خواب و رویا.. واقعا از کجا می آید؟
در این مقاله قراره اول سری به جادو بزنیم و بعد سرزمین کابوس را پیدا کنیم.
اما خب سفر همونجا تموم نمیشه،متخصصان دلایل منطقی و سرزمین هایی درون خودمون هم پیدا کردند که خواب هایمان از آنجا آغاز میشود.
کابوس (mare) در فرهنگ های باستانی
برای کشف ریشههای کابوس، لازم است به زمانی عقب برگردید که پیچیدگیهای ذهن انسان عجیب و اسرارآمیز بود و به راحتی توسط ارواح شیطانی و موجودات عرفانی توضیح داده میشد.
اگرچه، به طور خاص برای گوش های مدرن، کابوس ممکن است چیزی شبیه به یک اسب ترسناک، قاتلی که به دنبالمان است یا فضایی مبهم و ترسناک به نظر برسد.
منشا کلمه ی mare در واقع بر اساس فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد، به معنای “روح شیطانی زن که تصور می شود خوابیده و همین طور خفه می کند” آمده.

این از mære در انگلیسی باستان (قدیمیترین شکل تاریخی زبان انگلیسی که توسط آنگلوساکسونها در حدود قرن پنجم به بریتانیا آورده شد) ایجاد شده بود – بنابراین نگرانیهای واضح در مورد هر چیزی که خواب خوب شبانه را مختل میکند، از زمان های گذشته وجود داشته است.
فرهنگهای دیگر نیز نسخههای مخصوص به خود را از “mare” انگلیسی داشتند که بسیاری از آنها ارواح شیطانی، شیاطین یا موجودات اجنهمانند را توصیف میکردند که در هنگام خواب بر روی سینهی افراد سوار میشدند و رویاهای بد میبینید.
در فرهنگ اسکاندیناوی، کابوس برای اولین بار در حماسه Ynglinga، یک حماسه افسانه ای نورس قدیمی از قرن سیزدهم، ظاهر شد.
در آن داستان، پادشاه سوئد Vanlandi توسط یک کابوس کشته می شود که توسط یک جادوگر فنلاندی پس از اینکه پادشاه همسرش را رها کرد، به ذهنش خطور کرد. پس در واقع کابوس ها را نه مردم عادی که جادوگران به ذهن افراد تزریق میکردند!
در افسانه های آلمانی، موجودات زیادی وجود دارد که گفته می شود به خواب آرام حمله می کنند. آلپ، ترد، مادیان و مارت همگی ارواح بدخواه شبانه هستند که با کابوسهای شبانه مرتبط هستند و همراه با آنها افسانههایی درباره بهترین روش جلوگیری از ورود آنها به خانه وجود دارد.
راه هایی که پیشنهاد داده اند برای جلوگیری از کابوس وصل کردن سوراخ کلید، قرار گرفتن در رختخواب به سمت عقب، قرار دادن چیزی فولادی در تخت، یا قرار دادن یک جفت کفش با انگشتان پا رو به در، همگی باعث دفع کابوس ها می شوند و بنابراین از رویاهای بد آنها را محافظت می کردند.
وقی داشتم اصل مقاله ی ایرلندی و آلمانی را میخواندم مثل شما احتمالا با شنیدن راه حل هایشان یاد سری فیلم های جن گیر یا سریال سوپرنچرال افتادم حقیقتا!

اما آيا اين تنها راهه مبارزه با كابوس هاست؟ بستن سوراخ هاي كليد؟
خب اگرچه نميشود منكر اين روش هاي خاص شد! اما ما در قرن بيست و يكم روش هاي ديگري هم برای داشتن یک خواب شبانه ی راحت سراغ داريم.
چرا خواب هایمان کابوس یا رویا میشوند؟
از منظر روانشناسان به طور کلی دلایلی كه خواب ميبينيم از موارد زیر میتواند باشد:
- استرس یا اضطراب. گاهی اوقات استرس های عادی زندگی روزمره، مانند مشکل در خانه یا مدرسه، باعث ایجاد کابوس می شود. یک تغییر عمده، مانند تغییر مکان زندگی یا مرگ یکی از عزیزان، می تواند تأثیر مشابهی داشته باشد.
