” _ ناک ناک!
کیه؟
آرتور فلک.
کدوم ارتور فلک!؟”
این مونولوگی بین شخصیت های یک ذهن است. تمام ابعاد هنری، انتزاعی و فلسفه فیلم جوکر 2 را میتوان در آن پیدا کرد.
در نقد و بررسی The Joker 2 باید گفت نه خبری از تعقیب و گریز های «سریع و خشن» و نه مبارزههای ابر قهرمانی «بتمن» است؛
بلکه ما شاهد فروپاشی یک انسان از جنس خودمان، در همسایگی ولی با مشکلات روحی هستیم که چهطور از رهبر فرقهای افراطی به عاشق و در نهایت گمشده تبدیل میشود.
نقد و بررسی فیلم جوکر ۲، جنون مشترک
فیلم The Joker 2، در تاریخ 4 اکتبر 2024 به کارگردانی تاد فیلیپس و بازی هنرمندان پرشور سینما، تاتر و موسیقی از جمله لیدی گاگا و خواکین فیلیپس بر روی پرده های سینما رفت.
نظرات منفی بیش از مثبت از آن نوشته و احتمالا برای شما هم آنها را خوانده یا شنیدهاید اما دلیل آن چیست؟
« آرتور یک جک نمیگی؟
آرتور پاسخی نمیدهد.
خود زندانبان شروع به طنز پردازی میکند:
یه روز سگ یه نفر میمیره و میره کلیسا و از پدر روحانی میخواد براش مراسم بگیره. پدر میگه ما برای آدمها مراسم سوگواری میگیریم؛
مرد که در اندوه سگش بود رقم بالایی برای تکرار پیشنهادش عنوان میکنه و کشیش میگه:
چرا زودتر نگفتی سگت کاتولیک بود؟ »
همانطور که در این مونولوگ و بسیار تکگویی های خارقالعاده فیلم، خبری از دزد و پلیس بازی و جنگ و گریز و هیجان نابهجا نیست؛
بلکه روندی از طنز سیاه، افکار مشوش و نقد اجتماعی یک جامعه شاهد آن هستیم.
در فیلم جوکر2 کسی نمیخواهد آدم بده یا خوبه باشد، هر کسی با ابعاد دیوانه، پرهیزگار، رقت انگیز و پر تلاش خود صحنهی نمایش کاملی از یک زندگی رقم میزد.

فیلم جوکر 2 خوب بود یا بد
در نقد و بررسی فیلم جوکر 2 که از جمله فیلم های روانشناختی همراه با اختلالات و پیچیدگی خاص است، باید بد یا خوب بودن را کنار گذاشت و در تلاش برای فهم تمام ابعاد آن یکبار دیگر به آن نگاه کنیم.
از جمله فیلم هایی که بیماری های روانی را معرفی میکند میتوان به این لیست گریزی زد:
Glass
توجه به خاصیت متفاوت این دسته فیلم ها بدون توجه به عنوان خوب و بد گذاشتن فضیلتیست که باید توسط نقادان انجام شود.
اگر بخواهیم بدون هیچ تفسیری به فیلم جوکر 2 نگاه کنیم؛ باید به خلاصه آن اینطور اکتفا کرد:
مردی به جرم قتل روانهی دادگاه شده. او ادعا میکند قاتل، متوهم، عاشقپیشه و رهبر است در نهایت هم یکی از طرفداران که همواره روانی بیش نیست، او را میکشد!
اما این تمام آنچه نیست که در The Joker 2 شاهد آن هستیم.
در طول داستان تماشا این فیلم روانشناختی، فراز و نشیب های منحصرا ذهنی، موسیقی متن عالی و هماهنگ با جو و احساسات بازیگران و رویا پردازی هایی متفاوتی را خواهیم دید.
آرتور فلک در جوکر 2، دیگر دیوانهی قتل و غارت که مردم را به خیابان ها بکشد نیست اما در ذهن خود یک جنگ روانی تمام عیار را دارد که میتواند تا حد نسبتا مطلوبی آن را به بیننده نشان دهد.

