تجزیه شخصیت و تجزیه واقعیت / نشانه‌ها و درمان

تجزیه شخصیت و تجزیه واقعیت

 

تجزیه شخصیت و تجزیه واقعیت، به حالت بالینی گفته شده که فرد از خود، احساسات، عواطف، درک اطراف غافل و توانایی ارتباط برقرار کردن با خود یا دیگران را از دست می‌دهد.

طبق آخرین تحقیقات، 50 درصد مردم حداقل یکبار در زندگی تجربه تجزیه شخصیت ـ واقعیت را داشته‌اند اما کمتر از 2 درصد آنها به بیماری روانی گرفتار شدند.

با ما همراه باشید تا نشانه‌ها، درمان و علل تجزیه شخصیت و تجزیه واقعیت را برشماریم.

تجزیه شخصیت و تجزیه واقعیت چیست

 

برخلاف عمده اطلاعات نادرست که در وبسایت ها یا نشریات ایرانی قابل ملاحظه‌است، این دو اختلال عموما همراه یکدیگر می‌آیند.

تجزیه یا گسست از خویشتن و واقعیت دو حالت از بیماری روانی هستند که به نوبت تغییر کرده، به یکدیگر می‌رسند و شدن آن بالا و پایین می‌رود.

تجزیه شخصیت  و تجزیه واقعیت به انگلیسی (depersonalization and derealization) گاه با دیگر علائم مشکلات روحی بروز می‌کند که در آن صورت گذرا و ناپایدار است.

اما اگر این علائم جانبی که بعدا خدمت شما عرض می‌کنیم وجود نداشته باشد، شواهد نشان می‌دهد ماندگاری این دو وضعیت تا سالها ادامه می‌یابد.

مدت زمان گسست از شخصیت و واقعیت

مدت زمان گسست از شخصیت و واقعیت

طول مدت گستت از خویشتن یا واقعیت می‌تواند در حین یک حمله پنیک یا صرع تنها چند دقیقه طول می‌کشد.

در حالی که گاهی اوقات اگر همراه با انواع فراموشی ها و اختلالات چند شخصیتی همراه شود تا سالها فرد را درگیر می‌کنند.

اما به طور کل قبل از تجربه‌ی مدت زمان گستت از شخصیت و واقعیت نمی‌توان تنها با علائم آن را تعیین کرد.

مدت زمان این بیماری نامعلوم بوده و با توجه به شدت بیماری و درمان صورت گرفته، شواهد گوناگونی دیده می‌شود.

برخی از افراد هم این اختلال را بروز نداده اما شواهد ملموس آن مورد توجه کافی خواهند بود به طوری که در زندگی شخصی، حرفه‌ای و اجتماعی اختلال و پریشانی ایجاد می‌کند.

علائم تجزیه شخصیت و تجزیه واقعیت

علائم تجزیه شخصیت و تجزیه واقعیت

مسخ شخصیت (depersonalization) دارای علائمی متفاوت از مسخ واقعیت (derealization) است؛ هر چند که هر دوی اینها می‌تواند در افراد دیده شود و طول زمان متفاوتی را در بر گیرد.

1. ‌مسخ شخصیت به موارد زیر اطلاق می‌گردد:

  • فرد تصور می‌کند بیرون از بدنش است و خود را می‌بیند؛ مثلا بالای سر خودش شناور است
  • وی اظهار دارد که می‌تواند حتی از اتاقی که در آن است یا محل اقامتش خارج شود و وقایع بیرونی را گزارش کند
  • شخص درگیر با این اختلال، احساسات خود را درک نمی‌کند و به نوعی به الکسی‌تایمیا دچار می‌شود
  • وی احساس یک رباط را دارد که کنترل افکار و رفتارش گرفته شده
  • گستت از خویشتن یعنی توهم دیداری؛ طوری که انگار حالت بدنشان بدفرم شده یا سرشان پر از پنبه شده است

 

2. مسخ واقعیت دارای علائم بالینی متفاوتی از مسخ شخصیت است که شامل:

  • دنیای اطراف گاه بی رنگ و در هاله‌ای از رنگ‌های کمرنگ قرار می‌گیرد
  • خانه ها، ماشین ها و ساختمان ها غیر طبیعی هستند؛ مثلا دو بعدی بدون محتوا دیده می‌شوند
  • در مسخ واقعیت جهان به طور طبیعی نیست و ممکن است احساس کنند به آنجا تعلق ندارند
  • در گستت از واقعیت، فرد باور دارد که مردم واقعی نیستند؛ ممکن است او در خواب یا فیلم باشد
  • شخص حس می‌کند با دیواری از بقیه جدا شده و توانایی ارتباط با جهان را ندارد

