فروید به طور مشخص راجع به راز موفقیت صحبت نکرده؛
با اینحال در مقالات، کتب و سخنرانیهایش به وفور سلامت روانی را به زندگی خوب و موفق نسبت داده.
اما خود سلامت روان توضیحی متمایز از سایر رویکرد ها از نظر این روانکاو دارد که در روند درمان به دست میآید:
- ناخودآگاه را به خودآگاهی آوردن ( فراشناخت و گفتار درمانی)
- شناخت مکانیزمهای دفاعی ( ترس، خشم و لیبیدوی تثبیت شده که برای شما از گذشته باقی مانده را کشف کنید)
- حل تعارضات درونی ( پیدا کردن عمیق خود در گذشته و احساس رهایی)
دلیل زندگی از نظر فروید چیست
اگر قرار باشد به راز موفقیت از نگاه فروید بپردازیم، ابتدا باید بدانیم اصلا این زندگی چه معنایی دارد و دلیل زندگی چیست؟!
مسئله هدف زندگی انسان بارها مطرح شده؛
با اینحال هنوز پاسخ رضایتبخشی برای آن وجود ندارد و شاید هم پاسخی وجود نداشته باشد…
تمدن و نارضایتیهای آن 1930
از این پس با مقالات جدیدتر راجع به نوشتههای فروید و خود اصول روانکاوی، به هدف زندگی انسان میپردازیم.
در کتاب تمدن و نارضایتیهای آن که فروید در اواخر عمرش منتشر کرد راز موفقیت در فهمیدن معنای زندگی نبود. چرا که اساسا معنایی برای آن قائل نبود.
1.هدف انسان زندگی با خوشبختی
اگر هدف زندگی برای تمام انسانها وجود نداشته باشد، پرسش فروتنانه این است که انسان برای چه زندگی میکند؟
چهطور و چرا از خواب بلند میشود و روزگار را ادامه میدهد؟
زمانی که این سوال مطرح میشود، پاسخ در یافتن خوشبختی برای هر شخص و معنای خصوصی آن است.
خوشبختی به معنای کسب لذت و دوری از بدبختی، غم و رنج است.
پاسخی که اندیشمندان هم دوره و همنظر با فروید برای معنای زندگی پیدا کردند نه خود لذت بلکه دوری از بدبختی بود.
این دو سوگرایی خود میتواند منبعی برای تعارضات درونی باشد.
اگر انسان بخواهد به دنبال لذت باشد یک مسیر و اگر بخواهد دوری از بدبختی و رنجهای زندگی را انتخاب کند، باید مسیر دیگری را انتخاب کند.
کسب لذت، طبق گفتهی فروید از ارضای تمایلات آنی جسمی و روانی که قبلا سرکوب شده به دست میآید.
یعنی اپیزودیک و ناتمام هستند که باعث مخالفت شدید از سمت اجتماع میشوند و خواه ناخواه همراه با رنج خواهند بود.
پس آنچه ما برای راز موفقیت از نگاه فروید در ابتدا باید بدانیم این است که انسان اجتماعی به دنبال دوری از رنج است نه لذت آنی.
2.دوری از غم در حالی که تمام زندگی غم است
مرحلهی دوم افکار اندیشمندان به این میرسد که گرچه هدف زندگی شامل دلیل بیدار شدن از خواب و تلاش و کوشش روزانه، دوری از غم است اما زندگی خود سراسر رنج و غم است.
اکثر انسانها برای جلوگیری از درگیری با اجتماعات و قوانین به دوری از رنج ( آنچه سوپر ایگو شخصیت میخواهد) پناه میآورندو فروید میگوید:
خوشبختی در نظام آفرینش بشر گنجانده نشده
پس لذت که وجود ندارد. رنج اما 3 دسته اصلی دارد:
- رنج جسمانی : بدن فناپذیر ما هر لحظه تهدید به نیستی میکند و ذهنِ در جستجوی لذت و دروی از رنج ما را به ناکامی ابدی میکشد
- محیط اطراف : مکانیزمهای دفاعی، استرس و اضطراب و بسیاری از مشکلات اطراف دیگر که بر ما فائق میآیدند
- روابط اجتماعی: بزرگترین سد در برابر دوری از رنج، انسانهای دیگر هستند که به ما لطمه میزنند یا در نخستین مراحل زندگی، ما را به بیماریهای روانی میکشانند
3.راههای دوری از رنج از نظر فروید
حال که خوشبختی و خوشحالی در سرشت انسانی نیست و نمیتوان از چنین تجربیاتی فرار کرد پس تکلیف چیست؟
هدف زندگی و راز موفقیت از نگاه فروید گاه فرار کردن از مشکلات روزانه با مواد افیونی یا همان مواد توهمزا و شادیآور ها است.
که بخش زیادی از ای مواد شیمیایی از خارج از بدن تامین میشود اما بخشی از آن هم به طور طبیعی در بدن وجود دارد.
به همین دلیل حتی نوشیدن لیوانی شراب، مهمانی آخر هفته یا غذاهای چرب و خوردن و خوابیدن که ذاتا برای بدن مضر است، لذتبخش و رهیافت به نظر میرسد.
همچنین ما هم موادی شبیه به آن در بدن داریم که در شرایطی، مانند اختلال مانیا، فرد بدون استعمال هر گونه مواد شادی آور یا خوراکی به وضعیتی بسیار سبکسر، پر انرژی و بدون رنج تبدیل میشود.

دومین راه راز موفقیت از نگاه فروید به جز مواد افیونی و لذتبخشها، مکانیزمهای دفاعی پخته است.
یکی از این مکانیزمها انکار یعنی جلوگیری از ورود عوامل ناراحت کننده به هشیاری و سپس ناهشیاری ما است.
این بدان معناست که اگر کسی مجبور است تمام وقت خود را بین کار و وقت گذراندن با خانواده تقسیم کند، به خود چنین توهمی میدهد که عاشق کارش است و لذت را در خانواده و فرزندان میبیند.
3 راز موفقیت در نگاه فروید
پیش تر گفتیم که راز موفقیت از نگاه فروید به طور مشخص در نوشتههای او ذکر نشده اما برخی عوامل کمککننده ی سلامت روان، بلوغ و استفاده درست از مکانیزمها هستند که 3 مورد از آنها را برای موفقیت در زندگی نام میبریم:

1.هنر به تعویق انداختن لذت
فروید معتقد بود راز موفقیت در کنترل لیبیدو و غرایض انسانیاست.
چرا که آن زمان انسان دیگر نه با قانون و اجتماع درگیر خواهد شد نه تکانههای شدیدی از احساسات که او را بههم بریزد، تجربه میکند.
اما با دوری از غم و رنج، احساس لذت شدید هم از بین میرود.
اگر ما به لذتهایمان فضایی برای ابراز ندهیم و آنها را سرکوب کنیم شاید انسان شرافتمند با صلح درونی و بیرونی پایدار باشیم اما از خوشیهای شدید هم بهرهمند نخواهیم شد.
احساس خوشبختی زمانی رضایتبخش تر است که یک نیاز شدید ارضا نشود نه نیازهای کنترل شده مثلا در مکانیزم تصریع یا والایش.
درک چنین فرایندی و کنترل کردن غرایض همان به خودآگاه آوردن ناخودآگاه فردی است.
2.جابه جایی غریزه و هوس
راز موفقیت از نگاه فروید یعنی زندگی اجتماعی موفق توامان با ارضای نیازهای لیبیدو یا جنسی.
برای این کار یکی از پیشنهادات وی، جابهجایی غریضه و هوس با شی یا رفتاری کمی سامان یافتهتر است.
مثلا در کشور ما، به جای ازدواج سفید، ازدواج قانونی و رسمی انجام دهید؛
یا به جای دعوا و کتک کاری در خیابان، عضو باشکاه بوکس شوید.
البته چند شرط در این راز موفقیت از نگاه فروید وجود دارد:
- هر کسی نمیتواند جابهجایی را انجام دهد و هر روحی آمادهی پذیرش گزینهی دوم نیست
- گزینهی دوم یعنی راه معقول تر ارضای نیاز، باید به اندازهی گزینهی اول برای فرد شخصیسازی و جذاب باشد تا تکانههای او را آرام کند
- جابه جا کردن احساسات شدید از گزینهی اول به دوم با درد شدید همراه است
3.عشق، نمونهای از لذت و درد توامان
چه هنگام شما با خودتان در جنگ هستید؟
تا کنون احساس کردهاید که ذهن یا اعمالتان دو حرف متفاوت میزنند؟
تنها برای تصمیمگیریهای عاطفی یا شغلی نمیگوییم، بلکه منظور احساسی از تفکر دوگانه اساسیتر و پایهای تر است.
در راز موفقیت از نگاه فروید، باید به تعارضات درونی که یکی از بنیانهای درمانی او است هم توجه کنیم.
در مقالهی زیگموند نوشته شده که عشق به شما احساسی از لذت میدهد که با چیزی برابری نمیکند.
همینطور حتی عشق از نظر فروید درمان کنندهی بیماریهای روانی ـ ارثی است.
با این وجود در همین لحظات مینویسند که دردی که یک عشق و از دست دادن ابژه، به قول ملانی کلاین، به شما میدهد هم با هیچچیز برابری نمیکند.
پس بین لذت و زجر یک بده و بستان وجود دارد.
از طرفی زندگی و دلیل کوشش و تلاش بسیاریها کشف لذت است ( مانند دستیابی به عشق) و کمی جلوتر که برویم میبینیم همین کسب لذت با محدودیتهای بسیاری از سوی جامعه و حتی منطق مواجه میشود (احساس درد).
نتیجه گیری سخن فروید درباره موفقیت
موفقیت از نگاه فروید دقیقا در هیچ کتاب و منبعی آورده نشده، با این وجود درمان، کسب سلامت روانی و خوشبختی یکی از اجزای موفقیت هستند.
زمانی که در نوشتههای او متمرکز میشویم با درک این سوال بیپاسخ که خوشبختی چیست، به اینکه خوشبختی چه کاری انجام میدهد توجه میکنیم.
و خوشبختی را چنان میبینیم که فرد بتواند به چنین مرتبهای از بینش برسد:
- از مکانیزمهای دفاعی آگاه شده
- مرز بین لذت و درد را تشخیص داده و ضد اجتماعی رفتار نکند
- عشق، هنر و علم را نوید یا رهیافتی برای سلامت روان میداند که هر کسی به آن نمیرسد چون این سه را در زندگی ندارد
منابع:



بدون دیدگاه