والدین خودشیفته: شناسایی، تأثیرات و راه‌های مقابله

والدین خودشیفته: شناسایی، تأثیرات و راه‌های مقابله

 

والدین خودشیفته می‌توانند باعث ایجاد احساساتی در فرزندانشان شوند؛ از جمله:

عدم مقبولیت و دیده نشدن

انتظار برای شکست های مداوم در زندگی

احساس فقدان کفایت

باور به شکسته بودن و تقصیر داشتن

کتاب مورد بررسی در این مقاله: آیا من به قدر کافی خوب خواهم بود؟
از روانشناس مک براید، با تحریری آسان، قابل فهم و حرفه‌ای به تشریح والدین خودشیفته: شناسایی، تاثیرات و راه‌های مقابله برای فرزندان به ویژه دختران آنها پرداخته.

والدین خودشیفته چه‌شکلی هستند؟

والدین خودشیفته چه‌شکلی هستند

آیا همه‌ی والدین خودشیفته هستند؟

همه‌ی خودشیفته ها تاثیرات یکسانی بر فرزندان خود دارند؟

چه‌طور معلوم شود من والدی خودشیفته هستم؟

در کتاب آیا من به اندازه کافی خوب خواهم بود،مک‌ براید استدلال می‌کند:

  • همه ی والدین خودشیفته نیستند اما خودشیفتگی در دسته‌های گوناگونی قرار است.
  • لزوما تنها به معنای دیدن خود جلوی آینده و پرسیدن اینکه چه کسی از همه زیباتر است، نخواهد بود.
  • در واقع خودشیفتگی با تعاملی بسیار زیرکانه ممکن است دلپسند و فریبنده باشد؛ زیرا انتظار برای پاداش همان چیزی‌ست که مردم دنیا مسابقه‌ها را راه‌اندازی کرده ‌اند و خودشیفته‌ها توهم اینکه باید از طرفشان مقبول باشی تا احساس پیروزی بکنی را به خوبی می‌سازند.

دکتر مک براید برای والدین خودشیفته می‌گوید:

آنها با ایجاد مسابقه‌ای درونی در فرزندانشان به آنها می‌آموزند با شیوه‌ای خاص بهترین باشند؛

این بهترین باید در همان جهتی باشد که والد می‌خواهد و نه توانایی های درونی فرزند.

و جالب اینجاست بعد از تحقیق بر روی گسترده‌ای از افراد و همینطور بررسی صفات اختلال شخصیت خودشیفته در DSM، این افراد هرگز راضی نخواهند بود.

زمانی که فرزندان می‌جنگند تا توجه و تایید مادر خود را به دست آوردند، در واقع وارد لوپی شده‌اند که به شکست منجر خواهد شد.

شناسایی والدین خودشیفته

دکتر مک‌براید در کتاب آیا من به قدر کافی خوب خواهم بود، استدلال می‌کند با داشتن چند ویژگی کلی از انواع خودشیفتگی، شما وارد خط قرمز تربیت و سلامت روان می‌شوید.

در این کتاب با دانش حرفه‌ایِ مک براید و زیسته‌ی علمی خود در مراکز مورد تحقیق، پرسشنامه‌ای برای خودشیفتگی والدین فهرست کرده که شامل موارد زیر است:

  • آیا هرگز احساس کردم مادرم با من همدلی ندارد؟
  • اغلب که با او از مشکلاتم حرف میزنم او مشکلات خودش را به میان می‌آورد؟
  • بیشتر مواقع با گفتن مشکلات زندگی‌م آنها را در مقایسه با زندگی خودش، بی‌ارزش قرار می‌داد؟
  • از فعالیت هایی حمایت می‌کرد که در نهایت به او برچسب مادر خوب زده شود؟
  • مدام به خود فکر می‌کرد و در دوره های خودشیفتگی و افسردگی بود؟
  • آیا تلاش می‌کنم تا تایید او را به دست آوردم ولی حس می‌کنم هرگز به سطح توقعش نمی‌رسم؟
  • بیش از اینکه احساس فرزندان مهم باشه، حرف مردم در خانه مهم بوده؟
  • آگاهی بیش از حد مادرم از بقیه همیشه به چشم می‌آمده؟
  • آیا تا کنون احساس کرده‌اید مادرتان به شما برای سن، زیبایی و مهارت‌هایتان حسادت می‌ورزد؟

و …

این سوالات همینطور ادامه پیدا خواهد کرد و همانطور که خواندید، به تجربیات فرزندان در خانواده ها و طرز والدگری مادر و پدر خود برمی‌گردد.

والدین خودشیفته به خصوص خود را به فرزندان دختر نزدیک می‌کنند و در تلاش هستند تا آنها را آینه‌ی جوانی خود ترسیم کنند.

این دسته از مادران به کنترل دختر خود می‌پردازند تا جایی که آنها به 2 شیوه‌ی نه چندان سالم پاسخ می‌دهند.