علت تجزیه شخصیت و واقعیت

علت تجزیه شخصیت و واقعیت

همانطور که گفته شد تجزیه یا گستت از شخصیت و واقعیت با یکدیگر همراه هستند و در یکدیگر نفوذ پیدا می‌کنند؛ لزا دلایل آنها نیز شبیه به هم خواهد بود:

  1. تروما ( دیدن مرگ دوستان و خوانده، آسیب به بقیه و مرگ و… در کودکی یا بزرگسالی)
  2. استرس شدید ( در محل کار، خانه یا زندگی شخصی به شدت استرس بالایی را تجربه کند)
  3. اضطراب و افسردگی( به ویژه افسردگی اساسی و اضطرابی که سال‌هاست گریبان‌‌گیر شده)
  4. تعرض و آسیب جسمی و جنسی
  5. مصرف دارو و مواد مخدر ( به ویژه آمفتامین ها)

در اینجا باید حواسمون به بیماری های تبدیلی و سایکو سوماتیک هم باشد:

  1. صرع
  2. تشنج
  3. همبودی بیماری های اعصاب و روان 

درمان تجزیه شخصیت و تجزیه واقعیت

درمان تجزیه شخصیت و تجزیه واقعیت

ابتدا تشخیص این بیماری به راحتی نیست. پیش از روان‌شناس یا روانپزشک باید به MRI و نوار مغزی از بیمار گرفته شود و احتمال ضایعات در سر و … رفع شود.

اگر هیچ مشکلی در جسم وی وجود نداشت به روان‌درمانی و گاه همراه با اسکیزوفرنی به دارو درمانی پرداخته می‌شود.

برای درمان افراد مبتلا به این اختلال که معمولا از اواسط یا اواخر نوجوانی و اوایل بزرگسالی گزارش می‌شود، چند مسیر وجود دارد.

برخی از درمان ها به هدایت افراد و هیجانات آنها می‌پردازد با توجه به اینکه این گستت از خویشتن و واقعیت در میان‌سالی گزارش نشده پس می‌تواند به هیجانات سریع این سن مربوط باشد؛

در حالی که بخشی دیگر از درمان تجزیه شخصیت و واقعیت به سرکوب ها و عمق درونی انسان نگاه می‌کند.

درمان معمولا به دو دسته تقسیم می‌شوند:

1.همبودی با اختلالات دیگر

اگر با استرس، اضطراب، صرع و تشنج، مصرف داروی پزشکی و غیر پزشکی همراه بود باید روی این موارد کار بشود.

احتمالا با حل شدن چنین مواردی فرد به نوعی پذیرش خود می‌رسد و علائم تجزیه شخصیت و تجزیه واقعیت از بین می‌رود.

اما اگر اینطور نشد در کلینیک روانشناسی و حتی مراکز روان‌پزشکی باید درمان صورت گیرد.

درمان تجزیه شخصیت و تجزیه واقعیت

2.مستقیما درمان تجزیه واقعیت و شخصیت

1.رفتار درمانی

در این رویکرد که نوعی آموزش محور است بر روی رفتار، اعمال و پاسخ‌هایی که نیاز است در جهان اجتماعی به موقعیت ها بدهد تا بتواند شخص در زندگی اجتماعی و خانوادگی خود را حفظ کند، تمرکز می‌شود.

2.شناخت درمانی

در cognitive therapy  که می‌تواند مانند آلبرت الیس، شناختی ـ عقلانی یا مانند cbt شناختی ـ رفتاری باشد، بر روی علائمی که باعث بروز این اختلال می‌شوند تمرکز کرده.

از درمانجو می‌خواهیم موقعیت ها و احساساتی که باعث بروز گستت از خویش و واقعیت می‌شود را می‌نویسند.

سپس با شناخت کامل و کافی از هر کدام، به دلایل آنها و رفع یا حذف این موقعیت ها پرداخته می‌شود.

3.روان‌درمانی یا روانکاوی

این نوع درمان که بنیان‌گذار آن فروید بوده، نفوذ ناخودآگاه، جستن راجع به زیربنای مشکلات و سرکوب ها را در بر می‌گیرد.

در روان‌درمانی که روشی عمیق و بنیادی است، درمانجو وارد ذهن خود شده، با مشکل مواجه می‌شود و آن را به مرور زمان ـ که گاه حتی سالها به طول می‌انجامدـ می‌پذیرد و درک می‌کند.

 

 

منابع:

my.cleveland

msdmanuals

mayoclinic

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *