نقش قربانی در خانواده، یعنی نبود مرزهای سالم، عدم شناخت کافی نسبت به نیازهای خود و دیگری از جمله ترفندهایی هست که برای رها شدن از مسئولیتهای سنگین تر در نظامهای خانوادگی دیده میشود.
روانشناسان زوج درمانگر و خانوادهدرمانگر چه پاسخهایی به نقش قربانی ، مهاجم و مناجی میدهند؟
الگوهای نقش آفرین در خانواده
همیشه قربانی خانواده هستم
چرا خانواده منو قربانی میکنه و هرگز به فکر خودم نبودم
اون همیشه سعی داره بهم آسیب بزنه مهم نیست چقدر بهم میگه دوستم داره
اگر شما هم این جملات را زیاد در خانواده میشنوید احتمالا وارد نقشهای مثلث سهگانه شدهاید.
مثلث دراما ( یا نمایش ) دارای سه بخش است که در الگوهای خانواده ناسالم شکل میگیرد:
- قربانی
- متجاوز
- ناجی
نقش قربانی در خانوادهها پررنگ تر دیده میشود چراکه به خصوص در بین ایرانیان کسانی هستند که صدای کمکخواهیشان بین تمام فامیل و دوست و آشنا پیچیده.
بگذارید با یک داستان از زوج واقعی ( اسم ها تغییر کرده) نقش قربانی در خانواده و مثلث دراما را توضیح دهیم:
گندم و البرز وارد اتاق زوج درمانی شدند.
گندم با صدایی بلند و لحنی دستور مابانه میگوید:
به او بگویید که دوست داشتن با کنترلگری فرق میکند.
بگویید من را دوست داشته باشد و نخواهد تمام مدت قدرتش را اعمال کند.
دکتر او یک فرد پرخاشگر است من چهطور با او زندگی کنم!
البرز در جواب با صدایی زیر میگوید:
مهم نیست چیکار کنم اون همیشه من رو پرخاشگر میدونه.
وقتی میخوام باهاش حرف بزنم مدام نگرانم من رو یه آدم بی احساس بدونه و شروع به شلوغکاری بکنه.
مثلث نمایشی در روابط خانوادگی
گندم در نقش قربانی، همان کلیشهی معروف است که خودش از دست متجاوز خسته شده اما رفتارهایی شبیه به او را اتخاذ میکند.
نقش قربانی در خانواده ویژگیهایی دارد که آنها را به سبب آشناپنداری فرد درون خود برای سالها نگه میدارد:
- نمیتواند دربارهی مرز های سالم صحبت کند
- در کلنجار برای بیان صریح خواستهها، نیاز و افکارش است
- احساس گیر افتادن و ناراحتی دارد اما واقعا راهحلی کاربردی برای آن اتخاذ نمیکند
البرز در مثال زوجین، نقش متجاوز یا پرخاشگر را در خانواده گرفته. این افراد دارای ویژگیهای زیر هستند:
- نمیتوانند احساسات خود را به خوبی کنترل کنند
- معمولا از سواد عاطفی کمتری برخوردار هستند مثل اینکه میگوید: هر کاری کنم باز هم پرخاشگر هستم
- بین دو جناح قدرت و طفره در نوسان هستند
نقش قربانی در خانواده و گاهی متجاوز و منجی میتوانند با یکدیگر در موقعیتهای متفاوت به یکدیگر تبدیل شوند.
در نمونهی ما، گندم هر از گاهی با البرز به مشاوره گروهی یا زوجین میروند، کتابهای خودیاری به او میدهد. البرز هم با ابراز علاقهها، خرید گل و بیرون رفتن در نقش منجی فرو میروند.
ویژگی منجی در نظام خانواده:
- منجی فکر میکند دیگری را بهتر از خودش میشناسد و میداند چه به صلاحش است
- این نقش در خانواده سعی میکند زمام امور را بر عهده گرفته و جای همه تصمیم بگیرد
- سعی در درست کردن ( ناموفق) نارضایتی ها با دیدگاه: من همهچیز را بهتر میدانم، دارد

دینامیک سمی خانوادگی چیست و چهطور از آن خلاص شویم
دینامیک سمی به معنای روابطی است که از ابتدا زوجین و بعد با فرزند آوری تعاملاتی شکل گرفته که بعد از مدتی نسبتا طولانی تبدیل به نظام سفت و سخت شده.
یکی از دلایل توصیه روانشناس خوب برای مراجعهی زودهنگام همین مسئلهی تغییر در ابتدای ازدواج است.
اگر شما در ماههای اول زندگی مشترک بتوانید نظامی سالم، نه مثلث نمایشی و نقش قربانی در خانواده را به وجود بیاورید در طی سالها همان الگوی سالم تبدیل به نظام سفت و سخت خواهد شد.
نقش قربانی در موقعیتهای متفاوت
هر سه نقش قربانی ، متجاوز و ناجی در خانواده اشتباه است و در موقعیتهای متفاوت میتواند با یکدیگر جابه جا شوند که این مسئله را سمی تر از پیش میکند.
گندم در روابط عاطفی و ابراز احساسات نقش قربانی خانواده را دارد اما ممکن است در تصمیمگیریهای منطقی مثل محل زندگی یا انتخاب خریدهای ضروری بین ماشین و تلفن همراه او کنترلگر و آزاردهنده باشد.
همینطور البرز میتواند در مورد برخی مسائل دیگر همچون دیدار با خانوادهش نقش قربانی را داشته و با هربار دیدن خانواده ی پدری متوجه عصبانیت و پرخاش گندم بشود.