نقد و بررسی روانشناسی فیلم The Joker 2
با آگاهی به اختلالات گفته شده در فیلم میتوان از The Joker 2 لذت بیشتری برد؛ کارکتر را درک کرد و پیچ و تاب های یک ذهن بیمار را فهمید.
روانشناسی که با آرتور فلک در جوکر 2 حرف زد گفت:
یک شخص درون ذهنت زندگی میکنه که مرتکب گناهان و کارهای تو هست.
وکیل آرتور هم سعی داشت اعمال آرتور فلک را به شخصیتی دیگری به نام جوکر نسبت دهد و هر وقت قتل ها را انجام میداد تا نوری سفید در تلاش برای القا بیماری چند شخصیتی بود.
آرتور در ابتدا مخالف دو بخش در وجودش بود و گویا در گیجی و گنگی به سر میبرد.
انتهای فیلم اما در صحبتی به یاد ماندنی با هیئت منصفه به آنها گفت که جوکر رفته و حالا میتواند با خیال راحت زندگی کند.
به نظر بسیار کلیشهای و سادهانگارانه است که باور کرد جوکر رفته! اینطور نیست؟!
احتمال دیگری وجود دارد و آن این است که معشوق وی، هارلی کویین یا همون لی که گفته بود از او بچه دارد و عاشق وی است محرکی برای ذهن آرتور بوده باشد و او را به دنبال راه حلی برای جلوگیری از اعدام وا داشته باشد.
پس جوکر اعتراف کرد که در خاموشی و فراموشی قرار گرفته تا بتواند نزد لی برگردد و به ادامه بقای خود کمک کند.
دیدیم که در صحنههای پایانی فیلم، دادگاه منفجر و آرتور با کمک پیروانش که در لحظهای بعد شکارچیانش شده بودند آزاد شد.
این عصبانیت از « رفتن جوکر» برای مقلدانش میتواند از ابتدا نقشهی آرتور در جوکر 2 بوده باشد تا دادستانی را منفجر و موجب آزادی وی شده باشند!
با اینحال تضاد و تقابل صحنههای قابل تامل در آنجا بودند که نه تنها بین آرتور فلک و دیگران، بلکه بین آرتور و جوکر اتفاق میافتاد.

گسست از خویشتن در The Joker 2
دلیل تضاد و تقابل جوکر و آرتور فلک میتواند دلیل مشکلات روحی باشد که در ابتدا سعی داشتند به ما بگویند.
در راستای نقد و بررسی روانشناسی جوکر 2، لازم است بدانیم گسست از خویشتن چهطور روح جوکر یا آرتور فلک را به هم وصل و گاهی باعث جدایی هر دو از واقعیت میشد.
بسیاری اذعان داشتند:
معلوم نیست کدام بخش از صحنهها فیلم جوکر 2 خیال و کدام بخش واقعیت بود.
با اینحال دیدن یک فیلم با ژانر تریلر ـ روانشناسی به آسانی هر فیلم رمنس یا جنایی نخواهد بود.
مانند این است که بگویید نمیدانم کدام شخصیت در سکوت بره ها حقیقت را میگفت یا دروغ.
باید از تمام ابعاد این سبک فیلم های روانشناسی مثل The Joker 2 بهره ببریم و فیلم را دنبال کنیم.
مثلا گسست از خویشتن در The Joker 2 به خوبی همراه با موسیقی خاص، فضا با نور های شدید و اجرای مصنوعی کارکتر ها همراه بود.
گسست از خویشتن، یعنی جدا از خود و حرکت در فضایی دور از واقعیت.
کارگردان در فیلم جوکر نشان داد یک دیوانه میتواند طرز فکر برخی از ما را داشته باشد اما تفاوتش با ما در این است که میدانیم کجا چه مقدار رویا و چه مقدار واقعیت را استفاده کنیم.
او این تفاوت را گم کرده بود و اوقاتی که احساس خطر، رها شدن و دور انداختن میکرد به جهان مورد علاقهش میرفت در یک خیالپردازی ناسازگارانه فرو میرفت.

