و… به عوامل بسیار گوناگونی علاقه دارند.
همچنین اگر این عشق از امیال سرکوب شده، احساسات نادیده گرفته شده یا فرزندپروری نادرست افراد سرچشمه بگیرد میتواند در زندگی فرد اخلال ایجاد کند.
عشق انتقالی فروید استدلال میکند:
ما حق نداریم در مورد حالت عاشق بودن که در جریان درمان ظاهر می شود بحث کنیم. درمان تحلیلی (روانکاوی) خصلت یک عشق “اصیل” را دارد.
در واقع عشق انتقالی تفاوتی با هیچ نوع عشق دیگری نداشت، زیرا هیچ حالت [عاشق بودن] وجود ندارد که نمونه های اولیه نوزادی را باز تولید نکند.
چهطور عاشق میشویم
عشق انتقالی فروید برای پاسخ به این سوال، قابل تامل است.
تا کنون عاشق کسی شدهاید که اشتباه باشد؟
یا از کسی خوشتان آمده که اطرافیان یا خود متوجه شباهت زیاد او با یکی از اعضای خانواده باشید؟
یا اصلا کسی را ببینید و به عشق در نگاه اول معتقد شوید؟
برای پاسخ به این سوال که چرا از یک سری ویژگیهای پارتنر یا همسرتان بدتان میآید اما با شناخت به همان ها جذب او شدید هم پاسخی وجود دارد.
عشق انتقالی فروید پاسخ تمام سوال های بالاست.
در این نوع از دوست داشتن و علاقه چند اصل وجود دارد:
- شما عاشق کسی میشوید که الگوهای ذهنی شما را که از کودکی تا کنون شکل گرفته، دنبال کند
- معشوق شما نه شخصی غریبه که انعکاس تصورات، تمایلات و غرایز کودکیتان است
- عشق انتقالی نه تنها بین مراجع و درمانگر که بین بسیاری از افراد با سطح بالای مکانیزم دفاعی وجود دارد
- احساس عشق در روانکاوی یا پاسخ به نیازهای فطریتان است یا سرکوب آنها
- انتقال عشق معمولاً میتواند تجزیه و تحلیل شود و در خدمت درمان قرار گیرد، به ویژه زمانی که متوسط باشد
- هرگز نباید این واقعیت را فراموش کنند که درمانجو از ظرفیت محدودی برای عشق ورزیدن برخوردار است که تثبیتهای نوزادی مسئول آن هستند ( بعد از برخورد درست با شخصی که مدعی عاشقی است، خودش دست از عشق میکشد)
روانکاوی، درمان از طریق عشق است
حالا که با گفته های روانشناسان و روانتحلیل گران روانی خبره راجع به عشق آشنا شدیم چه طور عشق انتقالی فروید را درمان کنیم؟
عشق و انتقال در درمان دو عضو جدا نشدنی از هم هستند.
طبق پژوهش سالانه با هزاران بیمار به این اصل رسیده اند که انتقال همراه با عشق میتواند در بدترین موقعیت ها از جمله زمانی که وارد اتاق جلسهی درمان میشوید، رخ دهد.
روانکاوان با علم به این قضیه آن را پذیرفتند.
فروید و فرودیسم ها بعد از بررسی بسیار انتقال، چندین قانون برای آن در درمان روانکاوی وضع کردند تا جلسات به درمان منتهی شود:
- مراجع میتواند بنا بر هر دلیلی از درمانگر خوشش بیاد، عاشقش شده و این را با هر عمل شهوانی یا درخواستی عنوان کند؛ روانتحلیلگر با علم به این قضیه که معشوق شدن تمام روند درمانی را از بین میبرد باید رفتاری معقول از خود نشان دهد
- قطع احساسات عاشقانه از سمت روانشناس اولین گام است؛ در مرحلهی بعدی یک روانشناس خوب میداند عشق انتقالی فروید با راهنمایی های درست، نقطه عطفی برای درمان به حساب میآید
- در مرحله آخر، روان تحلیلگر تمایلات عاشقانهی درمانجو را سمت ناهشیار و بیرون کشیدن عقدههای او هدایت میکند
عشق انتقالی فروید
درمان تحلیلی که بر :
استوار است، میتواند باعث احساس عاشق شدن به درمانگر شود.
همانطور که شما میتواند از یک خلافکار، شیاد یا دزد خوشتان بیاد؛ درمانگری که منطقی، در راه کمک به شما و آگاه به نظر میرسد هم میتواند مورد علاقه اشخاص قرار گیرد.
وجهه اشتراک تمام این موقعیت ها، نامناسب بودن احساسات با شرایط و منطق، کاملا غیر هشیارانه و خارج از کنترل شماست.
عشث انتقالی فروید به 2 علت روی میدهد:
- مکانیزم های دفاعی درمانجو، سعی به برهم زدن روند درمانی دارد و بیان عاشق شدن بهترین راه برای ایجاد یک سد دفاعی مقاوم در برابر هر رفتار و انگیزه شناخته شده.