تحلیل روانشناسی نقشهای خانوادگی و راه بیرون آمدن از آن
سه نقش اصلی در خانوادههای ناسالم شامل:
- قربانی
- آزارگر
- ناجی
باعث تداوم نقش قربانی در خانواده خواهد شد که نه تنها پیشرفت در روابط را از بین میبرد بلکه سلامت روانی با گفتگو میسر میشود را مخدوش میکند.
بالاتر گفته شد این نقشها میتوانند جابه جا شوند و در هر زمانی ویژگیهای منفی نقش را اکتساب کنند.
قربانی که هیچ کاری به جز تحمل شکست و نشخوار فکری از دستش برنمیآید میتواند در موقعیتی یک آزارگر اعصاب خورد کن یا ناجی که فکر میکند همهچیز را بهتر از طرف مقابل میداند، بشود.
پس در تحلیل روانشناسی نقشهای خانواده آنها باید از مثلث نمایشی بیرون بیاید، اما کجا بروند؟
نمونهی سالم مثلث دراما، دایرهی تمایز است.
دایره ی تمایز خانواده سالم
از نقش قربانی بیرون بیایید؛ این جملهای امید بخش اما بدون راهحلی واقعی و کاربردی گنگ به نظر میرسد.
دایرهی تمایز خانوادهی سالمی است که میتواند دقیقا برعکس مثلث کارپمن ( شخصی که این نظام سه ضلعی را مطرح کرد) باشد و چنین ویژگی هایی دارد:
- استقلال شخصی اولین حرف را در دایرهی تمایز میزد
- هر شخص در خانواده دارای فکر، بینش و رفتار جداگانه است که مسئولیتش بر عهده خود است
- در دایره تمایز کسی فکر نمیکند ناجی است و بهتر از همهی اعضا برایشان تصمیم میگیرد
- تمایز یافتگی در عین محبت و صمیمیت به زوجین کمک میکند تا صریحا نیازها و خواستههایشان را بگویند
- در این مدل از پویایی خانواده، نقش قربانی وجود ندارد و فرد با ذهنی آرام میتواند نه بگوید چرا که نه گفتن به دیگری بله به خود است و باید به خودش اهمیت بدهد

تمرین خروج از نقش قربانی برای زوجین و خانواده ها
- دانستن تئوری آنچه از حالا باید انجام بدهید نیمی از مسیر است.
- پس از آن نیاز به تداوم تمرینها و هشیاری در برابر روندهای ذهنی خود و اعضای دیگر خانواده دارید.
- این بدان معناست که سریعا نقشهای مخرب را تشخیص دهید و جلوی آن را با نامیدن نقش یا هر کار دیگری که از قبل قرار میگذارید، انجام دهید.
- سعی کنید با وضوح صحبت کردن را تمرین کنید:
الان من اینجا برای تو هستم، چهطور میتونم کمکت کنم. در حال حاضر نمیتونم پیشت بمونم ولی اگر بخوای میتونم فردا بیام. الان نمیتونم بغلت کنم ولی دوست دارم دستت رو بگیرم.
چهطور مهاجم تبدیل به قربانی در نقش خانوادگی و اجتماعی میشود
انقلابیون و اصلاحگران تندرو که در خیابان ها سرتاسر جهان و در زمانهای متفاوت دست به اقدامات خشونتآمیز میزنند در نگاه اول چیزی جز مهاجم نیستند.
آنها با حمل اسلحه، آسیب به اموال عمومی و حتی مورد حمله قرار دادن آبرو و حیثیت گروه دیگر، تبدیل به مهاجمان دنیای مجازی میشوند.
همانطور که در نقشهای خانوادگی یک مهاجم همیشه مهاجم نبوده، این تبین در جامعه نیز صادق است.
مهاجم تبدیل به قربانی میشود اگر کمی دقیق تر و با ابعاد متفاوت زندگی او آشنا شوید.
مانند بسیاری از سایکوپاتها یا اختلال شخصیت مرزی روانشناسی به نقش تعین کنندههایی از جمله ژنتیک، محیط اجتماعی و گروههای حمایتی در شکلگیری شخصیت و کنشهای فرد تاکید میورزند.
یک قربانی در جایی بزرگ شده که هر روز آسیب دیده یا صدماتی به خود و خانوادهش متوجه بوده پس در طی زمان یاد میگیرد تبدیل به مهاجم یا کنترلگر شود تا دستهکم تجربیات کودکی و نوجوانی را نداشته باشد.
کلام آخر
در هر خانوادهای یک یا چند نفر هر از چندی با جملاتی شبیه این:
من همیشه قربانی هستم
چرا کسی به من توجه نمیکند و حرف من را نمیفهمید
نقش قربانی در خانواده را بازی میکنند که در این مقاله به داینامیک و حالات ارتباطی چنین خانوادهای و راه درمان پرداختیم.
باید از فکر به قربانی بودن بیرون بیایید و شریک زندگی و فرزندان را تبدیل به آدم بد ماجرا نکنید.
صحبتهای صریح و واضح، حق استقلال شخصی، احترام به فردیت و تمرین سبب تغییر تعاملات خانوادگی و چه بسا اجتماعی شما خواهد شد.
منابع:


بدون دیدگاه