روانشناسی تحلیلی یونگ

روانشناسی تحلیلی یونگ

یونگ به عنون یکی از پیشگامان روان‌شناسی، با نظریات منحصر به‌فرد از کهن‌الگو های بشریت تا سایه‌ای همه همیشه دنبال آدمی خواهد بود، حرف مهمی در میان سایر حوزه‌های روانشناسی دارد.

روانشناسی تحلیلی یونگ به ما در آگاهی بیشتر و فهمیدن استدلال‌های روانشناسی معاصر کمک می‌کند.

7 اصول روانشناسی تحلیلی

1.ضمیر ناخودآگاه

ورود به ضمیر ناخودآگاه با استفاده از کلمات یکی از روش‌های درمان و یافتن نقاط ضعف هر آدمی است.

همانند فروید، در روانشناسی تحلیلی یونگ نیز ورود به ضمیر ناخودآگاه برای پیدا کردن امراض روانی بسیار مورد توجه و اهمیت قرار گرفت.

روان‌شناس تحلیلی برای نمایان کردن ضمین ناخودآگاه، کلمه‌ای مانند دریا را برای مراجع می‌گفت و شش ثانیه بعد مراجع، اقیانوس، از دست دادن، ترس، گربه و… را به زبان می‌آورد.

هر کدام از این کلمات می‌توانند معانی خاص خود را داشته باشند و داستانی پشت آنها فراموش شده باشد.

روانشناسی تحلیلی معتقد است تعلل بیشتر در هر کلمه نشانه نزدیک شدن به مشکل عمیق تر است.

2.کهن الگو ها

در 4 نظریه شخصیت یونگ، کهن الگو ها، الگو های ساختی ذهن هر انسان هستند.

همان خاطرات، احساسات، عواطف، واکنش های عمومی که در یک کشور یا قاره مختص به خود وجود دارد.

در روانشناسی تحلیلی یونگ، از آن برای پیدا کردن ریشه مشکلات بهره گرفته می‌شود.

با پیدا کردن منشا تفکرات اشتباه، باور های غلط و مرز‌های خودساخته و خود ویرانگر بخشی از درمان انجام می‌شد.

فیلم نگران نباش عزیزم، توصیه نویسندگان این مجله برای دیدن افکار و کهن الگوهای عمیق، تاریک و غلط یک فرد است.

3.عقده‌ها

همانند فروید، این قسمت از روانشناسی تحلیلی یونگ نیز به این عقیده‌ است که در صورت عدم ارضا مناسب هر یک از نیاز های افراد در کودکی، آنها در آن نیاز یا عقده، تثبیت می‌شوند.

اما نام عقده‌ها کاملا متفاوت از بنیان‌گذار روانکاوی، فروید بود.

مثلا در درمان روان‌شناسی تحلیلی، درمانگر متوجه می‌شود به دلیل عدم حضور مادر در کودکی و ارضا احساسات او از عقده مادر رنج می‌برد.

در نتیجه انرژی که در هر فرد باید برای رشد او صرف شود در این عقده تثبیت شده.

اما عقده‌های روانی جنسی فروید مانند عقده ادیپ و الکترا متفاوت هستند.

4.بیماری ها روانی در روانشناسی تحلیلی

در نظر روانشناسی تحیلی یونگ، بیماری‌های روانی‌ ـ ارثی مانند اضطراب و افسردگی نه به دلیل تروما و گذشته‌ آسیب دیده، بلکه نشانه‌ای است تا او را متوجه راه غلطی که در آن قدم گذاشته، کند.

اصول و شیوه روانشناسی تحلیلی یونگ، اذعان دارد، افراد خود می‌توانند به سمت برتری بروند و این با افزایش سن مرتبط است.

در نتیجه اگر احساس بیماری روانی و تعارض می‌کنند یعنی در مسیر ترقی خود قرار ندارند.

5.درمان به وسیله خود

در روان‌تحلیلی، واژه خود به معنای کلی یکپارچه، طبیعی و قدیمی است که از کهن الگو ها می‌آید.

انسان باید بتواند حداقل به بخش خوبی از خود برسد تا هدایت به سمت کمال اتفاق بیوفتد.

به همین دلیل در مراحل روانشناسی تحلیلی یونگ، بخش اعظمی از جوانی به اشتباه کردن و آموختن شخصیت و خود برمیگردد.

انسان در میانسالی بعد از یافتن خود، می‌تواند به یک انسجام و خودِ هدایت یافته برسند.

6.سایه در روانشناسی تحلیلی یونگ

کارل یونگ معتقد بود هر آنچه در آدمی وجود دارد، خوب یا بد، منفی یا مثبت باید به سطح آگاهی بیاید تا او از شر مشکلات روانی آزاد گردد.

سایه، بخشی از ناهشیاری است که هنوز مورد قبول فرد نیست مانند پرخاشگری، حسادت، آسیب به دیگری و …

همین راندن نیروهای جسمی و روانی به سایه باعث انزوال پتانسیل و حرکت در راه پیشرفت خود است.

در همین جهت یکی از یونگیان معاصر، دبی فورد، به طور کامل در کتاب نیمه تاریک وجود به این اصول و شیوه روانشناسی تحلیلی یونگ پرداخته است.

پیشنهاد می‌شود فیلم بد حرف نزن، با بازی ستاره‌ی هالیوود جیمز مک آووی را در اینباره از دست ندهید.

تعبیر خواب یونگ

7.تعبیر خواب یونگ

یکی از اصول و روش های روان تحلیلی تمرکز بر روی خواب ها یا رویایی‌ست که فرد می‌بیند.

یونگ و پیروان روان‌تحلیلی، معتقدند که خواب ها همان نیاز ها و مشغله‌های ناهشیار ما هستند که می‌تواند در درمان و جهت مشکل به فرد کمک کند.

مثلا اگر بیمار تاکید داشت مشکلی در محل کار خود وجود ندارد و یک خانواده عالی دارد، ولی در رویاهایش مورد تمسخر یا آزار فیزیکی قرار گرفتن از سمت مراجع قدرت وجود داشته باشد این به معنای تضاد حرف و افکارش است.

البته تعبیر خواب بسیار پیچیده و نیازمند دانش حرفه‌ای هست که ما چند نمونه از ترفند های تعبیر خواب را برای شما آورده‌ایم.

در نتیجه به درمانگر روان‌تحلیلگر برای پروسه درمان کمک می‌کند.

روانشناسی تحلیلی یونگ به انگلیسی

روانشناسی تحلیلی، به انگلیسی به معنای analytical psychology است.

این واژه برخلاف رویکرد فروید که psychoanalysis نامیده می‌شود، معنای متفاوتی می‌دهد که کمتر کسی به آن توجه می‌کند اما بسیار حائز اهمیت است.

با تکیه بر به سخنان یونگ مانند این جمله که می‌گوید:

“Only what is really oneself has the power to heal”

تنها یک خود قدرت درمان را دارد.

[CW 7, para. 258]

می‌توان تفاوت روان تحلیلی و روانکاوی را دید.

در روانکاوی امیدی به بهبود توسط خود فرد نیست و روانکاو باید او را از ناهشیار بیرون کشیده و با فرد مواجه کند.

اما همانطور که می‌بینید یونگ معتقد است خود فرد توانایی هدایت و درمان خود را در شرایط درست دارد.

Oneself در روانشناسی تحلیلی یونگ به انگلیسی یعنی خود منحصر به فرد. بیمار پس از پیدا کردن «خود» می‌تواند درمان شود.

رویکرد روان تحلیلی در روانشناسی

رویکرد روان تحلیلی در روانشناسی

بدون شک یونگ، بنیان گذار روانشناسی تحلیلی، تاثیر عمیقی بر روانشناسی گذاشت.

