با درک انواع و مراحل سوگ، میتوانید راههای سالمتری برای کنار آمدن با سوگواری را پیدا کنید. درد سوگ همچنین میتواند سلامت جسمی شما را مختل کند و خوابیدن، غذا خوردن یا حتی درست فکر کردن را دشوار کند. اینها واکنشهای طبیعی به فقدان و مشکلات روانی هستند و هرچه فقدان مهمتر باشد، اندوه شما شدیدتر خواهد بود.
سوگ چیست؟
سوگ واکنشی طبیعی به فقدان است. این رنج عاطفی است که وقتی چیزی یا کسی را که دوست دارید از دست میدهید، احساس میکنید. اغلب، درد فقدان میتواند طاقتفرسا به نظر برسد. ممکن است انواع احساسات دشوار و غیرمنتظره، از شوک یا خشم گرفته تا ناباوری،احساس گناه و غم عمیق را تجربه کنید.
کنار آمدن با سوگ و فقدان کسی یا چیزی که دوست دارید یکی از بزرگترین چالشهای زندگی است. ممکن است سوگواری را با مرگ یکی از عزیزان، که اغلب علت شدیدترین نوع سوگ است مرتبط بدانید، اما هر فقدانی میتواند باعث سوگ شود.
رایجترین انواع سوگ عبارتند از:
- سوگ (مرگ یکی از عزیزان)
- مرگ حیوان خانگی
- طلاق یا جدایی در رابطه
- از دست دادن سلامتی
- از دست دادن شغل
- از دست دادن ثبات مالی
- سقط جنین
- بازنشستگی
- از دست دادن یک رویای عزیز
- بیماری جدی یکی از عزیزان
- از دست دادن یک دوستی
- از دست دادن امنیت پس از یک ضربه روحی
- فروش خانه خانوادگی
حتی فقدانهای کوچک در زندگی نیز میتوانند حس غم و اندوه را برانگیزند. به عنوان مثال، ممکن است پس از دور شدن از خانه، فارغالتحصیلی از دانشگاه یا تغییر شغل، غمگین شوید.
علت غم و اندوه شما هرچه باشد، راههای سالمی برای مقابله با درد وجود دارد که به مرور زمان میتواند غم و اندوه شما را کاهش دهد و به شما کمک کند تا با فقدان خود کنار بیایید، معنای جدیدی پیدا کنید و در نهایت به زندگی خود ادامه دهید.
راه های کنار آمدن با سوگواری: 6 نکته که هنگام مواجهه با فقدان باید به خاطر داشته باشید
یکی از دشوارترین تجربیات زندگی، از دست دادن عزیزان است و سوگ لزوماً مسیر مستقیمی را طی نمیکند و از مراحلی که به طور مرتب در کادرها قرار میگیرند، عبور نمیکند.
فرآیند کنار آمدن با سوگواری، زمان میبرد. بهبودی به تدریج اتفاق میافتد؛ نمیتوان آن را اجباری یا شتابزده کرد و هیچ جدول زمانی “عادی” برای سوگواری وجود ندارد. برخی افراد در عرض چند هفته یا چند ماه احساس بهتری میکنند. برای برخی دیگر، فرآیند کنار امدن با سوگواری در طول چند سال اندازهگیری میشود. تجربه سوگواری شما هر چه که باشد، مهم است که با خودتان صبور باشید و اجازه دهید این فرآیند به طور طبیعی پیش برود.
در حالی که سوگواری برای یک فقدان، بخش اجتنابناپذیری از زندگی است، راههایی برای کمک به مقابله با درد، کنار آمدن با سوگواری و در نهایت، یافتن راهی برای کنار آمدن با آن و ادامه زندگی وجود دارد.
در ادامه فرایند کنار آمدن با سوگواری را خواهیم گفت:
۱. این حس تا ابد باقی نمیماند.
بخشی از چیزی که از دست دادن یک عزیز را بسیار دردناک میکند، این احساس است که غم شدید برای همیشه ادامه خواهد داشت. از سرگیری فعالیتهای عادی شما شروع خوبی برای پردازش این فقدان است. افراد متخصص در مورد کنار آمدن با سوگواری اذعان میکنند که: «در ابتدا میتواند احساس ناخوشایندی داشته باشد. اما با گذشت زمان، تمرکز میتواند از غم و اندوه به ادغام فقدان عزیزتان در زندگی روزمره شما تغییر کند.»
۲. شما میتوانید از پسش بربیایید، حتی وقتی احساس میکنید نمیتوانید.
بسیاری از افراد در غم و اندوه مقاوم هستند، اما کنار آمدن با شوک اولیه فقدان اغلب میتواند دشوار باشد. در صورت امکان، «مقابله با آن» با تدوین برنامهای برای اطمینان از اینکه در صورت فوت عزیزتان به خوبی حمایت میشوید، مفید است.
غم و اندوه اغلب به صورت موج میآیند و میتوانند طاقتفرسا باشند. درمانگران پیشنهاد میکنند که افراد با احساس غرق شدن در غم و اندوه مانند امواجی که در ساحل بر سرشان فرود میآیند، رفتار کنند. آنها میگوید: «اجازه دهید موج بیاید، اما اجازه دهید برود. غم و اندوه شما فروکش خواهد کرد.» برای احساسات دردناک فضایی ایجاد کنید، زیرا آنها به ما اجازه میدهند تابآوری را تمرین کنیم.

۳. با خودتان مهربان باشید.
غم و اندوه طاقتفرسا است. این اندوه به نحوی بر تمام جنبههای زندگی تأثیر میگذارد و میتواند بر نحوه مراقبت از خودتان تأثیر بگذارد. زمانی را برای چرت زدن اختصاص دهید، غذاهای مغذی بخورید و آب فراوان بنوشید. اما مهمتر از همه، متخصصان سوگواری میگویند، با خودتان با شفقت رفتار کنید. سعی کنید خودتان را قضاوت نکنید یا احساس گناه نکنید. در حین گذر از غم از دست دادن عزیزتان، به خودتان استراحت دهید.
۴. به صورت چرخهای فکر کنید، نه خطی.
اگر به نقطهای رسیدید که احساس خوبی داشتید، اما دوباره احساس بدی کردید، این نشانهی عود یا بدتر شدن شما نیست. غم و اندوه اینگونه عمل میکند و در واقع حرکتی رو به جلو است.
۵. احساسات شما قابل درک و منطقی هستند.
متخصصان استفاده از کلمه «عادی» برای توصیف احساساتی که در طول فرآیند کنار آمدن با سوگواری ایجاد میشوند، اجتناب میکنند. آن ها اصطلاح «قابل درک و معقول» را ترجیح میدهند و میگویند: «وقتی دنیای شما زیر و رو شده باشد، هیچ چیز واقعاً عادی نیست.» به خودتان اجازه دهید هر احساسی را که دارید، احساس کنید: خشم، غم، حتی تسکین.
۶. سوگ میتواند به شما در یافتن معنا کمک کند.
هیچ راه فراری از فقدان یک عزیز وجود ندارد. در عوض، میتوانید راههایی برای گنجاندن آن فقدان در زندگی خود در حین پیشرفت پیدا کنید. سوگ یک واکنش طبیعی به دوست داشتن کسی است. اگرچه همه ما تجربیات گذشتهای داریم که ممکن است بر نحوه نگاه ما به خودمان تأثیر بگذارد، سوگ فرصتی را برای تأمل در مورد آنچه برای ما مهمتر است، فراهم میکند.
5 مرحله سوگواری چیست؟
در سال 1969، روانپزشک الیزابت کوبلر-راس چیزی را معرفی کرد که به عنوان “پنج مرحله سوگواری” شناخته شد. این مراحل سوگواری بر اساس مطالعات او در مورد احساسات بیمارانی که با بیماریهای لاعلاج روبرو بودند، بود. اما بسیاری از مردم آنها را به انواع دیگر تغییرات منفی زندگی و فقدانها، مانند مرگ یکی از عزیزان یا جدایی، تعمیم دادهاند.
5 مرحله سوگواری عبارتند از:
- انکار: “این نمیتواند برای من اتفاق بیفتد.”
- خشم: “چرا این اتفاق میافتد؟ چه کسی مقصر است؟”
- چانهزنی: “کاری کنید این اتفاق نیفتد، و در عوض من خواهم کرد.”
- افسردگی: “من بیش از حد غمگین هستم که کاری انجام دهم.”
- پذیرش: “من با آنچه اتفاق افتاده در صلح هستم.”
اگر پس از یک فقدان، هر یک از این احساسات را تجربه میکنید، دانستن اینکه واکنش شما طبیعی است و به مرور زمان بهبود خواهید یافت، میتواند مفید باشد. با این حال، همه کسانی که سوگوار میشوند، همه این مراحل را طی نمیکنند و این اشکالی ندارد. برخلاف تصور رایج، برای کنار آمدن با سوگواری، لازم نیست از هر مرحله عبور کنید.
در واقع، برخی افراد بدون عبور از هیچ یک از این مراحل، غم و اندوه خود را حل میکنند. و اگر این مراحل سوگواری را طی کنید، احتمالاً آنها را به ترتیب و به طور مرتب تجربه نخواهید کرد. بنابراین نگران این نباشید که “باید” چه احساسی داشته باشید یا قرار است در کدام مرحله باشید.
