فیلم Eden با بازیگری Jude low، Ana de armas، Vanessa Kirby و دنیل برول به مدت 2 ساعت و 9 دقیقه شما را با هضم اشتباه افکار نیچه، دیوانگی نویسندهای خودخواه با ایدهی :نجات بشر از دست خود، صحنههای شهوانی و دلخراش سورپرایز یا ناامید میکند.
داستان روانشناسی ادن Eden چیست
Jude low همراه با همسر خود Vanessa Kirby بعد از جنگ جهانی اول به یکی از مجمعالجزایر بدنام گالاپاگوس میروند؛
هدف این است ریتر ( جود) بتواند کتاب خود را با مضمون نجات بشریت از دست خود، به سرانجام برساند.
در ابتدای فیلم خو گیری طبیعت وحشی، پرورش سبزیجات و میوههای معدود و اهلی کردن یک سری حیوانات معدود نشان داده شد.
که نمایانگر زندگی نه واقعا رضایتبخش را از این زوج بود که میتوانستند در شهر بسیار موفقتر باشند.
و در ذهن بینند این سوال پیش میآید که واقعا ارزش زندگی به دور از جامعه چنین سنگین است؟
ریتر نامههایی هم برای یک روزنامهنگار میفرستد تا از وضعیت نوشتهها و افکار خود دیگران را با خبر کند فارغ از اینکه توهمات خوشبینانه یک خانواده زودباور را به آنجا میکشد.
با ورود مهمانان ناخوانده داستان تاریخی تبدیل به درامی خشونت آمیز از خیانت و جنایت میشود.
هاینز و همسر آرامش مارگارت همراه با پسرشان در تصور یک دنیای آرام و زیبا، از کشور صنعتی که در جنگ جهانی باعث برشکستگی و فقر بوده به جزیره بدنام مهاجرت میکنند.
بعد از آن دختری شبیه به یک ملکهی شکستخورده، با نقش آنا د آرماس و سه پسر بچه که نقش اسباب بازی جنسی را دارند با رویایی خام برای ساخت هتل وارد این جزیره میشوند.