- دلیل دوم؛ مسیری از درمان است و به همین علت روانکاوی را درمان از طریق عشق میدانند.
وقتی مراجع به با تمام ترس ها از روبهرویی با شخصیت های ناخودآگاه و آنچه فراموش شده به درمانگر احساس عاطفی پیدا میکند، مقاومت درمانی شکسته میشود.
حالا روانکاو نه یک شخص غریبه بلکه به پدر، مادری فوت شده، دوستی قدیمی و معشوقی ایدهآل تبدیل میشود.
درنتیجه عشق انتقالی فروید، هیچ هدفی به جز درمان نباید داشته باشد؛ زیرا دلیل آن به امیال سرکوب شده، ناهشیار فراموش شده و فانتزی های آسیبزا برای خود شخص برمیگردد.
نظر فروید درباره لذت
فروید همینطور زمانی که مراجعانش از عشق انتقالی صحبت میکردند به مسئلهای دیگری به نام لذت جنسی همراه با عشق برخورد کرد.
مراجعین او نه تنها در جلسات درمانی از عاشقی بلکه لذت نسبت به درمانگر صحبت میکردند.
فروید راجع به عشق انتقالی گفته بود:
این نوع از برخورد مراجع در واقع بسیار به من کمک میکرد تا روند درمانی را پیش ببرم. سد مقاومت او شکسته شده بود.
علاقه به من اجازه میداد تا درمان را به سمت ریشههای ناخودآگاه و امیال سرکوب شده، هدایت کنم.
اما زمانی که عشق انتقالی با شدت زیادی بود دیگر نمیتوانستم آن را کنترل کنم. زیرا مراجع نه من، که شخصی در گذشته خود را در من میدید.
این مثال که مادری بسیار بد دهن و فحاش، دخترش را به سمت علاقه به درمانگر مبادی آداب و لفظ قلم سوق میدهد. هرچند که هیچ وجهه اشتراک تا تناسب دیگری با او نداشته باشد.
عشق انتقالی فروید میتواند به خاطر سرکوب، تن دادن به خواستههایمان در کودکی یا هر اتفاق دیگری رخ دهد.
مثلا پدری که دخترش را در تمام امور از کودکی تا بزرگسالی آزاد گذاشته، احتمال اینکه دختر بچه در بزرگسالی به مردانی خشن، تندخو، کنترلگر، جذب شود زیاد است.
و یا دوستانی که در دوره های ابتدایی اجتماعی شدن مانند مهد کودک، پسری را مدام مسخره میکردند او عاشق کسی میشود که به او کمک کرده، حمایتش را احساس کند و از هر تصمیمی که می گیرد توقع حمایت دارد.
البته مثال های بالا میتواند برعکس هم باشد. یعنی عشق انتقالی فروید با آشنا پنداری همراه شود.
دختر عاشق کسی شود که مانند پدرش به او آزادی فراوان داده و پسر هم در آینده زنی را انتخاب کند که مدام به او سرکوفت بزند و تحقیرش کند.

تفاوت لذت و عشق از نظر فروید
همانطور که در مثال ها بالا ما رضایت همراه با عشق را دیدیم.
عشق انتقالی فروید یک تفاوت با لذت دارد:
لذت، برای فرار از ترس فروپاشی روانی اتفاق میافتد. ترس، حصرت و خشم سرچشمه آن است و در پس آن نگرانی از تغییرات شخصیت و بالا آمدن ناخودآگاه قرار دارد.
در نتیجه تفاوت اساسی میان عشق و لذت از نظر فروید به دلیل ابراز آنها برمیگردد.
در پس تقاضای عشق و جبران که در انتقالهای پرشور دیده میشود، نقصهای رشدی و شکستهای تجربه شده در محیط اولیه دلایل نهفته آن است.
مثلا در کودکی شخصی به او تعرض کرده، کتک و آسیب فیزیکی دریافت کرده، به او القاب زشت و رکیک داده شده در نتیجه خود یا خودانگاره فرد برای انتخابِ معقول از بین میرود.
در جستجوی لذت و شهوانی سازی، مکانیزم دفاعی در برابر ترس از فروپاشی پررنگ تر است؛ که به نوبه خود ناشی از افسردگی اولیه ای که بیمار در مراحل اولیه رشد خود تجربه کرده است، بروز مییابد.
به طور مثال هیچکس دوست ندارد کسی به او بگوید پول هایش را چهطور خرج کند، چه کاری انجام دهد، رویاهایش چه باشد اما زمانی که در معرض تغییرات بنیادی قرار میگیرد و عقل و منطق با ناخودآگاه مبارزه میکنند و رویاهایش ساختگی و در معرض خطر ترک برداشتن هستند، به دنبال کسب لذت از روند پیش رو فاصله میگیرد.
منابع:





بدون دیدگاه