اختلال چند شخصیتی در فیلم جوکر 2
یکی از اختلالاتی که همراه با گسست از خویشتن در فیلم The Joker 2 شاهد آن بودیم، اختلال چند شخصیتیست.
در این اختلال که خود میتواند همراه با خودکشی، هزیان و فراموشی حضور پیدا کند، شخص در ذهنش چند «خود» میسازد و با آنها زندگی را پیش میبرد.
کسی که به اختلال شخصیتی مبتلاست، مانند صحنههای بسیار شک برانگیز در The Joker 2، رفتارها و حرف هایی ازش سر میزد که برخلاف همیشگی اوست.
انگار یکهو یک نفر دیگر در او زنده شده.
متخصصان سلامت روان معتقدند شخصیت های ساخته شده برای این افراد، مرتبط با تجربیات ناراحت کننده و به یاد ماندنی در آنهاست.
به خوبی میتوان این نمود را در آرتورِ جوکر 2 دید که به خاطر تحقیر، عدم توجه و آزار و اذیت، کارکتری را در ذهن پروراند که به راحتی میتوانست دیگران را سلاخی کند!

آرتور جوکر به عنوان شخصیتی روحانی
فرشته ها خواهند آمد. منتظر فرشته ها بمون. اونها برای تو میان.
زندانیان زمانی که آرتور را میدیدند چنین وعدههایی به او میداند اما دلیل آن چیست؟
ما در نقد و بررسی روانشناسی جوکر 2 سخنان کارکتر ها را بیمعنا و صرفا برای پر کردن زمان در نظر نمیگیریم.
آرتور فلک در قسمت اول جوکر به عنوان یک ناجی، ضد ابر قهرمانی جذاب، ایدئولوژی ساده خود را پیش گرفت و برخلاف دولت ایستاد.
او به زندان افتاد و دادستانی در تلاش برای حکم اعدام شخصی بود که انگار بخشی از حرف مردم را دال بر بیعدالتی میزد.
تمام این عوامل مردم را به سمت آنچه فروید، غریزه اولیه در کتاب توتم و تابو خود گفت، یعنی تمایل به حضور پدر میدانست.
آرتور یک رهبر بود اما پیش از آن نیاز مردم به پدری که از آنها مراقبت کند و به جای آنها به زندان بیوفتد و از ایدههایشان حمایت کند، در ذهن ها پرورانده بود.
همین موجب شده بود برخی به او حالتی روحانی و خدایی دهند تا به وسیله آن رفتار، تمایلات و چه بسا غرایز روانپریشانه خود را ارضا کنند.

پایان فیلم The Joker 2
فرار از عشق و ترس، به عنوان پایانی خوب میتوان برای فیلم جوکر 2 در نظر گرفت.
البته که نقد های منفی بهخصوص برای پایان این فیلم زیاد است و به نظر میرسد ببینده را راضی نکرده.
اما از نظر ما، انتهای یک فیلم روانشناختی، و نه جوکری که هر بار حال بتمن را میگرفت، به خوبی و یکدست بود.
صحنههایی که شامل ترک معشوق، از بین رفتن نظام ذهنی آرتور فلک، رفتن جوکر و بدتر از همه احساس تعقیب شدن توسط مقلدینش، همگی باعث میشد ما با جوکر کم کم خداحافظی کنیم.
در یکی از صحنههای پایانی که آرتور فلک از دادگاه در خیابان های گاتهان فرار کرد، پیروانش به دنبال او بودند.
این بسیار شبیه به سکانس های ابتدایی جوکر 1 بود که وی از دست اوباش و کسانی که قصد اذیتش را در بیدفاع ترین حالت ممکن داشتند، فرار میکرد.
در نتیجه به خوبی یک پایان غمانگیز و سد اند برای جوکر 2 را به تصویر میکشید و چرخهی معیوب ذهن بیمار جمعیت را به خوبی نشان داد.
منابع:



بدون دیدگاه