هنر چیست؟
یا سوال درست این است، هنر کیست؟
حداقل نلسون گودمن، بنیانگذار پروژه صفر در دانشکده تحصیلات تکمیلی هاروارد برای تمام دانشجویانش این سوال را تصحیح میکند.
پرندگان هم موسیقی میسازند، میمون و فیل هم ممکن است نفاشی کند اما این تنها انسان است که از هنر خود میتواند لحظهای فاصله بگیرد، آن را نقد کند و برای تغییر آن دست به ابتکار بزند.
روانشناسیِ هنر مسیری برای پیدا کردن بهترین و مطلوب ترین راه برای انتقال احساسات از طریق هنر و درمان به این وسیله است.
شغلهای رشته روانشناسی هنر
با تحصیل در رشته روانشناسی هنر و یا روانشناسی به طور عام و گذراندن دورههای هنر درمانی ( از جمله تفسیر نقاشی)، در ایران حتی میتوانید شغلهای جذابی را امتحان کنید.
با اینکه هنر همیشه یکی از معضلات خانوادههای ایرانی برای کسب درآمد کافی است، میان رشتهها مانند روانشناسی هنر این مشکل را حل کردند.
همانطور که در این لیست میتوانید شغلهای رشته روانشناسی هنر را ببینید؛ در عین درآمد کافی، بخش هنری و ارتباط با روح کنجکاوتان نیز ارضا میشود:
- مشاور هنری: این افراد به هنرمندان، برندها و کسب ها در زمینه هنر برای پویایی و نظرات روانشناسی تخصصی جهت تحول پروژه ها و ایدههایشان کمک میکنند.
- کارشناس منابع انسانی: میتوانید هنرمندان را کشف کنید و مشکلات زندگی که باعث رکود وضعیت شغلیشان شده شناسایی تا سپس حل کنید.
- درمان: هنر درمانی یکی از رشتههای جهانهای پیش رفته تر هست که متاسفانه هنوز در ایران به طور کلی جا نیوفتاده اما با تفسیر نقاشی، بازی درمانی و حتی گروه درمانی های هنری در این زمینه مشغول به کار شوید.
- مدیر گالری یا موزه: اگر آشنایی در این حوزه دارید یا ارتباطی با این دسته افراد همراه دانش روانشناسی به خوبی میتوانید با آگاهی از علایق انسانی با ترفند های موثر به پیشرفت گالری کمک کنید.
- کارشناس رسانههای هنری: کانال، پیج، سایت یا حتی در صدا و سیما از هنر درمانگری شما استفاده خواهد شد. این کار تحلیل و بررسی تاثیرات هر خبر بر مردم را بررسی میکند.
- مدیر کارگاههای هنری: به سادگی و با هزینهی کم میتوانید تواناییتان را تبلیغ و به گروه هدف خود در غالب یک کارگاه هنر درمانی مطالب آموخته را یاد بدهید. این میتوانید مجسمهسازی و تخلیه هیجانات باشد.

آشنایی با هنر
با مطالعه شغلهای رشته روانشناسی هنر میتوانید به طور کلی با این حوزه آشنا شوید.
فعالیتهای میانرشتهای بهترین کارآرایی و بازخورد را در این زمینه دارد چراکه نه تنها یک حوزه ( روانشناسی یا هنر) تقویت میشود بلکه به بخش دیگر آن نیز توجه میشود.
گزارشگری از دکتر الن وینر، مدرس و روانشناس در آکسفورد پرسید:
چهطور روانشناسی و هنر ترکیب شد؟
وینر: قدمت هنر پیش از نخستین فناوری ها، شهر نشینی یا حتی کشاورزی بود.
میتوان گفت هنر، انتخاب طبیعی بشر است. این بدان معناست که هر کسی در هنر دستی داشته باشد، ارتباط بهتری با مردم میگیرد.
و کسانی که ارتباط بهتر و گستردهتری با دیگران دارند راحت تر ازدواج و فرزندآوری میکنند.
در نتیجه انتخاب هنر در زمینههای متفاوت انتخاب طبیعی برای بقا شخص و ادامه دهنده نسل او بوده.
روانشناسی هنر از کجا آغاز شد
روانشناسی کشف رمز و راز رفتار و احساسات آدمیان است.
هنر هم بیشترین محرکیست که احساسات و رفتار را در آدمی برمیانگیزد.
پس ترکیب روانشناسی و هنر از اینجا آغاز شد که مردم فهمیدند با آگاهی از رفتار و احساساتشان هنر بهتر بروز پیدا میکند و برعکس از طریق هنر به احساسات غنی تر و سلامت روانی رسیدند.
مردم فهمیدند موسیقی آنها را به گریه وا میدارد، بازیگری باعث همدلی بیشتر میشود یا نقاشیها با معنا دادن به زندگی خوشحالکننده هستند.
در تحقیقی جهت یافتن هنر واقعی در سرشت آدمی، سی هنرمند امپریالیسم در مقابل سی نقاشی که کودکان و حیوانات( میمون و فیل) کشیده بودند بدون اینکه هیچ نشانهای از هر کدام آنها باشد به مردم ارائه شد.
تقریبا همهی آنها نقاشیهای هنرمندان واقعی را به عنوان : نقاشی بهتر انتخاب کردند.
زمانی که از آنها سوال شد چرا این انتخاب را داشتند آنها اینطور جواب دادند:
انگار فکر شده بود.
آن دسته از نقاشی ها با برنامهریزی بود.
در نتیجه بدون شک تفاوتی بین احساسی که یک نقاش حین خلق آثار خود در بوم یا موسیقی و نوشتههایش میگذارد، با کودک یا حیوانات بدون اندیشه وجود دارد.
انتقال احساسات یکی از سالم ترین نمونههای تاثیر مستقیم هنر بر روان آدمی است که روانشناسی هنر از همین مسیر آغاز به کار کرد.
نظریههای هنر درمانی
سالها مردم سعی کردند ارزش هنر را برآورد کنند. در یکی از این تلاشها آنها درمان را با هنر آمیختند و مشاهده کردند انسانها به نقاشی، موسیقی یا نوشتن خاطرات واکنش روانی متفاوتی نشان میدهند که با حذف هنر وجود ندارد.
1. شناختگرایی
این نظریه هنر درمانی استدلال کرد:
ارزش هنر نه تنها در قدرت آن است؛ که به آن بستگی دارد تا چه اندازه ما را از نظر عاطفی لمس می کند.
لذت، سرگرمی یا انزجار، همگی احساساتی هستند که هنر به طور کامل در آدمی پدید میآورد پس در نهایت خواهد توانست انسان را به موجودی همدل با درونش تبدیل کند.
2.نظریه معنادهی
روانشناسی هنر از منظری دیگر هم قابل ببرسی است؛ هنر اگر با هدف برای تاثیر بر روان افراد باشد میتواند در نهایت مفاهیم اخلاقی و ارزشی را به طور ساده درونی کند تا او بپذیرد.
به همین خاطر همیشه در مدارس که کودکان و نوجوانان وارد فضای جدید میشوند سعی میکنند یک نوع موسیقی در کلاسهای اضافی داشته باشند.
چه بسیار عقاید که بعد از جملات دانته در کتاب کمدی الهی، راجع به مرگ و زندگی و معنای زیستن، عوض نشد.

3.نظریه اجتماعی هنر
وینر معتقد است:
بالاترین فضیلت هنر، این است که آدمی را به تجربه احساس وا میدارد.
اگر موسیقی شما را به گریه نیندازد یا از ته دل نخندانت، موسیقی، نوع هنر آمیخته در روح شما نیست. دنبال نقاشی بروید، بازیگری کنید، آثار میکل آنژ ببینید.
آنچه در شما تحولی احساسی و تسهیل در برقراری ارتباط را به ارمغان بیاورد یعنی هنر!
در نظریه های هنر درمانی بهترین نمونه هنر یعنی ارتباط شما با خودتان، درون و بیرون از وجودتان. اگر با هنر بتوانید به چهرهای نگاه کنید و بفهمید چه چیزی تجربه میکند به تجربهی خاص و والایی از هنر درمانی رسیدهاید.
دکتر کیا میگوید: هنر راهی برای بیرون آوردن احساسات من است.
به نوعی قوی و بیمثال با نقاشی میتوانم در خشم، سوگواری و شادی خودم غرق شوم.
پس روانشناسی هنر به میان میآید تا با درک و قبول غم و ترس شدید، دلهره، اضطراب و استرس به انسانهایی یک دست و از نظر سلامت روان بهبود یافته، تبدیل شوید.
نظر فروید راجع به هنر
همینطور که تا کنون دلایل پیوند روانشناسی هنر را با شما مرور کردیم و به عباراتی نظیر: درک احساسات، بیرون کشیدن افکار، تغییر عقاید، تسهیل ارتباطات و… رسیدیم در بررسی نظر فروید راجع به هنر به دیدگاهی کاملا متفاوت برخورد میکنیم.
به عنوان یکی از بدبینانهترین توصیفات اما همسو با نقلقول و نظریات دیگر روانشناسان، میتوانیم از نظر فروید راجع به هنر را اینطور بیان کنیم:
هنر و ادبیات ماحصل تمایلات ارضا نشده همانند خشم و نیازهای جنسی است.
اگر بتوان انگیزههای واقعی که باعث تجلی هنر میشود را یافت، دیگر آدمی سمت چنین اموری نمیرود.
فروید در مورد هنر و فانتزی معتقد است اینها کاربردهای تطبیقی، آرامسازی های موقتی و فراری خلاق از مشکلات یا غرایز ارضا نشده هستند.
کتاب روانشناسی هنر
با جستجوی کوتاه در گوگل میتوانید کتابهای بسیار در حیطهی روانشناسی هنر پیدا کنید اما آنچه پیش از خواندن آنها مهم است، دلیل مطالعه شما خواهد بود.
اگر میخواهید در نقاشی و هنر درمانی دست داشته باشید یا مجسمهسازی کنید، همینطور فنبیان و بازیگری را کار کنید باید کتاب مرتبط با تخصص مورد نظر را بخوانید.
وینر معتقد است دو نوع هنر یعنی موسیقی و بازیگری بیش از بقیه باعث بروز احساسات میشود.
یکی از دانشجویان او در طول یکسالی که با کودکان و نوجوانان، بازیگری کار میکرد دریافی جالب داشت.
دانشآموزان موسیقی و بازیگری، در انتهای سال در مقایسه با گروه مجسمهسازی از همدلی بیشتری برخوردار هستند.
نوجوانان میتوانستند هویتیابی کنند و روحیهی انتقادی داشته باشند.
کودکان کوچک تر با همدلی افزوده شده با دیگران برخورد میکردند و میگفتند با جانشینی نقشها، توانستند خود را جای دیگران بگذارند.
پس مطالعه کتابهای روانشناسی هنر باید در همان زمینهای باشد که میخواهید در آن کار کنید.
نه هر کتاب هنری که اندکی دیدگاه و نظریه روانشناسی در آن جای گرفته بود.
منابع:


بدون دیدگاه