داستان پشت فیلم Eden بهشت چی بود؟
سه دسته انسانیت یا بهتر است بگوییم فقدان انسانیت، در سه زوجی که به نوبت وارد جزیره میشوند داستانی عمیق از تکاملها و نابودی را نشان میدهد.
- اولین دسته انسانهایی که خود را برتر، دارای علمی بالاتر و سزاوار تنهایی و پیشرفت شخصی میدانند که البته بدشان هم نمیآیند بقیه به آنها قبطه بخورند.
- دستهی دومی از انسانها که فیلم ادن نشان میداد، پیروهایی هستند که با کمترین بینش، خود و نزدیکان را به دردسر میاندازند. معمولا به اندازه گروه اول موفق نیستند اما در حماقت خود فرو رفته و راه نجات را در همان خرابی پیدا میکنند. در ایران این افراد به وفود دیده شده.
- و سومین دسته از انسانیتزدا ها، گروههایی شهوتران، بی قانون و بدون ذرهای احساس شرافت و قانون هستند. این افراد معمولا خود یا بیماری روانی جدیتری از جمله دو قطبی دارند یا چنین کسی زندگی آنها را خراب کرده. یک رئیس ( آنا د آرماس در فیلم Eden) گروه را رهبری و به خشونت و شهوت سوق میدهد.
این سه دسته خوی حیوانی که در پستترین و تاریکترین نقطهی هر انسانی وجود دارد
با حضور در جزیرهای دست نخورده که نماد عالی برای رها کردن حیوانات درون هر کسی هست، باعث میشود نگاهی عمیقتر به فیلم بندازیم و حتی خود را درون یکی از کارکترها پیدا کنیم.
اسپویل روانشناختی فیلم بهشت Eden
زمانی که انسانها در قالب حیوان برای بقا و غریزه میجنگند دیگر بهشت نه که این جهنم یا برزخ است.
از اواسط تا آخر فیلم روانشناسی بهشت eden ، ما شاهد دسیسهچینی و جنگهای کوچک و بزرگ از دزدیدهشدن غذا تا ظلم بر سر موجود ضعیفتر بودیم.
کارکترهایی که به راحتی سمت فساد و حماقت میرفتند در این فیلم کم دیده نمیشد.
دکتر فردیش، با بدنی جذاب و افکاری قوی شخصیتی پوچ و در انتهای ناموفقیتی اجتماعی به چشم میخورد.
فردریش ریتر با اصرار به انزوا، دندانهای خود را کنده و کرمها را از زیر پوست همسرش بیرون میکشید و اوج این بدبختی زمانی نمایان شد که شروع به حسادت به هاینز و مارگارت کردند که زندگی اجتماعی نه انزوا طلبی را با پرورش فرزندان ادامه میدادند.
- آنا د آرماس و گروه پسرهای کوچک عروسکش، نمادی از غرور، خودشیفتگی و تسلیم در برابر غرایض بود.
- دکتر فدریش و همسرش در نقد روانشناسی فیلم بهشت ، ضد اجتماعی و اسکیزوتایپال بودند که چنین به هم چسبیده و از افکار عجیب و غریبشان دفاع میکردند.
- و آخرین گروه اگر نمیشد آنها را احمقهای خوشبین نامید دستهکم باید اجتماع طلبهای سادهلوح گفت؛مارگارت از افسردگی قدیمی رنج میبرد و حاضر بود با تسلیم هر چه همسرش میخواهد را به او بدهد.هاینس نمونهای از مردانی که درکی از شرایط سختی که برای دیگران میسازند، ندارند، قایق را با عدم بینش به جلو هدایت میکرد.
نقد منفی فیلم بهشت eden
یکی از بیشترین نقدهای منفی فیلم Eden یا بهشت مربوط به جلوههای سینماتیک فیلم است.
- در بسیاری از مقالهها از جمله نیویورک تایمز به این اشاره شده که کنتراست رنگها در بدترین حالت خود بودند.
- پوست کارکتر با درختها تفاوت نداشت، صحنههایی که میتوانست بسیار جذاب و گیراتر به نظر برسد به دلیل یکنواختی رنگی که به طوسی میزد، خنثی بود.
- در تمام طول فیلم ما شاهد یک دست رنگ ثابت بودیم، از لحظههای امیدبخش ابتدای فیلم تا تنش های روانی اواسط و جنگ و حیلهگیری انتهای آن.

فیلم Eden بهشت ارزش دیدن داره
اگر از تماشای صحنههایی از یک فیلم بر اساس واقعیت، نزدیکترین حالت به نیمهتاریکی انسانها و ژانر تریلر و البته آنا د آرماس خوشتان میآید، فیلم بهشت برای شماست!
شاید بتوان در نقد فیلم eden آن را در دستهی فیلمهای بقا و مهیج قرار داد
اما آنچه در ابعاد عمیقتر فیلم وجود داشت ابعاد روانشناختی هر کارکتر بود که با نشان دادن انسانها به وحشیانهترین و طبیعیترین حالتهای خود یا میتوانستی بسیار با آن ارتباط برقرار کنی یا دلسرد فیلم را نصفه رها میکردی.
مثلا در کمترین فیلمی شما نمونهای واضح از یک خودشیفتهی کاریزمایتک که اعتقادات عجیب و درک نادرستی از نیچه دارد،
اتفاقا دکتر است و در یک جزیرهی غیر قابل سکونت هنوز به فکر نجات بشریت است پیدا میکنید.
شاید شبیهترین نقد فیلم روانشناسی در رزیک که به آن برخوردیم فیلم پلتفرم بود. هر چند با واقعیت عینی قابل مقایسه نبود اما سلسلهمراتب و زیر فشار گذاشتن نیازهای اولیه هر انسان به خوبی در آنجا هم نشان داده شد.
در آخر فیلم Eden یک تلنگر تلخ به تصویری که همهی ما از طبیعت بکر و زیبا داریم وجود داشت.
به شخصه همیشه فکر میکردم زندگی در طبیعت آسانتر از زندگی صنعتی که حالا داریم خواهد بود.
اما این فیلم نشان داد همهچیز به خوشی صدای پرندگان و شبهای پرستاره نیست و انسان در مقابل طبیعت باید خود تبدیل به حیوان درنده شود و یا با آن قسمت از وجود دیگران خورده خواهد شد.
منابع:


بدون دیدگاه