یکی از آن تاثیرات، آزمون های روان( تست های روانشناسی) و دیگری چهار عامل شخصیت است که بعدا در روش های درمانی بسیاری از روانشناسان معاصر مورد استفاده قرار گرفت.

نظریه 4 شخصیتی یونگ

در واقع نظریه شخصیت یونگ به چهار عامل یا بُعد اشاره دارد که در وجود آدمی هست:

  1. متفکر
  2. احساسی
  3. شهودی
  4. حسی

اگر این ابعاد با یکدیگر در توازن نباشند و زمانی که باید اظهار وجود نکنند فرد دچار کشمکش های روانی خواهد شد.

 عدم توازن بین هر یک از ابعاد شخصیت، نشانه ماندن در عقده‌های روانی و رشد پیدا نکردن روانی‌ و اجتماعی است.

در این موقع  افراد به نوعی تک‌بعدی می‌شوند و نظریاتی که دیگران با شخصیت‌های متفاوت می‌دهند را کوچک و حقیرانه برمی‌شمارند.

مثلا یک شخص که با حس و حواسش کار انجام می‌دهد مانند هنرمندان، موزیسین یا نویسندگان اگر با یک فرد منطقی و متفکر برخورد کنند از او عصبانی می‌شوند و به هیچ وجه نظر او را درست نمی‌دانند.

این به دلیل عدم رشد و توجه به چهار عملکرد وجودی انسان است.

نظریه درمانی یونگ

این روان‌تحلیل‌ گر معتقد بود که درمان و به طور کل وجود انسان او را به سمتی که در نهایت با خود فرد هم‌خوانی داشته و موجب رشد شده، می‌برد.

روانشناس تحلیلی باید بتواند به توسعه شخص کمک کند تا تمام ابعاد عملکردی خود را بشناسد و توسعه دهد.

همانطور که در سخنان یونگ آمده:

«هر چیزی که ما را در مورد دیگران آزار می‌دهد می‌تواند به درک خودمان منجر شود»

این یعنی اگر شما فردی منطقی و عملگرا هستید و از احساسی ها و غیر مطنقی ها عصبانی می‌شوید باید دلیل این عصبانیت را دنبال کنید تا بفهمید در کجای شخصیتتان نیاز به پیشرفت دارید.

همزمانی یونگ با دیگر روانشناسان

یونگ با دو تن از روانشناسان برتر و تاثیر گذار دیگر هم‌دوره بود:

  1. فروید
  2. آدلر

آگاهی از همزمانی روانشناسان به ما کمک می‌کند تا دلیل پشت روان‌درمانی و تاثیری که هم‌دوره ها  بر روی فرد گذاشتند را بشناسیم.

1.فروید

یونگ در واقع نه همکار، بلکه شاگرد فروید بود زیرا بسیار جوان تر و ناپخته تر بود وقتی فروید در وین انجمن روانکاوی را تاسیس و او را در این شب‌نشینی ها دعوت کرد.

البته تاثیر زیادی که یونگ از وی گرفت بر کسی پوشیده نیست اما در نهایت بخشی از نظام فروید را نقد و از روانکاوی به روان‌تحلیلی راه را جدا کرد.

یکی از تفاوت های آنها روشن‌بینی یونگ نسبت به سرانجام انسان است در حالی که فروید انسان را در جبر مکانیزم های دفاعی می‌دانست.

2.آدلر

نظریات و روش درمانی آدلر شابهات و تفاوت هایی با روانشناسی تحلیلی یونگ داشت.

هر چند که هر دو به سرانجام نیک انسان و هدایت وی به سمت پیشرفت ایمان داشتند و اساس کاری‌شان بود.

با اینحال آدلر بسیار نقش جامعه و محیط اطراف را همچون ملانی کلاین قبول داشت، این در حالی‌ست که یونگ بیشتر فرد گرا بود و تنها در کهن الگو ها خبری از تاثیر دیگران می‌توان دید.

 

منابع:

THESAP.ORG

BRITIANNICA

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *