اعتماد، یکی از ارکان اصلی هر رابطهای به شمار میرود. بارها از اثرات زیانآور پارانویا در ازدواجها یا روابط کاری و فرزندپروری مخرب شنیدهایم.
با اینحال اعتماد به خود نیز یکی از اساسیترین نیازهای روانی هر شخصی در طول زندگیش به شمار میآید.
اما اگر نمیتوانید به خودتان اعتماد کنید تنها نیستید.
در اینجا به بررسی تمام دلایلی که افراد نمیتوانند به خودشان اعتماد کنند و راهحل آن اشاره کردیم.
اعتماد به خود به چه معناست؟
اگر شما این مقاله را باز کردید یعنی در خود یا عزیزانتان برخی نشانههای کلی عدم اعتماد به خود مانند نداشتن قطعیت و عوض شدن مداوم نظر و عقاید را دیدهاید.
با این وجود اعتماد به خود به ریشههای عمیق تری برمیگردد که آگاهی از آن شما را به سمت شروع تحول عقاید میبرد.
از جمله مواردی که اعتماد به خود در آن وجود دارد:
- احساس عزت نفس: یعنی ارزش من بالاتر از شکستها یا پیروزیهای متعدد در زندگیم است. من ارزشمندم چون انسانم و وجود دارم
- کنترل شخصی: احساس توانایی برای تغییر شرایط، سختیها و حل چالشها یا مشکلات زندگی
- دیدی همهجانبه از اطراف: بینش نسبت به اتفاقات به صورت طیفی از خوبی و بدی نه نگاه صفر و صدی
- حضور اطرافیانی که باعث پرورش نه سرکوب هستند: اگر تا کنون شما یا عزیزتان در موقعیتی رشد کردهاید که برای خود تصمیم گرفتهاید و یاد گرفتید چهطور با عواقبت آنها کنار بیایید، احساسی از اعتماد به خود خواهید داشت
چرا برخی افراد به تصمیمات خود اعتماد نمیکنند
کنار هم قرار گرفتن بسیاری اتفاقات از گذشته تا کنون باعث به وجود آمدن احساس اعتماد یا عدم اعتماد به خود خواهد شد.
در اینجا به گفته سابرینا رومانوف، روانشناس و استاد دانشگاه یشیوا، عواملی را بررسی میکنیم که ممکن است در یک لحظه یا در طول سالیان، فرد را از اعتماد به خود دور کرده باشد:
- ارزیابی بیش از اندازه: دیدگاه دیگران آنقدر برای شما اهمیت دارد که با ارزیابی بیش از اندازه آنها به احساس و بینش خود اعتماد نمیکنید
- شخصیت وابسته: در بیشتر امور از دیگران نظرخواهی میکنید و تنها زمانی که دیگران آن فعالیت را تایید کنند شما حقیقتا با رضایت آن را انجام میدهید
- اجتناب از تصمیمگیری: همه باید آگاه باشند که تصمیمات همانقدر که فرد را به موفقیت میرساند ممکن است باعث شکست او هم بشود، اگر ترس جلوی تمام فعالیتهای شما را بگیرد به شخصیت اجتنابی تبدیل خواهید شد
- نشخوار فکری: شما مدام به اینکه چه کارهای را اشتباهی انجام دادهاید یا به جای فلان کار چه جایگزین بهتری داشتید فکر میکنید این باعث خستگی روانی و دوریگزینی از فعالیتهای حتی لذتبخش در افراد است و آنها را به سمت افسردگی میبرد
- مقایسه: خود را در شرایطی که شاید اصلا برابر نباشد با دیگران مقایسه میکنید، این به از دست دادن بینش و احساس خودتان منجر خواهد شد
- ارزش ذاتی خود را نمیشناسید: این میتواند به وسیله نشخوارها و همچنین اطرافیان به وجود آمده باشد که شما شخص خاصی نیستید و نمیتوانید به تنهایی از پس کارها بربیایید
برای اعتماد به خود از کجا شروع کنم
مسیری که روبه روی شما یا عزیزی که میخواهید به او کمک کنید، وجود دارد از تغییر محیط اجتماعی تا شناخت خودتان و حتی درمانهای حرفهای در مراکز روانشناسی باشد اما نگران نباشید هر چه زودتر عمل کنید بهتر به نتیجه خواهید رسید.
در اینجا به بررسی نقطهنظر بسیاری از روانشناسان برای افزایش اعتماد به خود میپردازیم:
1.جلوی خود را برای گفتن هر انتخابی به دیگران بگیرید
با بررسیهای انجام شده متوجه شدید یکی از مشکلاتی که به خود بیاعتماد هستید و مسئولیت تصمیمهایتان را برعهده نمیگیرید این است که دیگران را دخالت میدهید.
از مسائل کوچکتر شروع کنید و همینطور پیش بروید تا دیگران را در جریان مداوم کارها، فعالیتهای تازه یا پیشرفت و شکستهایتا نگذارید.
در این صورت بهتر میتوانید ابعاد مشکلات تصمیمگیری خود را پیدا و رفع کنید اما اگر یکنفر همیشه پشت سرتان باشد تا شما را بگیرد نمیتوانید زیبایی ایستادن روی دو پای خود را درک کنید.
این تمرین هم به شما نگرشی فعالتر به وقایع و دور و اطرافتان داده و هم باعث کشف قدرت تصمیمگیری خودتان خواهد شد.
2. از این فکر که تصمیم دیگری بهتر خواهد بود دست بردارید
شما به این دلیل که اعتقاد دارید دیگران بهتر از شما تصمیم میگیرند و یا تصمیمات خود را مدام زیر سوال میبرید، اعتماد به خود را در وجودتان ریشهکن کردید.
برخی روانشناسانِ تحلیلگر که به ناخودآگاه و ابعاد درونی روان علاقه دارند چنین تصمیمی را منجر به دوری از آگاهی میدانند.
آنها به شما توصیه میکنند با واقعیتِ دردناک روبه رو شوید: که همیشه درست نمیگوید اما دیگران هم قرار نیست چیزی جز این باشند!
- ابتدا بپذیرید شما گاهی اشتباه فکر میکنید و این قبح را از خود برهانید که اشتباه کردن باعث نابودی زندگیتان خواهد شد.
اتفاقا زندگی نکردن باعث نابودی میشود و به گفتهی اریکسون، در نهایت به احساس نابودی خود میرسید. - ثانیا با یادآوری دفعاتی که دیگران برای شما و بقیه اشتباه تصمیم گرفتهاند عمیقا بیندیشید که چهطور با دیگران برابر هستید نه پایین تر از آنها!
3.منفیبافی با حل مسئله متفاوت است
بسیاری بر این باور هستند که باید دربارهی آینده نگرانی و آن را به همان شکلی که تاریک و نگرانکنندهاست نگاه کنند.
این میتواند نظر درستی باشد، اما منفیبافی با حلمسئله متفاوت است. حالا به شما میگوییم چهطور با درنظر گرفتن واقعیتهای ناخودشایند باعث اضطراب خود نشوید.
افرادی که در اعتماد به خود مشکل دارند، تنها در عمق تاریکی و احتمالات تاریک فرو میروند؛
اما حل مسئله و اندیشیدن راجع به آنچه در آینده خواهد آمد و برنامهریزی در جهت آمادگی و حل آن از منفیبافی به دور است.
فکر کردن مداوم به افکار منفی باعث افسردگی و اضطراب و در نهایت کاهش اعتماد به نفس و عدم اعتماد به خود خواهد شد.
پس این کاری است که انجام دهید:
- برای آینده برنامههای قوی و با جایگزین بریزید بعد از آن به اخبار تنشزا گوش ندهید چرا که برنامهای برای سلامتی و حفظ جان و مال خود و عزیزانتان دارید
- به هر احتمال فکر کنید و آن را عمیقا درک کنید
- با پیدا کردن راهحل کم کم از ذهنتان خارج کنید
4.به احساسات خود اعتماد نکنید
بسیاری از مردم عادت کردهاند این را یک نکتهی منفی ببیند اما با چند مثال سریع به شما منظورمان را میگویم که چهطور اعتماد به احساسات، اعتماد به خود را به عنوان فردی یکپارچه میگیرد.
وقتی در رستوران نشستهاید و همان طعنه یا حرف ناراحت کننده را از معشوقتان میشنوید احساساتتان به غلیان میافتد و خشم سر بیرون میآورد.
به سرعت میخواهد به او جوابی به همان اندازه طعنه آمیز بدهید؛
اما آیا این کار درستی است؟ چیزی را حل میکند؟
یا ترفیع شغلی که رئیستان پیشنهاد میدهد اضطراب را چنان بالا میآورد که میخواهید فریاد بزنید از پس مسئولیت و کار بیشتر برنمیآیید.
اما آیا این تصمیم منطقی میتواند باشد؟
گذاشتن احساسات به عنوان نمادی عالی و غنی بسیار اشتباه است.
احساسات چیزی برتر از سایر ابعاد شناختی، منطقی و حواس ما نیستند و باید در کنار آنها بتوانیم از احساساتمان مراقبت کنیم.
5.کمالگرایی
تفکر همه یا هیچ از کمالگرایی نشات میگیرد که باعث عدم اعتماد به خود میشود؛ از جمله مثالهای کمالگرایی که روزانه میشنویم:
- یا نمرهی 20 میگیرم یا شکست خوردم
- او مرا دوست ندارد پس دوست نداشتنی هستم
- نمیتونم این کار رو انجام بدم چون بعضی ها خوششون نمیاد
کمالگرایی هرگز با رضایت واقعی همراه نخواهد شد.
مثلا هفتهها یا ماهها بر روی پروژهی کاری یا رابطهتان وقت گذاشتهاید اما چون به اندازهای که کمال و عالی باید باشد پیش نرفته شما را راضی نمیکند و از آن خارج میشوید.
بسیاری از روابطی که هرگز شروع نشد یا افکار بزرگی که گفته نشد به دلیل این بود که آنها از نقص های کوچک ترس بیشتری تا بزرگی و شکوه کلی داشتند.

بیاعتمادی به خود چه مشکلاتی به وجود میآورد
برخی از مشکلاتی که شما به عنوان شخص بیاعتماد به خود تجربه میکنید، روانشناختی هستند از جمله:
همینطور در زندگی عاشقانه و روابط عاطفیتان نیز با اعتماد نکردن به بینش خود دچار مشکل خواهید شد؛ به این شکل که همیشه از دیگران میخواهید برای شما تصمیم بگیرند و حتی یک نقطه نظر محکم و با استدلال قوی ندارید.
مردم معمولا در مواجه به چنین افرادی به آنها اعتماد نمیکنند و یا آنها را باری بر روی دوششان در نظر میگیرند.
پس با بررسی عوامل اعتماد به خود و دلایلی که سبب بیاعتمادی میشود به راهحل های روانشناسان دوباره فکر کنید و آنها را در زندگی خود به کار بگیرید.
منابع:



بدون دیدگاه