علائم سوگ و عزاداری
در حالی که فقدان به طریق مختلف بر روی افراد تأثیر میگذارد، بسیاری از ما هنگام سوگواری علائم زیر را تجربه میکنیم. فقط به یاد داشته باشید که تقریباً هر چیزی که در مراحل اولیه سوگ تجربه میکنید طبیعی است. از جمله احساس دیوانه شدن، احساس خواب بد یا زیر سوال بردن باورهای مذهبی یا معنوی خود.
- شوک و ناباوری
- درست پس از فقدان، پذیرش آنچه اتفاق افتاده میتواند دشوار باشد.
- ممکن است احساس بیحسی کنید، در باور اینکه فقدان واقعاً اتفاق افتاده است مشکل داشته باشید یا حتی حقیقت را انکار کنید.
- به عنوان مثال، اگر حیوان خانگی یا کسی که دوستش دارید فوت کرده باشد، ممکن است همچنان انتظار داشته باشید که آنها ظاهر شوند، حتی اگر میدانید که آنها از بین رفتهاند.
غم عمیق
احتمالاً رایجترین علامت سوگ است. ممکن است احساس پوچی، ناامیدی، حسرت یا تنهایی عمیق داشته باشید. همچنین ممکن است زیاد گریه کنید یا از نظر عاطفی احساس ناپایداری کنید.

احساس گناه
ممکن است از کارهایی که انجام دادهاید یا ندادهاید پشیمان شوید یا احساس گناه کنید. حتی ممکن است به خاطر اینکه برای جلوگیری از فقدان خود، حتی اگر کاملاً از دست شما خارج بوده، کار بیشتری انجام ندادهاید، احساس گناه کنید.
ترس
یک فقدان قابل توجه میتواند نگرانیها و ترسهای زیادی را ایجاد کند. به عنوان مثال، اگر شریک زندگی، شغل یا خانه خود را از دست دادهاید، ممکن است در مورد آینده احساس اضطراب، درماندگی یا ناامنی کنید. حتی ممکن است دچار حملات پانیک شوید. مرگ یک عزیز میتواند باعث عدم اطمینان و ترس در مورد مرگ و میر خود، مواجهه با زندگی بدون آن شخص یا مسئولیتهایی که اکنون به تنهایی با آنها روبرو هستید، شود.
خشم
حتی اگر این فقدان تقصیر کسی نبوده باشد، ممکن است احساس عصبانیت و رنجش کنید. اگر عزیزی را از دست دادهاید، ممکن است از خودتان، خدا، پزشکان یا حتی فردی که فوت کرده به خاطر رها کردن شما، عصبانی باشید. ممکن است احساس کنید که باید کسی را به خاطر بیعدالتی که در حق شما شده است، سرزنش کنید.
علائم جسمی سوگ
ما اغلب سوگ را یک فرآیند صرفاً عاطفی میدانیم، اما سوگ اغلب شامل مشکلات جسمی از جمله موارد زیر است:
- خستگی
- حالت تهوع
- کاهش ایمنی
- کاهش یا افزایش وزن
- درد و کوفتگی
- بیخوابی

یافتن حمایت برای کنار امدن با سوگواری و فقدان
- درد سوگ اغلب میتواند باعث شود که بخواهید از دیگران کنارهگیری کنید و در لاک خود فرو بروید. اما داشتن حمایت رو در رو از سوی دیگران برای بهبودی از فقدان حیاتی است. حتی اگر در شرایط عادی راحت نیستید که در مورد احساسات خود صحبت کنید، بیان آنها هنگام سوگواری مهم است.
- اگرچه به اشتراک گذاشتن غم و اندوه میتواند تحمل بار غم و اندوه را آسانتر کند، اما این بدان معنا نیست که هر بار که با دوستان و خانواده خود تعامل دارید، باید در مورد فقدان خود صحبت کنید. آرامش همچنین میتواند از بودن در کنار کسانی که به شما اهمیت میدهند، حاصل شود. نکته کلیدی این است که خود را منزوی نکنید.
- به دوستان و اعضای خانواده خود روی آورید. اکنون زمان آن است که به افرادی که به شما اهمیت میدهند، تکیه کنید، حتی اگر به قوی و خودکفا بودن خود افتخار میکنید.
- بپذیرید که بسیاری از افراد هنگام تلاش برای تسلی دادن به کسی که داغدار است، احساس معذب بودن میکنند. غم و اندوه میتواند برای بسیاری از افراد، به خصوص اگر خودشان فقدان مشابهی را تجربه نکرده باشند، احساسی گیجکننده و گاهی ترسناک باشد.
- با یک درمانگر یا مشاور غم و اندوه صحبت کنید. اگر احساس میکنید غم و اندوه شما بیش از حد تحمل است، یک متخصص سلامت روان با تجربه در مشاوره غم و اندوه پیدا کنید. یک درمانگر باتجربه میتواند به شما کمک کند تا بر احساسات شدید خود غلبه کنید و بر موانع سوگواری خود غلبه کنید.


بدون دیدگاه