- اما يك بُعد ديگر هم وجود داره كه خواب هايمان را تشكيل ميدهد. آن هم ناخودآگاه است. ما انسانها از بدو تولد داراي خاطرات خوب و بد هستيم كه قطعا يادآوري همه ي آنها كاري غير ممكن براي ضمير خودآگاه مشغول ما ست. ولي به خاطر نياوردن دليل بر وجود نداشتن آنها نيست.
موادِ ناخودآگاه( رفتار ها، هیجانات بیان نشده، عقده ها و ارزوها) طبق تعبير دبي فورد مانند پریز های برق روی بدن ما نصب شده است. هنگامی که یکی کاری شبیه به آن خاطره ی فراموش شده ی ما انجام میدهد یا در موقعیتی مشابه گذشته ی از یاد رفته قرار میگیریم پریز هایی که اتصالی دارند وصل میشوند و عموما در خواب خود را نشان میدهند یا حتی ما در بیداری کاری را انجام میدهیم که اصلا نه قصدش را داشتیم نه هدفش را.
3. تحقیقات طیف وسیعی از علل کابوسهای شبانه را شناسایی کرده است، از جمله استرس پس از سانحه، اضطراب – بهویژه وجود اختلال اضطراب فراگیر.
که در اینجا این سوال پیش می آید که آیا کابوس ها بر اساس تجربیات واقعی زندگی هستند؟ جواب کوتاه این است که مهم است که چه اتفاقی در واقعیت افتاده و چه خوابی دیدی.
“تجربه مجدد” یکی از علائم رایج اختلال استرس پس از سانحه PTSD است که به عنوان فلاش بک نیز شناخته می شود. این خاطرات غیرارادی اغلب به شکل کابوس هایی ظاهر می شود که می تواند باعث ناراحتی عاطفی قابل توجهی شود. حتی زمانی که رویاها بازپخش دقیق یک تروما نیستند، ممکن است ارتباط نمادین یا غیرمستقیم قوی با رویداد داشته باشند.
پس هر چه قدر اتفاق بدی برایمان افتاده باشد یا از طیف اختلالات ذکر شده رنج ببریم، احتمال اینکه تاثیری روی خواب هایمان داشته باشد بیشتر است تا یک سری استرس های روزمره چرا که ذهن در شرایط اولی احساس خطر بیشتری میکند پس به همه ی خودآگاه و ناخودآگاه ما دستور میدهد تا ما را آگاه کند.
رویاهای شفاف چیست؟
رؤیای شفاف این است که خواب بیننده از خواب دیدن خود آگاه است. آنها ممکن است روی رویای خود کنترل داشته باشند و بفهمند که خواب میبینند و بنا به خواست خودشان از خواب بیدار شوند و یا به آن ادامه دهند.
این معیار کنترل می تواند بین رویاهای شفاف متفاوت باشد. آنها اغلب در وسط یک رویای معمولی رخ می دهند نه اتفاقات بزرگ و مهم زندگی. چرا که ناخودآگاه انسان یکی از متفاوت ترین و بزرگترین ابعاد افراد است که در مواقع تلاطم بیشترین تاثیر را در خود دارند و مانند دریای مواج میشود پس تشخیص خواب و بیداری در خواب اصلا راحت نخواهد بود.
در تحقیقاتی که سالهای جنگ جهانی دوم روسیه انجام داد پرواز ذهن در رویا و ناخودآگاه را امتحان کردند که در آنجا گزارش نشده مستقیما فرد رویای شفاف داشته یا خیر اما آنقدری از ذهن آگاهی برخوردارد تا برای پروسه ی ازمایشگاهی در رویا دستاورد هایی به دست آورد.
برخی از افراد به صورت تصادفی رویای شفاف را تجربه می کنند، در حالی که برخی دیگر گزارش داده اند که می توانند ظرفیت خود را برای کنترل رویاهای خود افزایش دهند.
نظر فروید راجع به رویا
قطعا وقتی اینقدر حرف از ناهشیار به میان می آید نمیشود از فروید و نتایج دستاورد هایش چشم پوشی کرد.
فروید همان طور که از لغزش زبانی گفته که میتوانید با گفتار و رفتار عقده های کهنه در ناخودآگاهتان را بیرون بریزید و یک بار برای همیشه از شرش خلاص شوید راجع به خواب هم،آن را “باقیمانده های روز” نامیده است که با تمام نشدن افکار و هیجانات یک روز در خواب به سراغمان می آید.
زیرا خواب و رویا برخی از فعالیت های روز را که بیننده تجربه کرده منعکس می کند. همین طور از عنصر دیگری که باعث ایجاد کابوس و رویا میشود هم گفته و آن عاطفه ست.

عاطفه: دلیلی که باعث بسیاری از خواب های ما هست تجربیات احساسی ما ست. ما گاهی در بیرون میکشنیم اما مجبور به لبخند زدن و خوب جلوه دادن خودمان میشویم اما حقیقته ضربه ی عاطفی همان چیزی هست که در خواب به ما میگوید حالمان خوب نیست.
شاید منظور از پیام رسان بودن خواب ها همین باشد. با دیدن کابوس های مداوم بفهمیم یک جای کار میلنگد و اشتباه است.اگر به خودمان سخت میگیریم، اگر آدمی هستیم که همیشه حس میکند باید قوی بماند و اجازه دهد دیگران شانه ی او را برای درد و دل انتخاب کنند، کابوس ها در تجسم افرادی خسته که احتمالا در انتهای کابوس به دردسر میوفتند در ذهن افراد درست میشود.
اگر آدم زیادی سرخوشی باشید، هدفی در زندگی نداشته باشید اضطراب حقیقی برای تکامل فردی که بسیار سعی درانکار آن شده در خواب با جلوه هایی مثل فرار و در نهایت گیر افتادن در اتاق و مکانی کوچیک دیده میشود.
تحقیقات نشان دهنده ی حالت انتقالی رویا است.همان طور که قبلا هم گفته شد رویاها از خواسته های و تمایلات آشکار یا پنهان افراد نیز سرچشمه میگیرد پس بسیاری از روانشناسان از جمله فروید به اهمیت این موضوع تاکیید کرده اند.
بسیاری از متخصصان میگویند باید آنچه واضح و آشکار در خواب هست را برای درمان عارضه در نظر بگیرید مثلا همان فرار مهم است یا گیر افتادن در مکان کوچک؛ اما در مقابل برخی دیگر در این اختلاف نظر میگویند ابعاد پنهانی که خواب دارد مهم است.
مثلا فرار کردن در خواب مهم نیست اینکه فرد از چه چیز فرار میکند؟ یک واقعه ی طبیعی مثل زلزله، سیل و یا از یک انسان یا از روح و خیال؟ این برای درمان و فهمیدن مشکل اهمیت دارد.
در هر کدام از حالت ها افراد مشکل مشخصی دارند. در آخرین مورد فرد بیشتر از اینکه مشکلش با بیرون و افراد باشد بیشتر از ترس اجتماعی، در درون ذهنش و انتزاع هایی که هست مشکل دارد.
اما راه حل چیست؟ برای خود ما که هنوز به روانشناس مراجعه نکردیم چه توجه به ابعاد پنهان و چه آشکار خواب هایمان، هر دو مهم است.چه در گذشته و جادو چه امروزه گفته شده که خواب ها حرف های ناگفته ی ما هستند، احساسات بیان نشده مان.
همان چیزی که در انتهای ذهنمان تلاش میکند تا بهش توجه کنیم، اما به خاطر غرور یا شان اجتماعی از آن پرهیز میکنیم. پس ذهن هم تصمیم میگیرد آن را یک جور دیگر، زمانی که به ناخودآگاه دسترسی دارد و ظاهرا رام تر از شما در خودآگاه هست به شما بفهماند یک اشتباهی اتفاق افتاده. با خودت مهربون تر باش، فرار نکن اگه مشکلی هست بجنگ و حل کن وگرنه کابوس ها خواب راحت شبانه ی مارا ازمان میگیرد. و تمام سودی که میتوانیم شب ها با خواب داشته باشیم از جمله بهبود حافظه ی بلند مدت و خالی کردن ذهن از افکار پریشان به درد نخور را از دست میدهیم.


بدون دیدگاه