فرزندان خانواده‌های خودشیفته چه ویژگی هایی دارند

فرزندان خانواده‌های خودشیفته چه ویژگی هایی دارند

بچه‌هایی که در خانه‌هایی با والد یا والدین خودشیفته بزرگ می‌شوند آنهایی هستند که:

  1. مدام در پی تایید شدن هر فعالیتی را برمی‌گزینند
  2. اغلب اوقات گمان می‌کنند دیده نمی‌شوند و برای جلوگیری از آن حس، تلاش های نافرجام می‌کنند
  3. آنها خود را مستحق دوست داشته شدن نمی‌دانند چون با عشق شرطی و وابستگی ناسالم بزرگ شدند
  4. برخی از فرزندانِ والدین خودشیفته به ایرادی درونی و عمیق که بعدا باعث مشکلات بین فردی میشود، درون خود باور می‌کنند؛
    مثلا اینکه همیشه در کارها شکست خواهند خورد یا بد اخلاق و زشت هستند.
  5. این فرزندان از عزت نفسی شکننده و آسیب دیده در کودکی رنج می‌برند که پیامد های گوناگونی دارد؛
    از جمله مولد نبودن، وابستگی و نیاز روانی به حضور شخصی دیگر برای تصمیم گیری.

فرزندان والدین خودشیفته به دو دسته با احساسات خود می‌جنگند:

  1. به دنبال کمال‌طلبی مریض گونه‌ای دنبال موفقیت، دستاورد های علمی، ورزشی و تحصیلی می‌روند.
  2. برای دیده شدن دست به رفتار های مخرب می‌زنند، کارهای ضد اجتماعی یا نقص قوانین و درگیری با مراجع قدرت دیگر در کارنامه‌ زندگی‌شان دیده می‌شود.

2 نوع مادر خودشیفته

2 نوع مادر خودشیفته

1.مادران کنترل‌گر و همیشه حاضر

  • این دسته از والدین خودشیفته همیشه در صحنه حضور دارند.
  • برای فرزندشان در انتخاب کلاس های باله یا پیانو، کلاس زبان و مدرسه رفتن، حتی رشته‌ی دبیرستان تصمیم میگرد.
  • مادران کنترل‌گر به فرزندان اجازه‌ی بزرگ شدن و استقلال نمی‌دهند.
  • این افراد هر موفقیت فرزند را عمیقا و درونا و گاهی هم به صورت علنی به تلاش های خود برای رشد او نسبت می‌دهد.
  • حتی می‌توان گفت این دسته از مادران جوانی دوباره متولد شده خودشان را در فرزندشان می‌بینند و نه یک هویت و روح متفاوت.

2.مادران غایب

این گروه نیز با مشغولیت های خود هرگز احساس کفایت و دیده شدن و تحسین را به فرزند خود نمی‌دهد.

هر کسی در کودکی نیاز به برآورده شدن نیاز هایش دارد؛ به خصوص تا وقتی که خودش توانایی حل آنها را ندارد.

این مربوط به قضیه بقا همینطور برای ترس از رها شدن، کنترل گر بیمار نبودن، مدیریت مشکلات روحی و بیماری‌های روانی ـ ارثی است.

پس نیاز های نوزاد توسط والدین و نیاز های اولیه کودک و نوجوان در حد اعتدال، باید ارضا شود.

معرفی و نقد کتاب آیا من به قدر کافی خوب خواهم بود

در بحث والدین خودشفته بدون شک کتاب آیا من به قدر کافی خوب خواهم بود، یکی از منابع ارزشمند است.

  • یکی از ویژگی‌های بسیار ارزنده در این کتاب، یکسان نداستن تمام سبک های والدگری و مشابه نبودن والدین خودشیفته است.
  • نویسنده‌ی این کتاب با دهه‌ها تجربه خود در مراکز روانشناسی، حالت های متفاوتی را در کتاب خود معرفی کرد که به جای قطعیت با احتمالات هر خانواده سرو کار داشت.
  • این نکته‌ی بسیار مهمی است زیرا هر خانواده‌ای با شرایط خاصی رشد می‌کند و همه‌ی ما شبیه به ربات‌هایی از قبل برنامه‌ریزی شده، نخواهیم بود.
  • همچنین در کتاب آیا من به قدر کافی خوب خواهم بود؟، راه های مقابله با والدین خودشیفته آورده شده که شروعی عالی برای شناخت سبک های خودشیفتگی و جلوگیری از آن است.

راه های مقابله با والدین خودشیفته

راه های مقابله با والدین خودشیفته

دکتر مک براید، از واژه‌ی همدلی برای مقابله با والدگری خودشیفته استفاده می‌کند.

او استدلال می‌کند زمانی که والدین بتوانند همدلی کنند که مستلزم آن است تا احساسات خود را بدون از دست دادن آن کنار بگذارند و به نیازهای عاطفی دیگران پاسخ بدهند، نقطه‌ی مقابل خودشیفتگی آغاز شده.

از نظر این روانشناس خوب، برای درمان فرزندانی که والدین خودشیفته دارند باید از 3 مرحله عبور کرد:

  1. شخصیت مجزا ( بدون وابستگی به مادر و تصویری که او از شما می‌خواهد، زندگی‌تان را بچرخانید)
  2. جدا شدن از مادر( این می‌تواند کنترل در تماس ها و دیدار ها، مرزبندی های مشخص و مستقیم از احساس خود صحبت کردن را شامل شود)
  3. یادگیری در آغوش کشیدن دختر یا پسری که هستید ( فارغ از اشتباهات، احساسات عمیق و شدید خیانت و خشمی که احساس می‌کنید باید بتوانید خود را در آغوش بگیرید)

در نهایت احساس درمان اینگونه توصیف می‌شود:

عدم تصور قربانی شدن توسط مادر ؛

تحول و ایده‌ی دختر و پسری خوب بودن به معنای شخصیِ خودتان نه انتظاراتی که مدیران، پارتنر یا مادر و فرزندتان از شما دارند؛

یافتن آرامش ( که در کتاب با متد ها و روش های اجرایی به خوبی میسر می‌شود).

 

منابع:

Nepervill

the power moves

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *